فناوری های آموزشی نوظهور
ملیکا افتخاری؛ مهرک رحیمی
چکیده
پیشینه و اهداف: تکنولوژی آموزشی همواره به عنوان ابزاری قدرتمند در جهت ارتقای فرصت های یادگیری زبان دوم شناخته شده است. استفاده از فناوری در آموزش به ویژه در مناطق کم برخوردار، که عموماً در آن کیفیت آموزشی پایین و منابع آموزشی محدود است، اهمیت بیشتری می یابد. در میان ابزارهای نوظهور، محیط های مبتنی بر واقعیت مجازی توجه بسیاری را به ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تکنولوژی آموزشی همواره به عنوان ابزاری قدرتمند در جهت ارتقای فرصت های یادگیری زبان دوم شناخته شده است. استفاده از فناوری در آموزش به ویژه در مناطق کم برخوردار، که عموماً در آن کیفیت آموزشی پایین و منابع آموزشی محدود است، اهمیت بیشتری می یابد. در میان ابزارهای نوظهور، محیط های مبتنی بر واقعیت مجازی توجه بسیاری را به دلیل توانایی ایجاد تجربه های اصیل و احاطه گر جلب کرده است. با وجود قابلیت های آموزشی این فناوری ها، اثربخشی آنان در میان فراگیرانی که ویژگی های روانشناختی متفاوتی دارند چندان مشخص نیست. یکی از این ویژگی های مهم، درماندگی آموخته شده است که نقش تعیین کننده ای در عملکرد تحصیلی، انگیزش و تاب آوری دانش آموزان دارد. فراگیران با درماندگی بالا معمولا انتظرات منفی مداومی نسبت به توانایی های خود دارند، از خود پشتکار کمتری نشان می دهند و کمتردر فعالیت های کلاسی درگیر می شوند؛ عواملی که ممکن است مزایای محیط های یادگیری فناورانه را برای آنان محدود سازد. اگرچه پژوهش های گذشته به بررسی درماندگی در بافت آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و کاربردهای فناوری در جهت ارتقا برابری آموزشی پرداخته است، اما هیچ پژوهشی تا کنون تأثیر فیلم های واقعیت مجازی طراحی شده توسط معلم را بر یادگیری زبان انگلیسی در میان سطوح مختلف درماندگی آموخته شده در مناطق کمتر برخوردار بررسی نکرده است. از این رو، مطالعه حاضر تأثیر تورهای واقعیت مجازی360 درجه معلم-ساخت را بر پیشرفت تحصیلی درس زبان انگلیسی با در نظر گرفتن سطوح درماندگی آموخته شده در یک بافت اجتماعی-اقتصادی پایین بررسی کرده است. روشها: این پژوهش با استفاده از یک طرح آزمایشی با رویکرد آمیخته انجام شد. 58 دانش آموز دختر پایه دهم (دامنه سنی 16-15) مدرسه ای واقع در یکی از مناطق کم برخوردار شهر تهران به صورت تصادفی به دوگروه آزمایشی (29 نفر) و گواه (29 نفر) تقسیم شدند. آموزش گروه آزمایشی با تورهای واقعیت مجازی 360 درجه که همسو با محتوای کتاب درسی توسط معلم و با استفاده از دوربین گیر 360 درجه سامسونگ تهیه شده بود به مدت یک سال تحصیلی انجام شد؛ در حالیکه برای آموزش گروه کنترل طی این زمان از ویدئوهای آماده واقعیت مجازی360 درجه برگرفته از یوتیوب با موضوعات مشابه استفاده شد. عملکرد زبان آموزان با نمره ی نهایی درس زبان انگلیسی ارزیابی شد و سطح درماندگی آموخته شده به وسیله مقیاس درماندگی آموخته شده زبان اندازه گیری شد. داده های کمّی با استفاده از تحلیل واریانس دو سویه برای مقایسه عملکرد پس آزمون گرو ها بررسی شد. نگرش شرکت کنندگان از طریق پرسشنامه باز-پاسخ که در بین نمونه ای هدفمند از فراگیران دارای درماندگی بالا و پایین توزیع شده بود جمع آوری و سپس با روش تحلیل محتوا بررسی شد. یافتهها: نتایج تحلیل کمّی نشان داد تفاوت معنادرای بین عملکرد گروه تورهای واقعیت مجازی 360 درجه معلم ساخت و گروه ویدئو های آماده وجود ندارد، هرچند که میانگین پیشرفت تحصیلی گروه آزمایش از گروه گواه بالاتربود. در مقابل، درماندگی آموخته شده نقش بسیار تعیین کننده ای در یافته ها داشت، بطوریکه عملکرد دانش آموزان با درماندگی پایین در آزمون نهایی، چه در مقایسه درون گروهی و چه در مقایسه بین گروه ها، بطور معناداری بهتر از دانش آموزان دارای درماندگی بالا بود ] 05/0 > 008/0= , p 311/5 = )2،52 .[F(بالاترین میزان پیشرفت تحصیلی در میان دانش آموزان کم درمانده ی گروه آزمایشی مشاهده شد که نشان می دهد تجربه با فناوری های احاطه گر و طراحی شده توسط معلم، برای فراگیران با انگیزش و خودکارآمدی بالا سودمندتر است. یافته های کیفی نیز نشان داد که فراگیران با درماندگی پایین، تورهای مجازی را جذاب، مرتبط و موثر بر بهبود واژگان و درک مطلب توصیف کردند. در مقابل، فراگیران با درماندگی بالا از نبود علاقه، تردید نسبت به ارزش آموزشی ویدئوهای واقعیت مجازی و گاهی احساس تردید و سردرگمی سخن گفتند.نتیجهگیری: این مطالعه نقش نهفته و پیچیده ی درماندگی آموخته شده را در واکنش فراگیران به فناوری های احاطه گر نشان می دهد. در حالیکه تورهای واقعیت مجازی 360 درجه معلم ساخت می توانند یادگیری و میزان درگیر شدن دانش آموز با محتوای آموزشی را افزایش دهند، مزایا و ارزش آموزشی این فناوری ها برای همه فراگیران یکسان نیست. درمناطق محروم و کم برخوردار که میزان درماندگی آموخته شده در میان دانش آموزان بیشتر است، بکارگیری صرف فناوری های نوظهور و پیشرفته تضمین کننده عدالت آموزشی نیست. ادغام این فناوری ها نیازمند حمایت های آموزشی، عاطفی و مداخلات هدفمند برای کاهش موانع ناشی از درماندگی وبی انگیزگی دانش آموزان است. یافته های این پژوهش بر ضرورت کاربست فناوری با در نظر گرفتن متغیرهای بافت زندگی و تحصیلی دانش آموزان با در نظر گرفتن ویژگی های فناوری آموزشی و تفاوت های روانشناختی دانش آموزان تأکید می کند.
هوش مصنوعی
مهرک رحیمی؛ ساناز سدیدی شال
چکیده
پیشینه و اهداف: کلاس معکوس مدل آموزشی سنتی سخنرانی-محور را دگرگون کرده و فراگیران را با استفاده از فناوریهای متنوع قبل از کلاس درس با محتوای آموزشی درگیر میکند. در این ارتباط، هوش مصنوعی میتواند قابلیت سازگاری و تعامل را به ویژه در آموزش مفاهیم علمی به مراحل پیش کلاسی و درون کلاسی بیافزاید. با وجود پژوهشهای رو به رشد مرتبط ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: کلاس معکوس مدل آموزشی سنتی سخنرانی-محور را دگرگون کرده و فراگیران را با استفاده از فناوریهای متنوع قبل از کلاس درس با محتوای آموزشی درگیر میکند. در این ارتباط، هوش مصنوعی میتواند قابلیت سازگاری و تعامل را به ویژه در آموزش مفاهیم علمی به مراحل پیش کلاسی و درون کلاسی بیافزاید. با وجود پژوهشهای رو به رشد مرتبط با بکارگیری هوش مصنوعی در کلاس معکوس، تأثیر این فناوری در دوره های تربیت معلم نیازمند پژوهشهای تکمیلی است. از این رو، این مطالعه با بکارگیری طرح شبه تجربی به بررسی تأثیر کلاس معکوس با کمک هوش مصنوعی بر عملکرد دانشجویان در درس روانشناسی یادگیری زبان می پردازد. روشها: شرکت کنندگان شامل سه گروه دانشجوی مقطع کارشناسی آموزش زبان انگلیسی بودند که در درس روانشناسی یادگیری زبان ثبت نام کرده بودند (73 نفر). محتوای آموزشی گروه اول (26 نفر) با استفاده از NotebookLM که یک ابزار هوش مصنوعی برای پژوهش، نگارش و تولید محتوی است آماده شد و آموزش معکوس از طریق آن صورت گرفت. گروه دوم (25 نفر) کلاس معکوس را با استفاده از پاور پوینت های صداگذاری شده استاد تجربه کردند. گروه سوم (22 نفر) درس را از طریق آموزش سنتی سخنرانی فرا گرفتند. فعالیت های درون کلاسی، شامل آزمون ها، کار گروهی/دو نفره، تکمیل برگه های تمرین، فعالیت های پرسش و پاسخ، و بحث های شفاهی بود. تمرین های پس از کلاس شامل خلاصه نویسی، پیاده کردن متن فایل های صوتی، و درست کردن نقشه های مفهومی بود. عملکرد و یادگیری مفاهیم علمی هر سه گروه از طریق آزمون های محقق ساخت میان ترم و پایان ترم مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها: برای مقایسه فراگیری مفاهیم علمی، از تحلیل واریانس چند متغیره دو سویه استفاده شد. نتایج نشان داد که بطور کلی بین عملکرد سه گروه شرکت کنندگان در درس روانشناسی یادگیری زبان تفاوت معناداری با ضریب تأثیر قوی وجود داشت. این تفاوت در بین آزمون های میان ترم و پایان ترم نیز معنادار بود. آزمون تعقیبی توکی نشان داد که گروه اول که آموزش معکوس با کمک هوش مصنوعی را دریافت کرده بودند، در هر دو آزمون عملکرد بهتری نسبت به گروه دوم و سوم داشتند. همچنین، گروه دوم که آموزش معکوس متداول را دریافت کردند، نسبت به گروه سوم که آموزش سنتی سخنرانی-محور را تجربه کردند، عملکرد بهتری داشتند. تفاوت معناداری بین عملکرد دانشجویان دختر و پسر مشاهده نشد. نتیجهگیری: بهبود قابل توجه در عملکرد گروه کلاس معکوس با کمک هوش مصنوعی نشان می دهد که بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی مانند NotebookLM می تواند تجارب یادگیری را ازطریق شخصی سازی، سازگاری و تعامل با محتوای آموزشی تقویت کند. این موضوع نشان دهنده نیاز به تحول در طراحی مدل های آموزشی از روش های سنتی استاد-محور به محیط های یادگیرنده-محور است که در آن فراگیر بتواند بطور فعال با محتوای آموزشی قبل از دریافت آموزش درگیر شود. استفاده از هوش مصنوعی در کلاس معکوس می تواند آموزش را فردی سازی کرده و با در نظر گرفتن سرعت و توانایی درک مناسب هر دانشجو برابری آموزشی را ارتقا بخشد. ابزارهای هوش مصنوعی به اساتید کمک می کند تا بدون نیاز به ارائه های تکراری بر ارتقا یادگیری های سطح بالاتر، تفکر نقادانه، و فعالیت های گروهی درون کلاسی تمرکز بیشتری داشته باشند. از منظر سازمانی، بکارگیری موفق آموزش معکوس با کمک هوش مصنوعی می تواند انقلابی در طراحی برنامه درسی، تربیت مدرس و کاربست فناوری های نوین در آموزش ایجاد کند. با اینکه یافته های این مطالعه بر درس روانشناسی یادگیری در حوزه آموزش زبان متمرکز بود، مدل ارائه شده قابل تعمیم به سایر حوزه های آموزش مانند آموزش مهندسی، آموزش تلفیقی (STEM) و حوزه سلامت که بطور ویژه بر یادگیری مطلق مفاهیم پیچیده علمی تأکید دارند، است.
آموزش زبان انگلیسی
شکیبا زرین فرد؛ مهرک رحیمی؛ احمد محسنی
چکیده
پیشینه و اهداف: تفاوت بین دانشآموزان و نیازهای فردی آنان در دهههای اخیر مورد توجه بسیاری از متخصصان امر تعلیم و تربیت بوده است. با ظهور و توسعهی انواع فناوریها و گسترش زیر ساختهای دسترسی به فناوریهای نوظهور، زمینه برخورداری از انواع محتوای آموزشی برای طیف وسعیی از فراگیران ایجاد شده است. کلاس معکوس یکی از ایدههای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تفاوت بین دانشآموزان و نیازهای فردی آنان در دهههای اخیر مورد توجه بسیاری از متخصصان امر تعلیم و تربیت بوده است. با ظهور و توسعهی انواع فناوریها و گسترش زیر ساختهای دسترسی به فناوریهای نوظهور، زمینه برخورداری از انواع محتوای آموزشی برای طیف وسعیی از فراگیران ایجاد شده است. کلاس معکوس یکی از ایدههای بلندپروازانه در امر تعلیم و تربیت است که با هدف توجه به نیازهای فراگیران و ارتقا یادگیری فراگیر-محور و با استفاده از فناوریهای بسیار ساده در دهه آخر قرن بیستم میلادی پا به منصه ظهور نهاد. کلاس معکوس میتواند بر روش تدریس معلم و تعامل وی با دانش آموزان و حتی ارتباط با اولیا تاثیرگذارد. فرق اساسی شیوه ارایه مطلب در کلاس معکوس با کلاس سنتی این است که معلم از حالت سخنران و کنترل کنندهی روند تدریس خارج شده و به راهنما و تسهیلکنندهی روند یادگیری تبدیل میگردد. کلاس معکوس کنترل روند تدریس معلم را از طریق متوقفکردن و برگرداندن فیلم تدریس معلم به دانشآموزان میدهد. بدین ترتیب دانشآموزان با سطوح مختلف توانایی میتوانند بنابر نیاز خود بارها و بارها بدون آنکه در مقابل هم کلاسیها متهم به دیرفهمی یا کج فهمی شوند به تدریس معلم گوشدهند یا آن را ببینند. بنابراین خود دانشآموز مسئولیت اصلی برنامهریزی برای درس خواندن را بر عهدهمیگیرد و بدون دغدغه مطالب آموزشی را میآموزد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر کلاس معکوس بر مهارت خواندن زبان انگلیسی است.روشها: برای نیل به هدف، دو کلاس زبانعمومی بهعنوان نمونه در دسترس انتخاب و به عنوان گروه آزمایش (25 نفر) و گروه کنترل (25 نفر) در نظرگرفته شدند. توانائی خواندن هردوگروه پیشو پسازآزمایشبا آزمون PET (Preliminary English Test) مورد بررسی قرارگرفت. نمرات پیش آزمون نشان دهنده یکسان بودن سطح مهارتخواندن شرکتکنندگان قبل از آزمایش بود. تدریس درس زبان عمومی درگروهآزمایش ازطریق رویکردمعکوس و پیشمطالعه فایلهای صوتی و تصویری تدریس استاد قبل از کلاس از طریق وب سایت طراحی شده و حضور در فعالیتهای کلاسی صورت پذیرفت. آموزش گروه کنترل به روش سنتی انجام شد. نمرات پسآزمون با تحلیل واریانس چند متغیره مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: یافته ها نشان داد که کلاس معکوس در قیاس با روش سنتی تأثیر معناداری بر تقویت مهارت خواندن دانشجویان در درس زبان عمومی داشته است. بررسی اثرات بین آزمودنیها حاکی از تفاوت معنیدار بین دو گروه در چهار بخش پسآزمون که بر درک معنی کلی متون تمرکز دارد میباشد. تفاوت بین دو گروه در بخشی از آزمون که درک واژهها و دستور را در متونکوتاه میسنجید معنیدارنبود.نتیجهگیری: نتیجهی پژوهش نشان داد که استفاده از روش معکوس بطور کلی میتواند مهارت خواندن و درک مطلب فراگیران را بهبود بخشد. در عین حال این روش در تقویت مهارت خواندن و درک مطلب کلی و پیام متون بهتر از توجه به واحدهای کوچکتر خواندن مانند واژگان و دستور عمل کرده است. این امر با توجه به زیربنای نظری کلاس معکوس در تاکید بر مهارتهای شناختی سطوح بالاتر منطقی است و نشان از موفقیت مدل طراحی شده برای تدریس زبان عمومی دارد. در عین حال لازم است با طراحی مواد کمک آموزشی مناسب و آموزش راهبردهای یادگیری به فراگیران به تقویت مهارتهای سطوح پائین در روند خواندن نیز کمک نمود. همچنین، برای اینکه این روش بتواند در فعالیت های شناختی سطوح پایین تر نیز موفق عمل کند نیاز به استمرار استفاده ازآن و آشنایی فراگیران با این روش وجوددارد. در این پژوهش به علت دسترسی متوسط دانشجویان به فناوری، از فناوریهای پیچیده (مانند هوش مصنوعی، برنامههای هوشمند، ...) برای آمادهسازی محتوی الکترونیکی استفاده نشد. علاوه بر آن، کلاس معکوس اولین تجربهی دانشجویان شرکتکننده در این پژوهش بود و استمرار استفاده از کلاس معکوس (بیش از یک نیمسال تحصیلی) در پژوهشهای دیگر پیشنهاد میگردد.
تکنولوژی آموزشی
مهرک رحیمی؛ علی شهریاری
چکیده
پیشینه و اهداف: با گسترش زیرساختهای فناوری و افزایش ضریب نفوذ گوشیهای هوشمند، استفاده از فناوریهای نوین و برنامههای کاربردی در بین عموم مردم و خصوصاً نسل جوان بهسرعت رو به افزایش است. استفاده از این برنامههای کاربردی نهتنها ارتباطات اجتماعی در بستر فضای مجازی را افزایش میدهد، بلکه میتواند روند انجام تکالیف و پروژههای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با گسترش زیرساختهای فناوری و افزایش ضریب نفوذ گوشیهای هوشمند، استفاده از فناوریهای نوین و برنامههای کاربردی در بین عموم مردم و خصوصاً نسل جوان بهسرعت رو به افزایش است. استفاده از این برنامههای کاربردی نهتنها ارتباطات اجتماعی در بستر فضای مجازی را افزایش میدهد، بلکه میتواند روند انجام تکالیف و پروژههای دانشآموزی و دانشجویی را از ابتدا (جستجوی منابع) تا انتها (نگارش گزارش) تسریع و تسهیل نماید. بدیهی است که استفاده از فناوریهای نو نیازمند بهرهگیری از مهارتها و راهبردهای خاص برای تعامل موفق و سودمند با محیطهای مجازی و فناوری است. در پژوهشهای انجامشده در ارتباط باسواد اطلاعاتی فهرست بلندی از مهارتهای موردنیاز کاربران فناوری در قرن بیست و یکم جهت مدیریت چالشهای استفاده از ابزارهای جدید فناوری ارائه میشود. قطعاً یکی از مهارتهای پایه و مهم که هنگام کار با واژهپردازها موردنیاز است تایپ سریع و صحیح کلمات جهت ورود داده و دریافت بازخورد مناسب از سیستم یا کاربران دیگر میباشد. مهارت تایپ سریع و درج صحیح کلمات در بهرهگیری از فضای مجازی و استفاده مؤثر از بسیاری از برنامههای کاربردی لازم است و عدم تسلط به نحوهی ورود صحیح اطلاعات میتواند درروند نصب یا اجرای برنامهها اختلال ایجاد کند. هدف این پژوهش بررسی نقش استفاده از نرمافزار اصلاح خودکار در یادگیری زبان انگلیسی است.روش ها:203 دانشجوی درس زبان عمومی در این پژوهش شرکت نمودند. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. نحوه استفاده از نرمافزار اصلاح خودکار توسط شرکتکنندگان بهوسیلهی پرسشنامهی استفاده از نرمافزار اصلاح خودکار (ASUS) مورد ارزیابی قرار گرفت. این پرسشنامه نحوهی استفاده از نرمافزار اصلاح خودکار را با در نظر گرفتن پنج مؤلفه موردبررسی قرار میدهد: اهمیت مهارت هجی کلمات، آگاهی از نحوه کار با نرمافزار، ارزش آموزشی نرمافزار، عملکرد نرمافزار در تصحیح غلطها و نقش نرمافزار در اصلاح اشتباهات دیکتهای و نگارشی. یادگیری زبان بر اساس فعالیتهای کلاسی و آزمون نهایی درس زبان عمومی مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی و رگرسیون) مورد تحلیل قرار گرفت.یافتهها: نتیجه ضریب همبستگی نشان داد که رابطهی مثبت و معناداری بین یادگیری زبان و استفاده از نرمافزار اصلاح خودکار و 4 مؤلفهی آن وجود دارد؛ درحالیکه قویترین ضرایب همبستگی مربوط به مؤلفهی اول یعنی اهمیت مهارت هجی کردن در یادگیری زبان هنگام کار با نرمافزار (r=.215, p <.01) و مؤلفهی سوم یعنی ارزش آموزشی نرمافزار (r=.214, p <.01) است. نتیجهی رگرسیون نشان داد که این دو مؤلفه تسهیلکنندهی یادگیری زبان هستند و میتوانند بهطور معناداری بیش از 10% از واریانس آن را پیشبینی نمایند.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد نگرش به استفاده از نرمافزار اصلاح خودکار کلمات ارتباط معناداری با یادگیری زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجه دارد. اهمیت مهارت هجی و آگاهی از ارزش آموزشی نرم افزار جز مؤلفههای تسهیلکنندهی یادگیری زبان بود، درحالیکه سرفصل درس زبان عمومی بر یادگیری لغات، خواندن و فنون یادگیری متمرکز است. پیشنهاد میشود پژوهشهایی بر نقش نرمافزار خودکار در کلاسهایی که بیشتر بر مهارتهای شفاهی تمرکز دارند نیز صورت بگیرد. همینطور نقش این نرمافزارها را در ارسال پیامک از طریق سرویس پیام کوتاه یا میکرو وبلاگها (نظیر تویتر) در یادگیری زبان موردبررسی قرار گیرد.
آموزش زبان انگلیسی
مهرک رحیمی؛ حوریه آژغ
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر به کارگیری آموزش تکلیف محور بر مهارت خواندن و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته مهندسی در درس زبان تخصصی است. دو گروه از دانشجویان گرایش ساخت و تولید به عنوان گروه آزمایشی و کنترل در طرح پیش آزمون- پس آزمون شرکت کردند. گروه آزمایشی به مدت یک نیمسال تحصیلی، درس زبان تخصصی خود را از طریق روش تکلیف محور فراگرفتند. ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر به کارگیری آموزش تکلیف محور بر مهارت خواندن و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته مهندسی در درس زبان تخصصی است. دو گروه از دانشجویان گرایش ساخت و تولید به عنوان گروه آزمایشی و کنترل در طرح پیش آزمون- پس آزمون شرکت کردند. گروه آزمایشی به مدت یک نیمسال تحصیلی، درس زبان تخصصی خود را از طریق روش تکلیف محور فراگرفتند. گروه کنترل در همان مدت به روش سنتی دستور- ترجمه با تأکید بر یادگیری دستور، لغت، خواندن و ترجمه، درس زبان را فراگرفتند. در آغاز و در انتهای آزمایش از هر دو گروه آزمون مهارت خواندن گرفته شد. نتایج آزمون تی نشان داد که مهارت خواندن گروه آزمایشی قبل و بعد از شرکت در کلاس زبان تخصصی به طور معناداری متفاوت بوده و ارائه این درس با روش تکلیف محور بر پیشرفت مهارت خواندن آنان تأثیر گذاشته است. همچنین مقایسه نمرات دانشجویان در آزمون پایان ترم نشان داد که استفاده از روش تکلیف محور بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان در درس زبان تخصصی مؤثر بوده است.
آموزش زبان انگلیسی
مهرک رحیمی؛ زهرا نبی لو
چکیده
هدف اصلی این مقاله بررسی مسأله جهانی شدن و ارتباط آن با ضرورت بازنگری دوره های آموزش زبان انگلیسی در ایران و چالشها و فرصتهای پیش رو این فرآیند است. جهت نیل به این هدف ابتدا به تحلیل کیفی سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق١٤٠٤هجری شمسی و سیاستهای کلی برنامه چهارم و پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. سپس برای ...
بیشتر
هدف اصلی این مقاله بررسی مسأله جهانی شدن و ارتباط آن با ضرورت بازنگری دوره های آموزش زبان انگلیسی در ایران و چالشها و فرصتهای پیش رو این فرآیند است. جهت نیل به این هدف ابتدا به تحلیل کیفی سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق١٤٠٤هجری شمسی و سیاستهای کلی برنامه چهارم و پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. سپس برای بررسی وضعیت دورهی آموزش زبان در ایران به بررسی 1- سطح مهارت زبانی ایرانیان در مقایسه با کشورهای منطقه از طریق بررسی نمرات پنج سالهی اخیر آنان در آزمون مهارت زبان انگلیسی تافل و 2- مشکلات آموزش و یادگیری زبان انگلیسی در مدارس ایران با مرور آثار پژوهشگران پرداخته شده است. نتیجه تحلیل های کیفی بیانگر این امر است که توسعه کشور با رویکرد ایرانی- اسلامی و تعامل سازنده با جامعه جهانی بر اساس عدالت و برابری، بهترین روش برخورد با پدیده جهانی شدن است. نتیجه بررسی وضعیت دورهی آموزش زبان در ایران نیز نشان داد که این توسعه نیازمند بازنگری اساسی و اصلاح متون، برنامه ها، و روش های آموزش زبان انگلیسی در سطح ملّی است.