فناوری آموزش- تربیت معلم
ابراهیم ریحانی؛ محمدجواد اسلام پور؛ مرضیه فتح بک؛ مهدیه اجدادی
چکیده
پیشینه و اهداف: ریاضیات به عنوان یکی از بنیادیترین ابزارهای شناخت و تحلیل جهان، نقش بسیار مهمی در فرآیند تعلیم و تربیت ایفا میکند. در این میان، معلمان ریاضی به عنوان حلقه واسط بین مفاهیم علمی و فراگیران، وظیفه خطیری در انتقال موثر مفاهیم و تقویت تواناییهای تفکر انتقادی، تحلیل و حل مسئله دانشآموزان دارند. در سالهای اخیر، تمرکز ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ریاضیات به عنوان یکی از بنیادیترین ابزارهای شناخت و تحلیل جهان، نقش بسیار مهمی در فرآیند تعلیم و تربیت ایفا میکند. در این میان، معلمان ریاضی به عنوان حلقه واسط بین مفاهیم علمی و فراگیران، وظیفه خطیری در انتقال موثر مفاهیم و تقویت تواناییهای تفکر انتقادی، تحلیل و حل مسئله دانشآموزان دارند. در سالهای اخیر، تمرکز پژوهشها از صرفاً حل مسائل استاندارد به سوی توانایی طرح مسائل جدید، خلاقانه و مبتنی بر موقعیتهای واقعی سوق یافته است. طرح مسئله نه تنها فرایندی خلاقانه است بلکه نوعی فعالیت شناختی سطح بالا محسوب میشود که دانشآموز را درگیر فرآیند معنابخشی، ساختاردهی و مدلسازی از پدیدهها مینماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی توانایی معلمان ریاضی در زمینه طرح مسائل، با تمرکز بر بررسی مؤلفههای خلاقیت ریاضی در مسائل طرح شده توسط معلمان ریاضی دوره متوسطه انجام گرفت.
روشها: روش پژوهش، توصیفی - پیمایشی است. جامعه تحقیق شامل کلیه دانشجو معلمان ریاضی استان های تهران، خوزستان، همدان و خراسان شمالی و معلمان ریاضی مقطع متوسطه تهران میباشد. نمونه پژوهش شامل 206 نفر از دانشجومعلمان و معلمان ریاضی است که به روش نمونهگیری تصادفی و به صورت خوشهای از این جامعه انتخاب شدند. جهت ارزیابی مؤلفه های خلاقیت ریاضی در مسائل طرح شده توسط معلمان از آزمون محققساخته استفاده شد. این آزمون شامل5 تکلیف طرح مسئله براساس چارچوب طرح مسئله استویانوا در موقعیتهای ساختاریافته، نیمه ساختاریافته و آزاد بود و 50 دقیقه زمان برای پاسخگویی و طرح مسئله در نظر گرفته شد. روایی محتوایی آزمون توسط سه نفر از اساتید صاحب نظر در آموزش ریاضی و دو نفر از اساتید حوزه ریاضیات مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ معادل 0.78 برآورد گردید که نشاندهنده انسجام داخلی مناسب ابزار میباشد. تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد صورت گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که اغلب معلمان توانایی طرح مسئله را در موقعیتهای آموزشی مختلف دارند اما بیشتر تمرکز آنان بر بازتولید مسائل مشابه و متداول کتابهای درسی است. در آزمونهای ارائه شده، درصد قابل توجهی از پاسخدهندگان نتوانستند مسائل نوآورانه یا مبتنی بر زندگی واقعی طراحی کنند. تفاوت معناداری بین عملکرد معلمان شاغل و دانشجو-معلمان مشاهده شد؛ بهگونهای که دانشجو-معلمان در زمینه خلاقیت و تنوع در طرح مسائل عملکرد بهتری از خود نشان دادند. همچنین یافتهها نشان داد که بسیاری از معلمان فاقد درک عمیق نسبت به موقعیت مسئله بوده و در انتقال آن به تکلیف آموزشی دچار ضعف هستند. به طور کلی میتوان چنین استنباط کرد که در مسائل طرح شده توسط شرکت کنندگان، نقش مؤلفههای خلاقیت کمرنگ بود، اما با توجه به عملکرد آنها در برخی از سوالات، اینطور استنباط میشود که نوع تکلیفی که داده میشود در بروز خلاقیت ریاضی آنان نقش دارد. در واقع معلمان توانایی عمومی طرح مسئله در زمینههای گوناگون را دارند اما نیازمند آموزشهای تخصصی در این زمینه میباشند.
نتیجهگیری: در جمعبندی نهایی میتوان گفت که اگرچه توانایی طرح مسئله به عنوان یکی از مولفههای کلیدی آموزش مؤثر ریاضی شناخته میشود، اما نظام آموزشی ما هنوز نتوانسته بستر مناسبی برای توسعه این مهارت در معلمان فراهم کند. در واقع معلمان توانایی عمومی طرح مسئله در زمینههای گوناگون را دارند اما نیازمند آموزشهای تخصصی در این زمینه میباشند، لذا پیشنهاد میشود کارگاهها و دورههای آموزشی ویژه برای آموزش طرح مسئله به معلمان طراحی و اجرا گردد. همچنین تأکید بر استفاده از مسائل واقعی و زمینهدار میتواند به افزایش انگیزه یادگیری دانشآموزان کمک نماید. از جمله محدودیتهای این مطالعه، عدم پوشش کامل جغرافیایی کشور و همچنین اتکای صرف به ابزار کتبی برای ارزیابی عملکرد طرح مسئله میباشد. تحقیقات آتی میتوانند به بررسی تاثیر مداخلات آموزشی هدفمند بر بهبود توانایی طرح مسئله معلمان در کلاس درس بپردازند.
فناوری آموزش
یاسمن علی محمدی؛ هادی پورشافعی؛ محمد علیزاده جمال
چکیده
پیشینه و اهداف: مطالعات نشان دادهاند که ادغام فناوری در آموزش ریاضی با بهرهگیری از مدل محتوایی-پدالوژیکی و فناورانه (TPACK) میتواند عملکرد تحصیلی دانشآموزان را بهبود بخشد. نرمافزار جئوجبرا بهعنوان ابزاری پویا، درک مفاهیم انتزاعی هندسه را تسهیل میکند و یادگیری را قوت میبخشد. بااینحال، چالشهایی مانند کمبود مهارت معلمان، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: مطالعات نشان دادهاند که ادغام فناوری در آموزش ریاضی با بهرهگیری از مدل محتوایی-پدالوژیکی و فناورانه (TPACK) میتواند عملکرد تحصیلی دانشآموزان را بهبود بخشد. نرمافزار جئوجبرا بهعنوان ابزاری پویا، درک مفاهیم انتزاعی هندسه را تسهیل میکند و یادگیری را قوت میبخشد. بااینحال، چالشهایی مانند کمبود مهارت معلمان، محدودیتهای فنی و نابرابری دسترسی به تجهیزات، بهرهبرداری کامل از این فناوری را محدود کرده است. در ایران، پژوهشهای محدودی به بررسی تأثیر TPACK و جئوجبرا در دورۀ ابتدایی پرداختهاند که این شکاف پژوهشی، ضرورت انجام مطالعۀ حاضر را نشان میدهد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش تدریس مبتنی بر مدل TPACK، با استفاده از نرمافزار جئوجبرا بر عملکرد تحصیلی و تجربیات یادگیری دانشآموزان پایۀ پنجم ابتدایی در مباحث تقارن، محیط، مساحت و حجم انجام شد.روشها: این پژوهش با رویکرد ترکیبی تبیینی انجام شد. جامعۀ آماری شامل دانشآموزان دختر پایۀ پنجم بجنورد در سال 1403-1402 بود. ۶۰ دانشآموز با روش همتاسازی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۳۰ نفر) قرار گرفتند. ابزار کمّی، آزمون محققساخته با پایایی بالا (آلفای کرونباخ > 9/0) و ابزار کیفی، مصاحبۀ نیمهساختاریافته بود. گروه آزمایش طی ۲۱ جلسۀ ۴۰دقیقهای با جئوجبرا و مدل TPACK و گروه کنترل با روش سنتی آموزش دیدند. دادههای کمّی با تحلیل کوواریانس با استفاده از نرمافزار SPSS و دادههای کیفی با تحلیل مضمون بررسی شدند.یافتهها: یافتههای کمّی، حاصل از طرح شبهتجربی با پیشآزمون و پسآزمون، نشان داد که آموزش مبتنی بر جئوجبرا تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان در هر چهار مبحث داشت. نتایج تحلیل کوواریانس با (513/30 F= و 05/0 Sig<و اندازه اثر349/0) برای تقارن،(777/35 F= و 05/0 Sig<و اندازه اثر390/0) برای مساحت، (254/23 F= و 05/0 Sig< و اندازه اثر311/0) برای حجم و (094/24 F= و 05/0Sig< و اندازه اثر301/0) برای محیط، برتری گروه آزمایش را تأیید کرد. یافتههای کیفی، از تحلیل مضمون مصاحبههای نیمهساختاریافته با ده دانشآموز گروه آزمایش، مضامینی شامل جذابیت بصری و تعاملی جئوجبرا، تسهیل درک مفاهیم هندسی، افزایش انگیزه، تقویت همکاری گروهی، کاهش اضطراب ریاضی و چالشهای فنی را آشکار کرد. این نتایج، پتانسیل TPACK و جئوجبرا را در بهبود آموزش ریاضی ابتدایی نشان میدهد؛ هرچند ضرورت رفع موانع فنی را نیز برجسته میکند.نتیجهگیری: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش تدریس مبتنی بر مدل TPACK با استفاده از نرمافزار جئوجبرا بر عملکرد تحصیلی و تجربیات یادگیری دانشآموزان پایۀ پنجم ابتدایی در درس ریاضی نشان داد که این رویکرد میتواند بهعنوان استراتژی مؤثر در بهبود یادگیری مفاهیم ریاضی و تقویت مهارتهای شناختی و اجتماعی دانشآموزان عمل کند. نتایج کلی حاکی از پتانسیل زیاد این روش در ارتقای کیفیت آموزش ریاضی و ایجاد محیطی پویا برای یادگیری است. این یافتهها کاربردهای مهمی در طراحی برنامههای درسی مبتنی بر فناوری و بهبود روشهای تدریس در دورۀ ابتدایی دارند و میتوانند به تدوین سیاستهای آموزشی برای ادغام فناوری در کلاسهای درس کمک کنند. از محدودیتهای پژوهش میتوان به تمرکز بر دانشآموزان دختر در منطقۀ جغرافیایی خاص و مدتزمان محدود مداخلۀ آموزشی اشاره کرد. موانع شامل کمبود تجهیزات فناوری در برخی مدارس، ناکافیبودن مهارتهای اولیۀ دانشآموزان در کار با نرمافزار و مشکلات فنی مانند قطعی اینترنت بود که اجرای مداخله را در مواردی با چالش مواجه کرد. پیشنهاد میشود مطالعات آتی تأثیر این روش را در سایر پایههای تحصیلی و موضوعات درسی بررسی کنند. نتایج این پژوهش میتواند در توسعۀ برنامههای آموزشی فناوریمحور، طراحی کارگاههای آموزشی برای معلمان و بهبود دسترسی به ابزارهای دیجیتال در نظام آموزشی استفاده کند. این رویکرد بهویژه میتواند در کاهش نابرابریهای آموزشی و ارتقای کیفیت یادگیری در مناطق کمبرخوردار مؤثر باشد.
فناوری آموزش
ابوالفضل رفیع پور؛ پویا کریمی
چکیده
پیشینه و اهداف: برنامهنویسی بهعنوان فعالیتی میانرشتهای، پیوندی فعال میان ریاضیات و علوم کامپیوتر ایجاد میکند که میتواند در خدمت حل مسئله، یادگیری مفاهیم انتزاعی و توسعۀ تفکر محاسباتی قرار گیرد. در سالهای اخیر، استفاده از محیطهای بصری مانند اسکرچ در آموزش ریاضیات توجه ویژه قرار گرفته است. با وجود این، شواهد اندکی دربارۀ ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: برنامهنویسی بهعنوان فعالیتی میانرشتهای، پیوندی فعال میان ریاضیات و علوم کامپیوتر ایجاد میکند که میتواند در خدمت حل مسئله، یادگیری مفاهیم انتزاعی و توسعۀ تفکر محاسباتی قرار گیرد. در سالهای اخیر، استفاده از محیطهای بصری مانند اسکرچ در آموزش ریاضیات توجه ویژه قرار گرفته است. با وجود این، شواهد اندکی دربارۀ تأثیر برنامهنویسی بلوکی بر مهارتهای هندسی و تفکر محاسباتی در دورۀ متوسطۀ اول وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر برنامهنویسی بلوکی در محیط اسکرچ بر تفکر محاسباتی و مهارت حل مسئلۀ هندسی دانشآموزان پایۀ هفتم بود.روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و این مطالعه با رویکرد آمیخته (کمّی–کیفی) و در دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. جامعۀ آماری، دانشآموزان پسر پایۀ هفتم شهر ماهان، در سال تحصیلی 1404-1403 و شیوۀ نمونهگیری، به صورت تصادفی بود. نمونه شامل ۶۰ دانشآموز است که بهطور تصادفی، به هریک از گروههای آزمایش و گواه، ۳۰ دانشآموز اختصاص یافت. مداخلۀ آموزشی بهمدت ۸ هفته و با تمرکز بر آموزش مفاهیم فصل «هندسه و استدلال» از کتاب درسی ریاضی پایۀ هفتم صورت گرفت. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی، آزمون استاندارد تفکر محاسباتی رومانو گونزالس و همکاران بود که بهصورت پیشآزمون و پسآزمون اجرا شد. پایایی آن با آلفای کرونباخ 79/0 گزارش شده است. همچنین دادههای کمّی با نرمافزار SPSS تحلیل شد و دادههای پیشآزمون و پسآزمون تفکر محاسباتی در هر دو گروه آزمایش و گواه از توزیع نرمال پیروی کردند که امکان استفاده از آزمونهای پارامتریک (t زوجی و t مستقل) را فراهم ساخت. در بخش کیفی، با بهرهگیری از تحلیل محتوای پروژههای برنامهنویسیشده دانشآموزان در برنامۀ دکتر اسکرچ و مصاحبههای نیمهساختاریافته، فرایند یادگیری و ادراک مفاهیم هندسی کتاب درسی ریاضی پایۀ هفتم بررسی شد.یافتهها: در گروه آزمایش، میانگین نمرات تفکر محاسباتی از 73/10 (انحراف معیار 727/4) در پیشآزمون به 57/14 (انحراف معیار 739/4) در پسآزمون افزایش یافت که با آزمون t زوجی تفاوت معناداری را (0001/0p<) تأیید میکند. در مقابل، گروه گواه با تغییر اندک از 60/10 به 90/10 اختلاف معنادار نشان نداد (405/0p=). محاسبه اندازهی اثر کوهن d برای گروه آزمایش نشانگر اثری قوی بود، که تأییدی بر اثربخشی مداخلۀ اسکرچ است. در برنامۀ دکتر اسکرچ، چهار ویژگی اصلی تفکر محاسباتی در مصنوعات دیجیتال دانشآموزان مطرح شد که در زمینۀ سؤالات هندسۀ پایۀ هفتم کاربرد دارد. این ویژگیها شامل تبدیل مفاهیم انتزاعی به اشیای ملموس، توسعۀ الگوریتمهای تعمیمپذیر، بازنمایی چندوجهی مسائل و تکرارپذیری راهحلهای شناسایی است.نتیجهگیری: یافتههای آماری حاصل از تحلیل t زوجی نشان داد که برنامهنویسی در محیط اسکرچ موجب افزایش معنادار نمرات تفکر محاسباتی در گروه آزمایش شده است. دادههای کیفی شامل پروژههای برنامهنویسیشدۀ دانشآموزان، مصاحبههای نیمهساختاریافته و تحلیل تصاویر و ویدئوهای آموزشی نیز نشان دادند که دانشآموزان توانایی بازنمایی مفاهیم هندسی مانند تقارن و دوران را به شیوهای ملموستر و چندوجهی در پروژههای خود در اسکرچ دارند. از این منظر، این پژوهش با تلفیق دو قلمرو تفکر محاسباتی و آموزش هندسه، بستر نوآورانهای برای طراحی تجربیات آموزشی و تلفیق فناوری و یادگیری مفاهیم ریاضی فراهم آورد. این مقاله تأکید میکند که برنامهنویسی بلوکی باید نهصرفاً بهعنوان ابزار فناوری، بلکه بهعنوان یک واسطۀ شناخت در آموزش ریاضی در نظر گرفته شود. این رویکرد میتواند زمینهساز تحول در شیوههای یاددهی-یادگیری مفاهیم پیچیدۀ هندسی و ابزاری کارساز برای معلمان ریاضی برای آموزش مفاهیم انتزاعی به دانشآموزان باشد.
آموزش الکترونیکی
خدیجه پاسبان خمری؛ محمد رضا ربیعی؛ احمد شاهورانی سمنانی؛ محسن رستمی مال خلیفه
چکیده
پیشینه و اهداف: شیوع همهگیری کووید-۱۹ و گسترش ناگهانی آموزش مجازی، چالشهای بیسابقهای را در نظامهای آموزشی، بهویژه در زمینه ارزشیابی مؤثر و دقیق، ایجاد کرد. ارزشیابی، عنصری کلیدی در فرآیند یادگیری است که بر کیفیت تدریس و یادگیری دانشآموزان تأثیر مستقیم میگذارد. در این میان، کاهش سطح یادگیری، به ویژه در درس ریاضی، به مسئلهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: شیوع همهگیری کووید-۱۹ و گسترش ناگهانی آموزش مجازی، چالشهای بیسابقهای را در نظامهای آموزشی، بهویژه در زمینه ارزشیابی مؤثر و دقیق، ایجاد کرد. ارزشیابی، عنصری کلیدی در فرآیند یادگیری است که بر کیفیت تدریس و یادگیری دانشآموزان تأثیر مستقیم میگذارد. در این میان، کاهش سطح یادگیری، به ویژه در درس ریاضی، به مسئلهای مهم در آموزش تبدیل شدهاست. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اجرای یک شیوهنامه ارزشیابی آموزش الکترونیکی طراحی شده بر یادگیری دانشآموزان در درس ریاضی انجام شدهاست. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا اجرای شیوهنامه ارزشیابی آموزش الکترونیکی میتواند به بهبود یادگیری ریاضی دانشآموزان کمک کند؟روشها: این پژوهش از نوع آزمایشی-تجربی است. گروه آزمایش تحت تأثیر متغیر مستقل (اجرای شیوهنامه ارزشیابی آموزش الکترونیکی) قرار گرفت، در حالیکه گروه کنترل این مداخله را تجربه نکرد. متغیر وابسته، پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در درس ریاضی است. عوامل مداخلهگر شامل پایه تحصیلی و نوع مدرسه (تیزهوشان، شاهد و عادی) نیز در مدل آماری لحاظ شدند. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر متوسطه اول استان گلستان در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونهای به حجم 204 نفر از دانشآموزان (گروه آزمایش) به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. بهمنظور مقایسه و کنترل، 379 دانشآموز دختر متوسطه اول (گروه کنترل) با رعایت تناسب در نوع مدرسه انتخاب شدند.مراحل اجرا: در مرحله اول، محتوای الکترونیکی درس ریاضی توسط دبیران شرکتکننده طراحی و تولید شد. همچنین، کارگاه آموزشی برای دبیران برگزار شد تا ضمن آموزش مفاهیم ارزشیابی، چارچوب اجرای شیوهنامه، مطابق با محیط آموزش مجازی، تدوین شود. در مرحله دوم، شیوهنامه در گروههای آزمایش و کنترل اجرا و اثربخشی آن مورد سنجش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها، از شاخصهای توصیفی (میانگین، واریانس و ...) و آزمونهای آماری استنباطی (تحلیل کوواریانس و آزمونهای چندمتغیره و تکمتغیره) با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 27 استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری بین پیشرفت تحصیلی دانشآموزان در گروههای آزمایش و کنترل پس از اجرای شیوهنامه ارزشیابی آموزش الکترونیکی وجود دارد. بهعبارت دیگر، اجرای شیوهنامه منجر به افزایش معنیدار پیشرفت تحصیلی دانشآموزان شد. همچنین، اثر معنیداری برای پایه تحصیلی در پیشرفت تحصیلی دانشآموزان مشاهده شد. نوع مدرسه نیز تأثیر معنیداری بر پیشرفت تحصیلی دانشآموزان دارد.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش مؤثر بودن شیوهنامه ارزشیابی آموزش الکترونیکی در بهبود یادگیری ریاضی دانشآموزان را تأیید میکند. استفاده از راهبردهای ارزشیابی متناسب با اهداف آموزشی و محتوای درس و بهکارگیری روشهای تلفیقی ارزشیابی، بهجای تکیه بر یک روش واحد، میتواند به افزایش اعتبار ارزشیابی و بهبود پیشرفت تحصیلی دانشآموزان کمک کند. این یافتهها، پیشنهادهایی برای طراحی و اجرای نظامهای ارزشیابی مؤثرتر در آموزش الکترونیکی ارائه میدهند. اجرای شیوهنامه ارزشیابی الکترونیکی نه تنها باعث افزایش دقت و صحت ارزشیابیها میشود، بلکه با ایجاد انگیزه و تشویق دانشآموزان به یادگیری، نقش بسزایی در بهبود کیفیت آموزش دارد. روشهای ارزشیابی تلفیقی، با فراهم کردن بازخوردهای دقیق و قابل اعتماد، میتوانند به دبیران کمک کنند تا نقاط ضعف و قوت دانشآموزان را شناسایی کرده و برنامههای آموزشی خود را براساس نیازهای واقعی آنان تنظیم کنند. از این رو، توصیه میشود که نظامهای آموزشی به بهرهگیری از روشهای ارزشیابی الکترونیکی و تلفیقی روی آورند تا بدین وسیله، فرآیند یادگیری را بهبود بخشیده و دانشآموزان را برای چالشهای آینده آماده کنند.
فناوری آموزش
محمد علی زاده جمال
چکیده
پیشینه و اهداف: دانشگاه فرهنگیان با تحول در نگرش دانشجومعلمان نسبت به مسأله آموزش و همچنین بالا بردن سطح دانش تخصصی و مهارتهای حرفهای دانشجومعلمان از جمله بهکارگیری فناوری در همه حوزه ها می تواند اصلاحات اساسی در رویکردهای آموزشی، برنامه های درسی و روشهای آموزش بهتر به دانش آموزان ایجاد نماید. در این میان با توجه ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: دانشگاه فرهنگیان با تحول در نگرش دانشجومعلمان نسبت به مسأله آموزش و همچنین بالا بردن سطح دانش تخصصی و مهارتهای حرفهای دانشجومعلمان از جمله بهکارگیری فناوری در همه حوزه ها می تواند اصلاحات اساسی در رویکردهای آموزشی، برنامه های درسی و روشهای آموزش بهتر به دانش آموزان ایجاد نماید. در این میان با توجه به این که درس ریاضی در تمام مقاطع تحصیلی از درسهای اصلی دانش آموزان است؛ لذا باید به معلمانی که مسئولیت آموزش این درس را چه در دوره ابتدایی و چه در دوره دبیرستان بر عهده دارند، توجه ویژهای نمود. از طرفی یکی از مهارتهای اساسی برای موفقیت یک معلم ریاضی در همه حوزههای آموزشی، تربیتی، اداری و رشد حرفه ای، مهارت آشنایی و بهکارگیری فناوری است. تلفیق فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی به ویژه درس ریاضی و ارزیابی اثربخش بودن آن همواره یکی از دغدغه های رایج دلسوزان نظام آموزشی بوده است؛ لذا هدف پژوهش حاضر ارزیابی عملکرد دانش آموختگان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان از نظر بهکارگیری فناوری از دیدگاه مدیران براساس مدل جان وایلز و جوزف باندی است.روشها: روش پژوهش بر اساس هدف کاربردی و براساس روش گردآوری دادهها، توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری شامل 57 نفر از دانش آموختگان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان است که در سال تحصیلی ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ در مدارس استان خراسان شمالی شروع به تدریس نمودهاند، که با توجه به محدود بودن جامعه آماری همه این 57 نفر در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفتهاند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بوده که بر اساس محورهای ارزیابی مدل جان وایلز و جوزف باندی تدوین و توسط مدیران مدارس تکمیل و گردآوری شد که بعد از تأیید روایی، پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 95/0 بهدست آمد. در بخش آمار استنباطی برای تجزیه و تحلیل دادهها و تعمیم نتایج از آزمون t تکنمونهای به کمک نرمافزارSPSS - V23 استفاده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که دانش آموختگان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان از نظر به کارگیری فناوری از دیدگاه مدیران مدارس در پنج مؤلفه از شش مؤلفه مدل جان وایلز و جوزف باندی (بهسازی و آموزش، رشد حرفهای، روابط انسانی، امور اداری، برنامه ریزی درسی) دارای عملکرد مطلوبی بودهاند و امتیاز عملکرد آنها در این پنج مؤلفه از حد میانگین بالاتر است؛ ولی در یک مؤلفه دیگر(ارزشیابی) دارای عملکرد مطلوبی نیستند و امتیاز عملکرد آنها در این مؤلفه از حد میانگین پایینتر است.نتیجه گیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت کیفیت عملکرد دانش آموختگان رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی از نظر بهکارگیری فناوری از دیدگاه مدیران مدارس براساس الگوی جان وایلز و جوزف باندی در مجموع شش مؤلفه بهسازی و آموزش، رشد حرفه ای، روابط انسانی، ارزشیابی، امور اداری و برنامهریزی درسی بهطور میانگین مطلوب بوده است. از طرفی با توجه به امتیاز پایین بهدست آمده در مؤلفه ارزشیابی به نظر میرسد توجه بیشتر به ارائه درس «سنجش و ارزشیابی یادگیری ریاضی» براساس مهارت های به کارگیری فناوری های نوین و همچنین برگزاری کارگاههای آموزشی کاربست فناوری در حوزه ارزشیابی به آشنایی بیشتر و عملکرد بهتر دانش آموختگان رشته آموزش ریاضی در این بخش کمک خواهد کرد.
یادگیری الکترونیکی
غلامحسین رحیمی دوست؛ فریبا موسوی؛ امیر مثنوی
چکیده
پیشینه و اهداف: امروزه اینترنت نقش پررنگی در تمام ابعاد زندگی بشر پیدا کرده است و همه جنبه های فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته بیش از 82 درصد از جمعیت ایران تا سال 1398 از اینترنت استفاده می کنند. اینترنت به عنوان یک رسانه جذاب و فراگیر بر بخش های اقتصادی و مالی، اداری، ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و علمی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: امروزه اینترنت نقش پررنگی در تمام ابعاد زندگی بشر پیدا کرده است و همه جنبه های فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته بیش از 82 درصد از جمعیت ایران تا سال 1398 از اینترنت استفاده می کنند. اینترنت به عنوان یک رسانه جذاب و فراگیر بر بخش های اقتصادی و مالی، اداری، ارتباطات اجتماعی، فرهنگی و علمی تأثیرات عمیقی داشته و به نوعی سبک زندگی افراد را تغییر داده است. این تاثیر به گونه ای بوده که امروزه از مفهومی با نام شهروندی دیجیتال و به جای مفهوم رایج شهروندی نام برده می شود. از آنجا که یکی از حوزه های مهم زندگی بشر آموزش و یادگیری است، کاهش هزینه های روزافزون آموزش و بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان و تدریس معلمان از دیرباز چالش اصلی مسئولان و مدیران نظام های آموزشی جهان بوده است و همیشه به دنبال راه کار و شیوه ای برای حل این چالش بوده اند. غالباً فنآوری افق های نوید بخشی برای حل این مشکلات پیش روی مدیران نظام های آموزشی قرار داده است. از زمان ظهور و گسترش فنآوری اینترنت توجه مدیران به این رسانه به عنوان یک ابزار قوی و تعاملی بوده است. ماهیت منحصر به فرد اینترنت و تفاوت های بنیادین با رسانه های قبلی توجه خیلی از معلمان و استادان را نیز به خود جلب کرده است. اینترنت با فراهم کردن ابزارها و امکانات متعدد می تواند بستری مطلوب برای بر طرف کردن این چالش ها باشد. از این ابزارها می توان در مراحل و بخش های مختلف آموزش استفاده کرد. برخی از این ابزارها مناسب ارایه مطلب، برخی مناسب جلب و هدایت توجه دانش آموزان و دانشجویان، برخی برای انجام اشکال متفاوت تمرین، ارایه بازخورد، ایجاد انگیزه و حتی انجام کارهای مشارکتی و گروهی توسط یادگیرندگان مناسب هستند. برای همین منظور در سال های اخیر پژوهشگران مطالعات زیادی در خصوص نحوه استفاده از ابزارهای اینترنت در تدریس و یادگیری انجام داده اند. یکی از سؤالات اصلی پژوهشگران بررسی توانمندی و قابلیت معلمان و آموزش دهندگان در استفاده از اینترنت برای اهداف مختلف آموزش و یادگیری بوده است، برای همین منظور هدف پژوهش حاضر بررسی مهارتهای تلفیق ابزارهای اینترنت در آموزش توسط دبیران ریاضی مقطع متوسطه اول ناحیه یک شهر اهواز بود.روشها: روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع پیمایش بود. برای این منظور ابتدا پرسشنامه محقق ساخته ای طراحی گردید. پرسشنامه تدوین شده شامل 41 سؤال به شکل لیکرتی بود که به 5 دسته تقسیم می شدند. 10 سؤال مربوط به ارایه مطالب درسی، 9 سؤال مربوط به جلب توجه و ایجاد انگیزش در یادگیرندگان، 13 سؤال مربوط به طراحی و تدوین تمرین، 4 سؤال مربوط به ارایه بازخورد مطلوب به یادگیرندگان و در نهایت 5 سؤال مربوط به تسهیل یادگیری مشارکتی می شدند. برآورد پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به میزان 87/0 به دست آمد. روایی ابزار نیز توسط متخصصان مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری شامل دبیران ریاضی شهر اهواز بود و با توجه به محدودیت جامعه همه دبیران مقطع متوسطه اول شهر اهواز 67 نفر(37 نفر مرد و 30 نفر زن ) به عنوان نمونه انتخاب گردید و سپس با استفاده از پرسشنامه، داده های مورد نیاز گردآوری شد. یافتهها:نتایج تحقیق نشان داد به طور کلی مهارتهای تلفیق ابزارهای اینترنت در آموزش توسط دبیران مطلوب نیست. به عبارت بهتر مهارتهای دبیران در استفاده از ابزارهای اینترنت به منظور ارائه محتوای درسی(62/1)، برای جلب توجه و ایجاد انگیزه در یادگیرندگان(55/1)، تدوین تمرین(79/1)، ارائهی بازخورد مطلوب به یادگیرندگان (72/1) و فراهم کردن شرایط یادگیری مشارکتی(23/1) پایین تر از میانگین مفروض تحقیق بودندنتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان می دهد مهارت های دبیران برای تلفیق ابزارهای اینترنت در آموزش شامل ارایه محتوا، جلب توجه و ایجاد انگیزه، تدوین تمرین، ارایه بازخورد مطلوب با یادگیرندگان و فراهم کردن شرایط یادگیری مشارکتی، ضعیف است و باید بهبود یابد.
تربیت معلم
محمد علیزاده جمال؛ احمد شاهورانی؛ علی ایرانمنش؛ ابوالفضل تهرانیان
چکیده
پیشینه و اهداف: باورها و ساختارهای عقیدتی معلمان، یکی از محورهای اصلی پژوهشهای آموزشی به منظور دستیابی به اصلاحاتی در روشهای تدریس معلمان میباشند. چندین مطالعه تجربی در مورد باورهای معلمان ریاضی صورت گرفته است که به مفهوم سازی و تعریف باورها و اعتقادات کمک کرده اند. ونگ(Wong) در تحقیقی تحت عنوان «توسعه باورهای معلمان از طریق ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: باورها و ساختارهای عقیدتی معلمان، یکی از محورهای اصلی پژوهشهای آموزشی به منظور دستیابی به اصلاحاتی در روشهای تدریس معلمان میباشند. چندین مطالعه تجربی در مورد باورهای معلمان ریاضی صورت گرفته است که به مفهوم سازی و تعریف باورها و اعتقادات کمک کرده اند. ونگ(Wong) در تحقیقی تحت عنوان «توسعه باورهای معلمان از طریق آموزش آنلاین: یک تجربه یک ساله از باورهای معلمان ریاضی و علوم درباره یادگیری و آموزش» با بررسی 21 معلم نشان داد که باورهای معلمان در استفاده از آموزش آنلاین تحت تأثیر سالهای تدریس آنان است. اسکمپ (Skemp) در مطالعات خود، دو نوع باور نسبت به ریاضیات را معرفی کرده است: ریاضیات ابزاری و ریاضیات رابطهای. محمدی و مصلایی در تحقیقی تحت عنوان «ارزیابی باورهای دبیران منتخب ریاضی کشور بر اساس ویژگیهای جمعیتی-شناختی آنها» نشان دادند که هرچه اعتقاد و باور معلمان نسبت به فرایند به روزرسانی شایستگیهای حرفهای خود در تدریس افزایش یابد؛ مسئولیتپذیری آنها در برابر رفتار حرفهای و شغلی خود بیشتر میشود. با ظهور فناوریهای جدید، توجه معلمان ریاضی نیز به استفاده از یک چهارچوب جدید برای یکپارچه سازی دانش فناوری با دانش پداگوژیکی و دانش محتوایی معطوف گردید. در این پژوهش، هدف اصلی بررسی تأثیر آموزش ریاضی بر اساس مدل محتوایی-پداگوژیکی و فناورانه (TPACK) بر تغییر باورهای دبیران دوره متوسطه در خصوص میزان بهکارگیری نرمافزارهای آموزش ریاضی در فرآیند تدریس بوده است.روشها: پژوهشگر برای مشاهده تغییر باورهای دبیران پیش و پس از اجرای آموزش کارگاهی به شیوه نرمافزاری، از روش نیمه تجربی دو گروهی با پیش و پس آزمون استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دبیران ریاضی مقطع متوسطه استان خراسان شمالی میباشد که با استناد به فرمول کوکران، 73 نفر از آن ها به روش نمونهگیری خوشه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه کنترل (33 نفر) و آزمایش (40 نفر) قرار گرفتهاند. پرسشنامه استاندارد استفاده شده در این پژوهش توسط زامبک (Zambak) با استناد به مبانی نظری ساخته و پرداخته شده است. تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش با نرمافزار SPSS صورت گرفت و برای آزمون فرضیه پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد.یافتهها: نتایج تحلیل دادههای آماری این پژوهش نشان داد که برگزاری کارگاه آموزش ریاضی با استفاده از نرمافزار آموزشی جئوجبرا در قالب مدل آموزشی «محتوایی- پداگوژیکی و فناورانه (TPACK)» بر باورهای دبیران ریاضی دوره متوسطه نسبت به استفاده از فناوریهای نوین در آموزش تأثیر مثبتی داشته است. یافتههای این پژوهش همچنین نشان داد که بعضی از معلمان ریاضی، با اینکه تکنولوژی را به عنوان یک ابزار مفید آموزشی برای کلاسهای درس پذیرفتهاند؛ ولی نگران مداخله بیجای تکنولوژی در درک و فهم یک موضوع ریاضی هستند و بدین سبب، به استفاده از تکنولوژی در کلاس درس خود، ترغیب نمیشوند و آن را تنها به عنوان یک فعالیت آموزشی غیررسمی، مجاز میدانند.نتیجهگیری: با توجه به یافتههای این پژوهش میتوان نتیجهگیری کرد که توسعه دانش و تغییر باورهای دبیران ریاضی نسبت به استفاده از فناوریهای به روز در زمینه تدریس ریاضی بر اساس امکانات مدرسهای و محدودیتهای سازمانهای آموزش و پرورش استانهای مختلف کشور بسیار حائز اهمیت است. پیشنهاد میشود تا تصمیم گیرندگان این حوزه با کمک نتایج این پژوهش به کشف و شناسایی دبیران مستعد در مناطق مختلف کشور بپردازند و با برگزاری دورههای آموزشی کوتاه مدت و بلندمدت از توانایی آنها در راستای ارتقاء کلی سطح دبیران ریاضی کشور بهره ببرند.
رویکردهای نوین آموزشی
نرگس یافتیان؛ محمد رضا انصاری
چکیده
پیشینه و اهداف: درک مفاهیم ریاضی بدون تأکید بر استدلال غیرممکن است و جنبه ابزاری و رویهای پیدا میکند و چنانچه ریاضیات به جای مجموعهای از رویهها، به عنوان یک علم مستدل یاد گرفته شود، راحتتر میتواند بازآفرینی شود. از طرف دیگر، هدف هر سیستم آموزشی آماده کردن دانشآموزان برای زندگی اجتماعی است؛ به طوری که آنها قادر باشند ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: درک مفاهیم ریاضی بدون تأکید بر استدلال غیرممکن است و جنبه ابزاری و رویهای پیدا میکند و چنانچه ریاضیات به جای مجموعهای از رویهها، به عنوان یک علم مستدل یاد گرفته شود، راحتتر میتواند بازآفرینی شود. از طرف دیگر، هدف هر سیستم آموزشی آماده کردن دانشآموزان برای زندگی اجتماعی است؛ به طوری که آنها قادر باشند به وظایف روزمره خود به عنوان یک شهروند به خوبی عمل کنند. در این راستا آنها باید بتوانند با استدلالهایی که ارائه میکنند، خود و دیگران را قانع نمایند. اما، دانشآموزان در ارتباط با درک و فهم از استدلال و اثبات در ریاضی و همچنین در ارزیابی درستی آنها با مشکلات گستردهای روبرو هستند. بنابر این، بررسی ارزیابی دانشآموزان از درستی و اعتبار استدلالهای ریاضی و استفاده از این استدلالها در متقاعد کردن خود و دیگران از اهمیت شایانی برخوردار است و شایسته توجه و پژوهشهای بیشتر میباشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی توانایی دانشآموزان پایه یازدهمدر ارزیابی استدلالهای ریاضی است تا نقاط قوت و ضعف دانشآموزان مشخص گردد.روشها: این پژوهش به روش زمینهیابی انجام گرفته است. جامعه آماری، دانشآموزان پایه یازدهم شهر زنجان و نمونه، 393 نفر از دانشآموزان پسر و دختر به روش تصادفی خوشهای از مدارس تیزهوشان، نمونه، شاهد و دولتی میباشند و انتخاب نمونه به گونهای بود که تمامی سطحهای دانشآموزی را شامل گردد. ابزار اندازهگیری، یک آزمون محققساخته است که شامل 3 مسأله در موقعیتهای آشنا، کاملاآشنا و ناآشنا بود که برای هریک از این سه موقعیت، پاسخهایی به دانشآموزان ارائه شد تا در بین آنها مشخص کنند که کدام پاسخ را برای متقاعد کردن خود و کدام را برای متقاعد کردن دوستان و بالاخره کدام را برای دریافت بهترین نمره از معلم انتخاب میکنند. برای تجزیه و تحلیل دادهها، روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون خی دو) مورد استفاده قرار گرفت.یافتهها: نتایج بیانگر آن بود که دانشآموزان توانایی ارزیابی استدلالهای ریاضی را ندارند و در بیش از 60 درصد موارد علاقه خاصی به استفاده از روشهای صوری دارند. از پاسخهای انتخابی دانشآموزان برای قانع ساختن خود و دوستان میتوان نتیجه گرفت هر چقدر موقعیت ناآشناتر باشد؛ دانشآموزان به ملاکهای مورد قبول برای پذیرش یک استدلال منطقی کمتر توجه میکنند. عملکرد دانشآموزان برای دریافت نمره کامل از معلم، بیانگر توجه آنها به پاسخهای نمادین درست و نادرست افزایش یافته و به نظر میرسد شکل ارائه برای آنها مهمتر است و آنها توانایی تشخیص محتوای اثبات صوری درست از نادرست را ندارند؛ ولی در تشخیص استدلالهای نامعتبر در موقعیت آشنا درک بهتری دارند. نتایج نشان میدهد جنسیت در برخی موارد روی عملکرد دانشآموزان تأثیر میگذارد.نتیجهگیری: میتوان گفت که شیوه آموزش فعلی در ریاضیات نتایج قابل توجهی در حیطه استدلال و اثبات به همراه نداشته است و لازم است شیوههای آموزش و محتوای کتب درسی بازنگری گردد. نتایج این تحقیق میتواند مورد استفاده سیاستگذاران تعلیم و تربیت و مولفان کتب درسی قرار گیرد تا با آگاهی از دیدگاه دانشآموزان به استدلالهای ریاضی به جایگاه آن در کتابهای ریاضی توجه ویژهای نمایند و شاید با تغییر نحوه تالیف کتب درسی گامی اساسی برای رفع مشکلات بردارند. همچنین معلمان ریاضی با آگاهی از عملکرد دانشآموزان در زمینه استدلال و اثبات، میتوانند به نقاط ضعف و قوت دانشآموزان خود در فرایند اثباتهای ریاضی پیببرند و بدفهمی آنها در این زمینه شناسایی کنند.
فناوری آموزش
راضیه علی دهی راوندی؛ محمدصادق طاهرطلوع دل
چکیده
پیشینه و اهداف: با توجه به این که قرن حاضر با نوآوری، سرعت و پیشرفتهایی در زمینه فناوری اطلاعات و انتقال دانش عجین شده است، نسل جدید در پی روشهایی است تا خود را با این تغییرات همگام سازد. بنابراین باید در محتوا و روش یادگیری اصلاحاتی انجام گیرد. یکی از روشهای نوین آموزشی، آموزش همراه با فناوری است. فناوری ابزاری است که توسط دانش ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با توجه به این که قرن حاضر با نوآوری، سرعت و پیشرفتهایی در زمینه فناوری اطلاعات و انتقال دانش عجین شده است، نسل جدید در پی روشهایی است تا خود را با این تغییرات همگام سازد. بنابراین باید در محتوا و روش یادگیری اصلاحاتی انجام گیرد. یکی از روشهای نوین آموزشی، آموزش همراه با فناوری است. فناوری ابزاری است که توسط دانش بشری ایجاد شده تا همراه با منابع به تولید، حل مسئله و برآورده شدن نیازها یا خواستهها بپردازد. بنابراین میتوان فناوری آموزشی را به کارگیری فناوری جهت خلق و مدیریت منابع و فرایندهای فناورانه جهت بهبود عملکرد آموزشی با هدف ایجاد انگیزه و ترغیب دانشآموزان به یادگیری و تسهیل روند آموزش تلقی کرد. با توجه به پیشرفت سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات در عصر حاضر و در نتیجه افزایش قابل ملاحظه مطالعات مربوط به بررسی تأثیر فناوری در اثربخشی آموزش، پژوهش حاضر با هدف فراتحلیل و ترکیب نتایج پژوهشهای انجام یافته در زمینه بررسی تأثیر استفاده از فناوری در آموزش ریاضی انجام گرفته است.روش ها جامعه پژوهشی، پژوهشهایی است که به بررسی تاثیر استفاده از فناوری در پیشبرد اهداف آموزش ریاضی پرداخته بودند و با بررسی پیشینه تعداد 19 پژوهش در این زمینه یافت گردید.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری به میزان 0.38 از واریانس متغیر دستیابی به اهداف آموزش ریاضی را پیشبینی میکند بنابراین در صورتی که فناوری به طور کامل در روشهای تعلیم و تربیت ادغام شود میتواند به عنوان ابزاری موثر در بهبود یادگیری دانشآموزان در درس ریاضی عمل کند، لذا با توجه به اثربخشی استفاده از فناوری در آموزش ریاضی، ضروری است برنامههای درسی ریاضی به صورتی تدوین گردند که ارائه محتوا را با تلفیقی از فناوری همراه سازند.نتیجهگیری: مطالعهی حاضر با هدف تلفیق نتایج کسب شده در خصوص تأثیر بهرهگیری از فناوری در پیشبرد اهداف آموزش ریاضی به روش فراتحلیل انجام پذیرفت. متغیر مستقل این پژوهش شامل: نرمافزارهای آموزشی، بازیهای رایانهای، چندرسانهایها، تصاویر گرافیکی و استفاده از کامپیوتر و متغیر وابسته: یادگیری، خودکارآمدی، انگیزش تحصیلی، عملکرد، کارکردهای اجرایی، پیشرفت، خودتنظیمی،یادداری، نگرش و مشارکت در درس ریاضی میباشد. با توجه به وجود همبستگی میان استفاده از فناوری و پیشبرد اهداف آموزش ریاضی توصیه میگردد برنامهریزان آموزشی در امر تدوین کتابهای درسی اهتمام لازم را مطابق این مورد به کار گیرند و روشهای تدریس معلمان نیز متناسب با این موضوع و با استفاده از فناوریهای جدید تغییر یابد.
روانشناسی فناوری آموزش
ابراهیم ریحانی؛ فریده حمیدی؛ فرزانه راشدی
چکیده
درک اعداد منفی و انجام عملیات روی آنها یکی از موضوعات اساسی در ریاضیات است که دانشآموزان در مدارس برای رویارویی با آنها با مشکلات بسیاری مواجه میشوند. یکی از عواملی که منجر به مشکلات جدی در یادگیری مفاهیم ریاضیات میشود، بدفهمیهایی است که بر اثر یاددهی نامناسب، تفکر غیر رسمی یا یادآوری ضعیف گذشته ایجاد میشوند. شناخت بدفهمیها ...
بیشتر
درک اعداد منفی و انجام عملیات روی آنها یکی از موضوعات اساسی در ریاضیات است که دانشآموزان در مدارس برای رویارویی با آنها با مشکلات بسیاری مواجه میشوند. یکی از عواملی که منجر به مشکلات جدی در یادگیری مفاهیم ریاضیات میشود، بدفهمیهایی است که بر اثر یاددهی نامناسب، تفکر غیر رسمی یا یادآوری ضعیف گذشته ایجاد میشوند. شناخت بدفهمیها و ریشههای ایجاد آنها در حوزههای مفهومی و در سطوح مختلف تحصیلی، میتواند موجب ارتقای یادگیری شود. منظور از بدفهمی در این پژوهش برداشت ناقص یا نادرست از یک مفهوم است که اشتباهات نظاممندی را در عملکرد فرد موجب میشود. در این پژوهش درک و تصور دانشآموزان از مفهوم عدد منفی و بدفهمیهای آنان بررسی شده است. روش تحقیق بهکار گرفته شده در این پژوهش، روش توصیفی از نوع زمینهیابی است. جامعة آماری شامل کلیة دانشآموزان پایة دوم راهنمایی شهر تهران در سال تحصیلی 92-1391 و کلیة دانشآموزان پایة هفتم شهرستان درمیان در سال تحصیلی 93-1392 است. حجم نمونه 443 نفر از دانشآموزان پایة دوم راهنمایی و 55 نفر از دانشآموزان پایة هفتم بود که به روش تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شد. ابزار اندازهگیری در پژوهش حاضر، پرسشنامهای محققساخته مبتنی بر پرسشنامة "بوفردینگ" و "کیلهامن" بود. نتایج تحقیق نشان داد که اغلب دانشآموزان، درک و فهم مناسبی از اعداد منفی در ریاضیات مدرسهای ندارند و در پیادهسازی دانستههای خود در حل مسائل ریاضی با مشکل مواجه میشوند. برخی از دانشآموزان علامت "-" را به عنوان یک عملگر کاهشی و برخی نیز علامت "+" را به عنوان یک عملگر افزایشی در نظر میگیرند.
فناوری آموزش- دوره متوسطه
لیلا جوکار؛ محمدرضا فدایی
چکیده
در میان تنوع وگوناگونی حوزههای تعلیمی، ریاضیات بهعنوان یک موضوع محوری، از جنبههای مختلف مورد توجه و اهمیت قرار گرفته است، اما ماهیت انتزاعی آن، سبب گردیده تا اغلب تصور شود ریاضیات و کلاسهای درسی آن با ارزشها ارتباطی ندارند. در پژوهش حاضر ضمن بررسی و معرفی ارزشها در ریاضیات و آموزش ریاضی، میزان گرایش معلمان ریاضی ...
بیشتر
در میان تنوع وگوناگونی حوزههای تعلیمی، ریاضیات بهعنوان یک موضوع محوری، از جنبههای مختلف مورد توجه و اهمیت قرار گرفته است، اما ماهیت انتزاعی آن، سبب گردیده تا اغلب تصور شود ریاضیات و کلاسهای درسی آن با ارزشها ارتباطی ندارند. در پژوهش حاضر ضمن بررسی و معرفی ارزشها در ریاضیات و آموزش ریاضی، میزان گرایش معلمان ریاضی دوره متوسطه به ارزشهای مختلف ریاضیات و ارتباط آن با روش تدریس آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. جمعآوری دادههای این پژوهش، از طریق پرسشنامهای که 53 نفر از معلمان ریاضی دوره متوسطه شهرستان فسا تکمیل کردهاند صورت گرفت. نتایج حاصل بیانگر آن است که از دیدگاه دبیران ریاضی منطقگرایی، به عنوان یکی از ارزشهای ریاضیات، بیشترین جذابیت را دارد اما فعالیتهایی که در کلاسهای درس انجام میدهند مبتنی بر ترویج ارزش کنترل است. همچنین بین اولویت ارزشی دبیران و روش کار آنان، بهجز در ارزش کنترل، رابطه ی معناداری وجود ندارد.