کاربرد فناوری های نوظهور در آموزش
زهرا حامد غفاریان؛ فاطمه خدادادی آزادبنی
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش مفاهیم فیزیک، بهویژه قوانین نیوتن، در دوره متوسطه اول با چالشهایی مانند درک ناقص و کجفهمیهای دانشآموزان مواجه است. این مشکلات اغلب به دلیل تمرکز آموزش سنتی بر حفظ فرمولها و عدم توجه به ساخت شناختی مفاهیم ایجاد میشوند. مدل APOS (عمل-فرآیند- شیء- طرحواره)، با تأکید بر ساخت فعال دانش، نقاط ضعف شناختی را ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش مفاهیم فیزیک، بهویژه قوانین نیوتن، در دوره متوسطه اول با چالشهایی مانند درک ناقص و کجفهمیهای دانشآموزان مواجه است. این مشکلات اغلب به دلیل تمرکز آموزش سنتی بر حفظ فرمولها و عدم توجه به ساخت شناختی مفاهیم ایجاد میشوند. مدل APOS (عمل-فرآیند- شیء- طرحواره)، با تأکید بر ساخت فعال دانش، نقاط ضعف شناختی را شناسایی و آموزش مؤثر را تسهیل میکند. رویکرد کندوکاو نیز با تشویق به مشارکت فعال و تفکر تأملی، درک مفهومی را تقویت میکند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طبقهبندی سطوح یادگیری مبتنی بر مدل ساختنگرایی APOS و تدریس با رویکرد کندوکاو بر عملکرد دانشآموزان در یادگیری قوانین نیوتن انجام شد. اهداف شامل ارزیابی تأثیر این رویکرد بر بهبود سطوح یادگیری، شناسایی قانون نیوتن با بیشترین تأثیرپذیری و تعیین سطح یادگیری با بیشترین پیشرفت بود.روشها: این پژوهش شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان پایه نهم شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونهای شامل 29 دانشآموز دختر دبیرستانی به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. ابزار جمعآوری دادهها، آزمون محققساختهای بود که سطوح یادگیری را در قوانین نیوتن ارزیابی میکرد. روایی محتوایی آزمون توسط متخصصان و معلمان فیزیک تأیید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0.7 محاسبه شد. مداخله آموزشی) رویکرد کندوکاو( طی 6 جلسه 100 دقیقهای شامل تدریس مستقیم با مثالهای واقعی، حل مسئله گروهی و بحث گروهی اجرا و فعالیتهایی مانند آزمایش اینرسی، تحلیل شتاب، و بررسی برخورد اجسام طراحی شد. دادههای کمّی با نرمافزار آماری و آزمون مکنمار (سطح معناداری 05/0) و دادههای کیفی با تحلیل محتوای استقرایی تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که مدل ساختنگرایی APOS با رویکرد کندوکاو به بهبود قابلتوجه عملکرد دانشآموزان در یادگیری قوانین نیوتن منجر شد. در پیشآزمون، میانگین درصد پاسخهای صحیح در سطح عمل 2/59 درصد، فرآیند 7/28 درصد، شیء 27 درصد، و طرحواره 6/16 درصد بود که نشاندهنده ضعف در سطوح بالاتر و شکلگیری ناقص ساختهای ذهنی بود. پس از مداخله، این مقادیر به 1/89 درصد (عمل)، 88 درصد (فرآیند)، 5/84 درصد (شیء) و 3/71 درصد (طرحواره) افزایش یافت، با تغییرات بهترتیب 9/29، 3/59، 5/57 و 7/54 درصد. آزمون مکنمار تفاوتهای معنادار (p<005/0) را برای قانون اول در سطح فرآیند و شیء، برای قانون دوم در سطح شیء و طرحواره و برای قانون سوم در سطح فرآیند، شیء و طرحواره تأیید کرد. مفاهیم قانون دوم (دینامیک) با میانگین بهبود 5/53 درصد بیشترین تأثیر را دریافت کرد. تحلیل کیفی نیز پیشرفت دانشآموزان از سطح عمل به سطوح بالاتر را تأیید کرد.نتیجهگیری: مدل ساختنگرایی APOS با رویکرد کندوکاو با تقویت تفکر تأملی و مشارکت فعال، کجفهمیهایی مانند نیاز به نیروی مداوم برای حرکت یا برآیند غیرصفر نیروهای کنش و واکنش را کاهش داد. با استفاده از مدل ساختنگرایی APOS در آموزش فیزیک، دانشآموزان یادگیری معنیداری را تجربه میکنند که منجر به آگاهی آنها نسبت به کاربرد و استفاده از قوانین، اصول و فرمولها میشود. پیشنهاد میشود معلمان از این مدل برای ارتقای سطوح یادگیری استفاده کنند.
کاربرد فناوری های نوظهور در آموزش
محسن اسماعیلی؛ خسرو نظری
چکیده
پیشینه و اهداف: اشتیاق تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن یکی از شاخصهای کلیدی در موفقیت آموزشی و ارتقای بهزیستی روانشناختی دانشآموزان به شمار میآید. در این میان، مهارتهای زندگی بهعنوان مجموعهای از تواناییهای شناختی، هیجانی و اجتماعی میتوانند بر اشتیاق تحصیلی تأثیرگذار باشند. همچنین، با گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی در ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: اشتیاق تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن یکی از شاخصهای کلیدی در موفقیت آموزشی و ارتقای بهزیستی روانشناختی دانشآموزان به شمار میآید. در این میان، مهارتهای زندگی بهعنوان مجموعهای از تواناییهای شناختی، هیجانی و اجتماعی میتوانند بر اشتیاق تحصیلی تأثیرگذار باشند. همچنین، با گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی در میان دانشآموزان و نقش دوگانه آنها در تسهیل یا تضعیف تعاملات آموزشی، ضرورت بررسی چگونگی تأثیر این بسترها بر ارتباط میان مهارتهای زندگی و اشتیاق تحصیلی بیشازپیش احساس میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شبکههای اجتماعی در رابطه بین مهارتهای زندگی و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان دوره دوم ابتدایی بود.روشها: این پژوهش از نظر طرح تحقیق، توصیفی و از نظر هدف، کاربردی بود. روش اجرای آن، توصیفی - پیمایشی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۴۵۲۱ دانشآموز دوره دوم ابتدایی ناحیه چهار قم بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، ۳۸۴ نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش مهارتهای زندگی از پرسشنامه مهارتهای زندگی کودکان بابادی و مشکانی که چهار مؤلفه مهارتهای اجتماعی، خود نظمدهی، خویشتنداری (خودمدیری) و مسئولیتپذیری اجتماعی را در بین دانشآموزان ارزیابی میکند، استفاده شد. برای سنجش اشتیاق تحصیلی دانشآموزان، از پرسشنامه فردریکس و همکاران که سه مؤلفه اشتیاق رفتاری، اشتیاق عاطفی و اشتیاق شناختی را اندازهگیری میکند، بهره گرفته شد. برای سنجش میزان استفاده از شبکههای اجتماعی در بین دانشآموزان، از پرسشنامه جهانبانی (۲۰۱۸) که سه مؤلفه میزان استفاده، نوع استفاده و میزان اعتماد به کاربران را در بین دانشآموزان مورد ارزیابی قرار میدهد، استفاده شد. روایی محتوایی و صوری پرسشنامهها، توسط ۱۰ نفر از اساتید گروه علوم تربیتی و مدیریت آموزشی موردتأیید قرار گرفت. سنجش پایایی نیز در دو مرحله، پیش از اجرای اصلی پژوهش و پس از آن انجام شد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از معیار ۷/۰ بود که نشاندهنده پایایی مناسب پرسشنامهها است. دادهها با آزمون همبستگی، تی، آزمون سوبل برای اثرهای میانجی، ضرایب مسیر و شاخصهای برازش مدل در قالب مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان داد که شبکههای اجتماعی نقش میانجی در رابطه بین مهارتهای زندگی و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان ایفا میکند. همچنین، مهارتهای زندگی با مقدار آماره t برابر با ۶۲۹/۷، تأثیر معناداری بر شبکههای اجتماعی داشتند (001/0 p<). به همین ترتیب، شبکههای اجتماعی با مقدار آماره t برابر با ۲۶/۶ و سطح معناداری (001/0 p<) تأثیر معناداری بر اشتیاق تحصیلی نشان دادند. بااینحال، نتایج پژوهش نشان داد که مهارتهای زندگی بهتنهایی و بهصورت مستقیم در سطح اطمینان ۹۵ درصد، اثر معناداری بر اشتیاق تحصیلی دانشآموزان ندارند (535/0 t=، 05/0 <p)، اما از طریق تقویت و بهبود استفاده از شبکههای اجتماعی، به شکل غیرمستقیم موجب افزایش اشتیاق تحصیلی میشوند.نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مهارتهای زندگی به طور غیرمستقیم و شبکههای اجتماعی به طور مستقیم بر اشتیاق تحصیلی دانشآموزان تأثیرگذارند. برایناساس، میتوان نتیجه گرفت که آموزش مهارتهای زندگی، در کنار بهرهگیری هدفمند و آگاهانه از شبکههای اجتماعی، میتواند نقش مؤثری در تقویت اشتیاق تحصیلی دانشآموزان ایفا کند. همچنین، شبکههای اجتماعی مسیر معناداری را برای انتقال اثر مهارتهای زندگی به اشتیاق تحصیلی فراهم میکنند و نقش واسطهای آن از نظر آماری معتبر است.
کاربرد فناوری های نوظهور در آموزش
حامد عباسی؛ اسماعیل زارعی زوارکی؛ محمدرضا نیلی احمدآبادی
چکیده
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد فناوری نوین متاورس در آموزش و یادگیری جهت توسعه، تسهیل و کاربردیسازی آن در آموزش صورت گرفت. مسألهی پژوهش، چگونگی امکانپذیر شدن ناممکنهای واقعی در آموزش و یادگیری به صورت شهودی و نقش متاورس در این زمینه، میزان موفقیت پژوهشهای آموزشی صورت گرفته و دلایل علمی و پژوهشی آنها ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد فناوری نوین متاورس در آموزش و یادگیری جهت توسعه، تسهیل و کاربردیسازی آن در آموزش صورت گرفت. مسألهی پژوهش، چگونگی امکانپذیر شدن ناممکنهای واقعی در آموزش و یادگیری به صورت شهودی و نقش متاورس در این زمینه، میزان موفقیت پژوهشهای آموزشی صورت گرفته و دلایل علمی و پژوهشی آنها برای کاربرد متاورس در آموزش بود. در پژوهشها اهداف، متغیرها، روشها، نتایج و چالشها در مورد کاربرد متاورس در آموزش بررسی شد.روشها: پژوهش، به روش مرور نظاممند صورت گرفت. جامعهی آماری (میدان تحقیق) محتوای مورد نیاز جهت انجام مرور نظاممند شامل مقالات علمی و پژوهشی معتبر بود. نمونه آماری به روش هدفمند و از بین 127 مقاله 23 مورد انتخاب گردید. معیارهای ورود به چرخهی پژوهش، ارتباط کامل عنوان مقاله با موضوع متاورس، جدید بودن سال انتشار، انتشار بین سالهای 2023-2020، اعتبار نشریه و سایت نمایه شده، معتبر و کافی بودن مرجع مقاله، استفاده از روشهای صحیح پژوهش و ارتباط آن با موضوع آموزش و یادگیری بود. معیارهای خروج مقاله از روند پژوهش شامل عدم ارتباط موضوعی، پایین بودن رتبه پژوهشی نشریه، جدید نبودن سال انتشار، تکراری بودن موضوع، زبانهای غیر از فارسی و انگلیسی میشد. کلمات کلیدی مورد استفاده، متاورس، آموزش و یادگیری به صورت فارسی و انگلیسی بود و مقالهها در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی مورد جستجو قرار گرفت.یافتهها: پژوهش، نشان داد متاورس علیرغم نوپا بودن و توسعهی محدود ابعاد فناوری آن، توانسته در آموزش و یادگیری تأثیرگذار باشد. در پاسخ به سؤالها مشخص شد برجستهترین اهداف پژوهشهای مرتبط با کاربرد متاورس در آموزش، ارائهی تعریف واضح از متاورس، کاربردهای متاورس در آموزش، ارائهی مدل، تعیین چالشها، توصیف ویژگیها و روش استفاده، الزامات حقوقی، تحلیل نگرشها و نقش هوش مصنوعی در متاورس بود. کشورهای پیشتاز در این زمینه کره، چین، آمریکا، اسپانیا، تایوان و امارات بودند. روشهای تحقیق استفاده شده پیمایشی، توصیفی، آزمایشی، تحلیل محتوا، مدلسازی و مرور سیستماتیک بود. جامعهی آماری بیشتر پژوهشها دانشجویان و متغیرها به صورت کلی یادگیری، محتوای آموزشی، رضایت کاربر و چارچوب متاورس بود. همچنین، عمدهترین ابزارهای مورد استفاده در پژوهشهای انتخاب شده پرسشنامه، مصاحبه و آزمون بود. تعداد پژوهشهای آزمایشی در آموزش، 7 مورد میباشد. یافتههای اصلی پژوهشها بیشتر شامل ارائهی چارچوب فنی، بهبود تعامل، ایجاد یادگیری عمیق و معنادار، افزایش انگیزه، ایجاد خلاقیت، یادگیری شخصیسازی شده، آموزش موقعیتی و ایجاد فرصتهای آموزشی جدید میشد. چالشها، مربوط به نوپا بودن فناوری، تأثیر قابلیتهای فنی بر نتایج، محدودیتهای تکنولوژیکی، مسائل اخلاقی، تهدید سلامت، بالا بودن هزینه، مشکل تولید محتوا، کمبود متخصص و عدم دسترسی همگان بود.نتیجهگیری: از آنجایی که ظهور متاورس را به طور عملی باید از سال 2021 در نظر گرفت، اما قابلیتها و تواناییهای تأثیرگذار آن در آموزش توسط اکثر پژوهشها مورد تأیید قرار گرفته است و پیشبینی میشود متاورس آینده درخشانی را برای آموزش و یادگیری به ارمغان خواهد آورد و میتواند جهت تسهیل و تسریع در تحقق اهداف آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. لذا، برای بهبود وضعیت موجود نیاز هست: الف) الگوهای طراحی آموزشی مبتنی بر متاورس طراحی گردد. ب) الگوی تولید محتوا برای متاورس طراحی و ارائه گردد. ج) اصول طراحی محیطهای آموزش و یادگیری مبتنی بر متاورس طراحی، تدوین و استانداردسازی شود. د) اصول و روش پیادهسازی، توسعه فنی و پشتیبانی متاورس تدوین گردد. ه) اصول و روشهای ارزشیابی برنامههای آموزشی مبتنی بر متاورس طراحی شود. و) منشور حقوقی و اخلاقی محیطهای آموزشی متاورسی تهیه شود. از محدودیتهای تحقیق میتوان به کم بودن پژوهشهای آزمایشی، عدم تکامل تکنولوژیهای کاربردی در متاورس و محدود بودن گسترهی پژوهشها اشاره کرد. پیشنهاد میشود با بهرهگیری از فناوری متاورس، آموزش از حالت کلاسی به جهان مجازی تبدیل و تأثیر آن در ابعاد مختلف آموزش و یادگیری مورد پژوهش قرار گیرد.
کاربرد فناوری های نوظهور در آموزش
عبدالحسین فرج پهلو؛ آزاده نامداری
چکیده
پیشینه و اهداف: مدیریت اطلاعات شخصی یکی از مهمترین موضوعات در برآورد بازیابی اطلاعات در یک سازمان و در میان اشخاص میباشد. هدف این پژوهش تعیین میزان بهکارگیری مدیریت اطلاعات شخصی و فعالیتهای 7 گانه آن است.در این پژوهش با فعالیتهای مدیریت اطلاعات شخصی میزان دانش و مهارت وضعیت مدیریت اطلاعات شخصی شناسایی شد و تغییرات آن به لحاظ ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: مدیریت اطلاعات شخصی یکی از مهمترین موضوعات در برآورد بازیابی اطلاعات در یک سازمان و در میان اشخاص میباشد. هدف این پژوهش تعیین میزان بهکارگیری مدیریت اطلاعات شخصی و فعالیتهای 7 گانه آن است.در این پژوهش با فعالیتهای مدیریت اطلاعات شخصی میزان دانش و مهارت وضعیت مدیریت اطلاعات شخصی شناسایی شد و تغییرات آن به لحاظ سن و مقطع تحصیلی و دانشکده محل تحصیل مورد بررسی قرار گرفت. هدف از انجام این پژوهش بررسی فعالیتهای مدیریت اطلاعات شخصی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و بررسی سنجش میزان دانش و مهارت دانشجویان است.روشها: بررسی این پژوهش بر فعالیتهای مدیریت اطلاعات شخصی (7 فعالیت مدل جونز joens) انجامشده است و در مطالعه حاضر یک بررسی و مقایسه بین هفت فعالیت مدیریت اطلاعات شخصی و دو سنجه دانش و مهارت ارائهشده است. پژوهش به روش پیمایشی انجام شد. براساس هدف در زمره تحقیقات کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری دادهها و ماهیت از نوع توصیفی و تحلیلی محسوب میشود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز در سال تحصیلی 98- 1397 است. برای تعیین جامعه آماری از روش نمونهگیری استفاده شد. با تعیین تعداد کل دانشجویان ( 1300 نفر) و با استفاده از جدول کرجسی– مورگان (korjse morgana)، تعداد تقریبی نمونه 297 نفر تعیین شد. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه مجاور(1392) انجام شد و بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای همبستگی پیرسون و اسپیرمن (spearman& person)و نرمافزار آماری اس پی اس اس 22 (spss) استفاده شد.یافتهها: یافتههای توصیفی حاصل از پژوهش نشان داد میانگینهای دانش، مهارت و مجموع هفت فعالیت دانشجویان به ترتیب برابر با 22/1، 05/2 ، 50/2 و در سطح نامطلوب و نسبتاً نامطلوب است. از میان این عوامل «مدیریت اطلاعات شخصی» در بین دانشکدههای مختلف و مقطع تحصیلی با توجه به سطح معناداری 05/0رابطه معناداری وجود دارد و میان دانشجویان با بازههای سنی مختلف رابطه معناداری وجود دارد. در این پژوهش بررسی شد که 7 فعالیت درنهایت موجب ارتقای عملکرد اشخاص در مدیریت صحیح منابع اطلاعات و گزینش اطلاعات موردنیازشان میشود. میانگین مدیریت اطلاعات شخصی در کل50/2 نشانگر حد نسبتاً نامطلوب 7 فعالیت است و مقایسه 7 فعالیت مدیریت اطلاعات شخصی بادانش و مهارت آنان نشان میدهد باوجوداینکه دانشجویان دانش و مهارت بالایی نسبت به مدیریت اطلاعات شخصی بیان کردند سطح فعالیتهای آنها در حد رو به پایینی است. فعالیت تدبیر و مفهومسازی اطلاعات در سطح نسبتاً مطلوب ارزشیابی و ارزشگذاری با 43/2 و امنیت و مدیریت جریان اطلاعات با 36/2 در سطح نسبتاً نامطلوب است. همچنین فعالیت نگهداشت 40/2 و فعالیت سازماندهی اطلاعات با 75/2 در حد نسبتاً نامطلوب صورت میگیرد. ذخیرهسازی با میانگین3 نیز در حد نسبتاً مطلوب است.نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهند که وضعیت مدیریت اطلاعات شخصی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز براساس دانش و مهارت دانشجویان تأثیر مثبت و معنادار دارد. با توجه به تغییرات ایجادشده در مدیریت فعالیتهای اطلاعات شخصی میتوان گفت تفاوت مقدار و میزان ایجادشده در متغیرهای مدیریت اطلاعات شخصی را میتوان مشاهده کرد. از طرفی در این پژوهش بررسی شد که با تغییر مدیریت اطلاعات شخصی میزان رضایتمندی و عدم رضایتمندی دانشجویان و متغیرهایPIM و گویههای آن تغییر کرده و همچنین با کاربرد مدیریت اطلاعات شخصی (personal information management)، هدر رفت اطلاعات، سرریز حجم اطلاعات و وجود اطلاعات نامناسب، کاهش مییابد که دلیل این امر این است که با تغییر مدیریت اطلاعات شخصی میزان سرعت در اجرای امور اطلاعاتی دانشجویان تغییر کرده و ارتقای سطح علمی و اطلاعاتی و درنهایت دانش مفید سودمندتری را موجب میشود. در نتیجه فرصتی جهت برنامهریزی هدفمند جهت قشر در حال تحصیل دانشجو فراهم کرد. رابطه اطلاعاتی بین دانشجویان در میان جامعه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز دچار مشکل است و نشاندهنده نقاط ضعف و چالشهایی است که عمدتاً میتواند نشانگر وجود ارتباطات ضعیف میان دانشجویان باشد. میزان بهکارگیری مدیریت اطلاعات شخصی توسط دانشجویان با وضعیت مطلوب فاصله دارد. دلایل اصلی این امر میتواند شامل نداشتن وقت کافی، فشارهای کاری و نبود آشنایی کافی با فعالیتهای موردنیاز برای مدیریت اطلاعات شخصی باشد.
کاربرد فناوری های نوظهور در آموزش
فرجاد داوری؛ مجتبی وحیدی اصل؛ پرستو علیخانی؛ مرتضی رضایی زاده
چکیده
پیشینه و اهداف: ارائه شفاهی یک شایستگی اصلی برای موفقیت در محیطهای کاریِ متنوع است که دانشگاهیان به آن نیاز دارند. اهمیت این مهارت تا به آنجاست که بعنوان بخشی از برنامهدرسی آموزشعالی توصیه شده است. نقش فناوری نیز در بهبود مهارت ارائه شفاهی و بویژه تسهیل بازخورد، قابل توجه است. بطور خاص، ترکیب بازی جدّی و واقعیت مجازی، حوزه ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ارائه شفاهی یک شایستگی اصلی برای موفقیت در محیطهای کاریِ متنوع است که دانشگاهیان به آن نیاز دارند. اهمیت این مهارت تا به آنجاست که بعنوان بخشی از برنامهدرسی آموزشعالی توصیه شده است. نقش فناوری نیز در بهبود مهارت ارائه شفاهی و بویژه تسهیل بازخورد، قابل توجه است. بطور خاص، ترکیب بازی جدّی و واقعیت مجازی، حوزه پژوهشی نوینی است که جایگزینی مدرن برای مهارتآموزی سنتی است. محیط دیجیتالِ تعاملی، امکان بازخورد بلادرنگ، واقعگراییِ سناریوی آموزشی، تجربه مستقیم، و ماندگاری دانش بدست آمده، از جمله فرصتهای واقعیت مجازی برای مهارتآموزی است. نباید این نکته را نیز از نظر دور داشت که بودجه ناکافی، نگرش منفی کاربران از وضعیت جسمی و روانشناختی خود پس از تجربه واقعیت مجازی، و طراحی فناورانهِ نامرغوب محیطهای واقعیت مجازی، از محدودیتهای این فناوری نیز هست. بههرحال، فراتحلیلهای اخیر بر نفوذ واقعیت مجازی در محیطهای یادگیری صحه میگُذارند. برهمین اساس، سنجش میزان تأثیرگذاری واقعیت مجازی بر یک بازی جدّی با هدف مهارتآموزی ارائه شفاهی، هدف پژوهش حاضر قرار گرفت.روشها: ضمن طراحی و پیادهسازی یک بازی جدّی، یک طرح شبهآزمایشی با پس-آزمون برای دو گروه کنترل و آزمایش و با مشارکت 32 دانشجوی تحصیلات تکمیلی اجرا شد تا به این سؤال پژوهش پاسخ داده شود که: «تا چه اندازه واقعیت مجازی میتواند اثربخشی بازی جدّی را در مهارتآموزی ارائه شفاهی بهبود ببخشد؟». از این طریق، هزینه-فایده ترکیب واقعیت مجازی با بازی جدّی نیز بدست آمد. ارتباط چشمی، حرکت و جابهجایی در حین ارائه و مدیریت زمان ارائه، سه جزء اصلی بازی بودند. گروه آزمایش، بازی را با سربند واقعیت مجازی HTC-VIVE تجربه کردند و گروه آزمایش همان بازی را با نمایشگر رایانه-موشواره-صفحه کلید. دادههای کمّی در حین بازی نیز بصورت سیستمی گردآوری شدند. برای مقایسه دو گروه، از آزمون مَن-ویتنی یو و آزمون t دانشآموز استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که واقعیت مجازی، تغییری در نحوۀ به نمایش گذاشتن «مهارت ارتباط چشمی بازیکنان» ایجاد نمیکند؛ اما، تمایل افراد را به جابهجایی و حرکت در حین بازی افزایش میدهد. در تحلیل نتایج مربوط به عملکرد بازیکنان در «مدیریت زمان» نیز تفاوت معناداری بدست نیامد.نتیجه گیری: میتوان چنین نتیجه گرفت که اگرچه بازی جدّی بر بستر نمایشگر رایانه-صفحه کلید-موشواره اثربخش است، اما با انتقال محیط بازی به واقعیت مجازی، عملکرد دانشجو در برخی شاخصهای مهارت ارائه شفاهی (حرکت و جابهجایی در حین ارائه) به نسبت بیشتری ارتقا یافت؛ این امر، نیازمند صرف هزینه و زمان بیشتری برای توسعهدهنده بازی نیز هست. مطابق اظهارات پژوهشگران حاضر، طراحی یک بازی جدّی مبتنی بر واقعیت مجازی برای توسعه مهارت ارائه شفاهی باعث میشود تا یادگیری در زمینهای رخ میدهد که قرار است همانجا بکار رود. بعلاوه، میتوان از چنین ترکیبی (واقعیت مجازی و بازی جدّی) برای غلبه بر اضطرابِ ارائه شفاهی نیز بخوبی بهره گرفت. همچنین، با توجه به چالشبرانگیز بودن موقعیتهای اقتصادی در بیرون از دانشگاه و لزوم بهرهمندی دانشگاهیان از مهارتهای ارتباطی و ارائه شفاهی، بازی جدّی مبتنی بر واقعیت مجازی میتواند به نسبت بیشتری، شاخصهای ارائه شفاهی را در افراد پرورش دهد. تحقق این امر، نیازمند توجه آموزشعالی به فناوریهای تعاملی همچون واقعیت مجازی است.
کاربرد فناوری های نوظهور در آموزش
سید علی فارغ؛ میلاد جعفری سیسی
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش در زندگی بشر نقشی اساسی دارد. آموزش علوم تجربی در دوران تحصیل با اینکه از اهم موضوعاتی است که بایستی همراه با تجربه مستقیم دانشآموز همراه باشد، در بسیاری مواقع به دلیل محدودیتهای مکانی، زمانی و یا ریالی تنها مبتنی بر کتب سنتی و رسانههای تکبعدی موجود در آنها صورت میپذیرد. با گسترش فنآوریهای نوین، فرصتهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش در زندگی بشر نقشی اساسی دارد. آموزش علوم تجربی در دوران تحصیل با اینکه از اهم موضوعاتی است که بایستی همراه با تجربه مستقیم دانشآموز همراه باشد، در بسیاری مواقع به دلیل محدودیتهای مکانی، زمانی و یا ریالی تنها مبتنی بر کتب سنتی و رسانههای تکبعدی موجود در آنها صورت میپذیرد. با گسترش فنآوریهای نوین، فرصتهای جدیدی پیش روی شیوههای آموزش و یادگیری موجود قرار میگیرند که میتوانند ساختار آموزشی را متحول کنند. فنآوری واقعیت افزوده بهسان پدیدهای نوین و به صورت بالقوه وادی جدیدی را به محدوده کتابهای سنتی دانشآموزان اضافه میکند که علاوه بر استفاده از عناصر چندرسانهای، امکان تعامل با محتوا را نیز میسر میسازد. واقعیت افزوده، به عنوان یکی از راههای آموزش از راه دور، با شبیهسازی دنیای واقعی به صورت انیمیشن، اجسام مجازی، تصاویر سهبعدی، صدا و عناصر مشابه امکان تعامل کاربر را با مفاد درسی ممکن میسازد. هدف این پژوهش ارزیابی تأثیر آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده تعاملی بر یادگیری و یادداری محتوای کتب درسی و مقایسه آن با روش موجود (سنتی) است.روشها: این پژوهش یک بررسی تجربی در چارچوب شبه آزمایشی پیشآزمون-پسآزمون روی دو گروه 18 نفره از دانشآموزان کلاس ششم ابتدایی انجام داده است. بدین منظور دو سناریو از کتاب علوم دانشآموزان انتخاب و بهصورت واقعیت افزوده تعاملی پیادهسازی شده است. گروه گواه از طریق آموزش سنتی و تنها کتاب و گروه آزمایش به صورت آموزش بهوسیله کتاب و واقعیت افزوده مورد تعلیم قرار گرفتند. ارزیابی یادگیری و یادداری دانشآموزان از طریق دو آزمون صورت پذیرفت که روایی آنها از طریق معلمان علوم ناحیه 2 آموزش و پرورش تبریز تأیید و پایایی آنها نیز از طریق روش کودر-ریچاردسون محاسبه شده است.یافتهها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل کواریانس (ANCOVA) اختلاف آماری معنیداری را میان گروه کنترل و آزمایش نشان میدهد. میزان یادگیری و یادداری مطالب درسی نیز در دانشآموزانی که از طریق واقعیت افزوده تعاملی آموزش دیده بودند در مقایسه با آنهایی که با کتاب سنتی و به شیوه مرسوم این آموزش را طی کرده بودند، مؤثرتر و مطلوبتر مشاهده شد.نتیجهگیری: با توجه به نتایج آزمایشها، عملکرد بهتر گروه آزمایش و بررسی تطبیقی مباحث نظری، استفاده از فنآوری واقعیت افزوده به عنوان مکمل کتابهای درسی مفید و مؤثر گزارش شده است که میتواند ورای محدودیتهای مکانی و زمانی به تسهیل فرآیندهای آموزشی بپردازد. همچنین، تعامل موجود در واقعیت افزوده، فراگیران را تشویق میکند تا نقش فعال را جایگزین نقش منفعل کرده و با مشارکت ذهنی بیشتری به یادگیری مباحث بپردازند. از سویی دیگر، امکان تکرارپذیری سناریوهای واقعیت افزوده در مباحث آموزشی، فارغ از محدودیتهای مکانی، زمانی و ریالی، امکان رفع اشکال و ابهامات را در اختیار کاربران قرار میدهد که از سایر مزیتهای بهرهگیری از این فنآوری به شمار میآید. در نهایت، با بررسی این قابلیتها و همهگیری گوشیهای تلفن همراه در جهان امروز، میتوان در افق آیندهای نزدیک، حضور آزمایشگاههای مجازی را در گوشیهای هوشمند تلفن همراه پیشبینی کرد؛ چیزی که میتواند با تدابیری صحیح، حتی دوردستترین مدارس مناطق محروم کشور را نیز با کمترین هزینهای از بابت دروس آزمایشگاهی تا حد زیادی بینیاز کند.