تهیه و تدوین محتوای الکترونیکی
زهرا معتمدی لشت نشایی؛ فتانه حسنی جعفری؛ مریم لاریجانی
چکیده
پیشینه و اهداف: در حال حاضر ورود چندرسانهایها و ارائه دروس به ضرورت الکترونیکی در آموزش و پرورش انقلابی در زمینه تدریس و روشهای نوین مشارکت دانشآموزان ایجاد کرده است. واژه چندرسانهای از سال 1950 میلادی به بعد مطرح و تلاش شد با ترکیب چندرسانه، کیفیت آموزش بالا رود و این امکانات اجازه پیشروی، تعادل، آفرینندگی و ارتباط بهتر ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در حال حاضر ورود چندرسانهایها و ارائه دروس به ضرورت الکترونیکی در آموزش و پرورش انقلابی در زمینه تدریس و روشهای نوین مشارکت دانشآموزان ایجاد کرده است. واژه چندرسانهای از سال 1950 میلادی به بعد مطرح و تلاش شد با ترکیب چندرسانه، کیفیت آموزش بالا رود و این امکانات اجازه پیشروی، تعادل، آفرینندگی و ارتباط بهتر کاربر و نرمافزار را به آسانی میدهد. زیربنای این روش به نظریه پردازش شناختی برمیگردد، که با ظهور فناوریهای نوین کامپیوتری استفاده زیادی از آن شد. شناختگرایی بهعنوان بخشی از جنبش شناختی معاصر به علت نارضایتی از تعلیم و تربیت سنتی شکل گرفته است. در نظریه پردازش شناختی فرض بر این است که سیستم پردازش اطلاعات در انسان از دو کانال جداگانه (پردازش دیداری/ تصویری و شنیداری/ کلامی) برخوردار است. هریک از این کانالها از ظرفیت محدودی برخودار هستند. در این راستا هدف پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش محتوای تولیدشده با نرمافزار اکتیو اینسپایر و ابزارهای سنتی براساس الگوی حل مسأله بر هوش موفق دانشآموزان پایه ششم در درس علوم تجربی در سال 1401-1400 بود.روشها: روش پژوهش حاضر از نظر نحوه اجرا از نوع شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان پایه ششم ناحیه 2 شهر کرج به تعداد 1970 دانشآموز بود که حجم نمونه به تعداد 40 دانشآموز به روش چند مرحلهای تصادفی، انتخاب و در دو گروه همگن 20 نفری جایابی شدند. ابزار گردآوری دادهها برای سنجش متغیر هوش موفق دانشآموزان در درس علوم، پرسشنامه اقتباسشده از پرسشنامه استاندارد گریگورنکو و استرنبرگ (2000) بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصان، مطلوب ارزیابی شد و پایایی آن از روش آلفای کرنباخ 86/0 بهدست آمد. در این پژوهش قبل از مداخله آموزشی، پرسشنامه مذکور اجرا شد؛ سپس مطالب مرتبط به هوش تحلیلی، هوش خلاق و هوش عملی در درس علوم تجربی به دو روش مدرن (نرمافزار اکتیو اینسپایر) و سنتی برای دانشآموزان آموزش داده شد و بعد از پایان جلسات آموزشی، مجدد پسآزمون از آزمودنیها به عمل آورده شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی و آمار استنباطی مانند آزمونهای کواریانس، تی مستقل و وابسته در نرمافزار آماری (spss) نسخه 22 استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که محتوای تولیدهشده با نرمافزارهای چندرسانهای (اکتیو اینسپایر)، در مقایسه با روش تدریس سنتی بر هوش موفق دانشآموزان در مباحث درس علوم شامل فصول کارخانه کاغذسازی، زمین پویا، ورزش و نیرو، سفر انرژی، شگفتیهای برگ، جنگل برای کیست و سالم بمانیم تأثیر بیشتری داشت. بهعبارتی دیگر محتوای تولیدشده با نرمافزار چندرسانهای اکتیو اینسپایر منجر به تأثیرگذاری 64 درصدی بر هوش تحلیلی، 57 درصدی بر هوش خلاق و 53 درصدی بر هوش عملی دانشآموزان در درس علوم پایه ششم شد.نتیجهگیری: ازاینرو میتوان نتیجه گرفت نرمافزار چندرسانهای (اکتیو اینسپایر) در قیاس با ابزارهای سنتی میتواند باعث تقویت هوش تحلیلی، هوش خلاق و هوش عملی دانشآموزان در یادگیری و حل مسائل درس علوم شود.
آموزش الکترونیکی- مجازی
سالار قاسمی مدانی؛ قدسی احقر؛ داود تقوایی
چکیده
پیشینه و اهداف: امروزه امر آموزش در مدارس نیازمند بهکارگیری روشهایی است که یادگیری را برای دانش آموزان لذتبخش و مؤثر سازد. از سوی دیگر، کاربست پیشنهادها و توجه به نتایج این پژوهش میتواند سبب تغییر نگرش معلمان، برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزشی نسبت به کاربرد هرچه بیشتر و هدفمندتر رویکردهای جدید در آموزش شود. این پژوهش ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: امروزه امر آموزش در مدارس نیازمند بهکارگیری روشهایی است که یادگیری را برای دانش آموزان لذتبخش و مؤثر سازد. از سوی دیگر، کاربست پیشنهادها و توجه به نتایج این پژوهش میتواند سبب تغییر نگرش معلمان، برنامه ریزان و سیاستگذاران آموزشی نسبت به کاربرد هرچه بیشتر و هدفمندتر رویکردهای جدید در آموزش شود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش معکوس و آموزش راهبردهای فراشناختی بر خودکارآمدی دانشآموزان در درس علوم انجام شد.روشها: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش جمعآوری دادهها، نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان دختر دوره اول متوسطه ناحیه 1 کرج در سال ۱۴۰۰ بودند که طبق ملاکهای ورود و خروج در پژوهش تعداد 45 نفر براساس فرمول کوکران و براساس روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه تقسیم بندی شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه خودکارآمدی شرر (1986) بود. ابتدا دانشآموزان منتخب به سه دسته مساوی تقسیم شده و براساس روش تصادفی، یک گروه بهعنوان گروه آزمایش اول، گروه دوم بهعنوان گروه آزمایش دوم و گروه سوم بهعنوان گروه کنترل مشخص شد. در مرحله پیشآزمون متغیرهای وابسته (،خودکارآمدی) روی هر سه گروه آزمایشی اول، گروه آزمایش دوم و گروه کنترل اجرا شد. متغیر مستقل (آموزش معکوس) بر روی گروه آزمایش اول و آموزش راهبردهای فراشناختی روی گروه آزمایش دوم اجرا شد و گروه کنترل هیچگونه آموزشی را دریافت نکرد. در مرحله پسآزمون متغیرهای وابسته (خودکارآمدی) روی هر سه گروه گروه آزمایش اول، دوم و گروه کنترل اجرا و در مرحله پیگیری یعنی یک ماه پس از مرحله پسآزمون متغیرهای وابسته (خودکارآمدی) روی هر دو گروه آزمایشی اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و جهت آزمون فرضیههای پژوهش از آمار استنباطی استفاده شد.یافتهها: بین میزان اثربخشی آموزش معکوس و آموزش راهبردهای فراشناختی در درس علوم بر خودکارآمدی دانشآموزان تفاوت وجود دارد. تأثیر آموزش معکوس در افزایش خودکارآمدی دانشآموزان در درس علوم در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است. تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در افزایش خودکارآمدی دانشآموزان در درس علوم در طول زمان از پایداری مناسبی برخوردار است.نتیجهگیری: با توجه به یافتههای تحقیق حاضر میتوان نتیجه گرفت یادگیری معکوس و آموزش راهبردهای فراشناختی بر بهبود خودکارآمدی اثربخش است و این اثربخشی در طول زمان پایداری مناسبی را بهدست داد. پیشنهاد میشود وزارت آموزش و پرورش برای کاهش عادت و هنجارشکنی معلمین نسبت به روشهای آموزش سنتی، کارگاههای آموزشی و کلاسهای ضمن خدمتی در جهت آشنایی با اثربخشی رویکرد یادگیری معکوس برگزار نمایند. همچنین باتوجه به زیرساخت فناورانه این رویکرد کارگاههای آموزشی تولید محتوا برای معلمان برگزار شود.
فناوری آموزش
سونا حضرتی قاسم قشلاقی؛ یوسف مهدوی نسب؛ سید عبدالله قاسم تبار
چکیده
پیشینه و اهداف: ایجاد یک نظام آموزشی که توان تربیت دانشآموزان برای زندگی در جهانی که همواره در حال تغییر است، از اهداف بنیادین آموزش و پرورش در جوامع پیشرفته است. به همین جهت عجیب نیست که تعداد زیادی از نظامهای تربیتی تصمیم دارند تکنولوژیهای جدید آموزشی را در جهت رسیدن به اهداف آموزشی استفاده کنند. یکی از دلایل پویایی و کارایی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ایجاد یک نظام آموزشی که توان تربیت دانشآموزان برای زندگی در جهانی که همواره در حال تغییر است، از اهداف بنیادین آموزش و پرورش در جوامع پیشرفته است. به همین جهت عجیب نیست که تعداد زیادی از نظامهای تربیتی تصمیم دارند تکنولوژیهای جدید آموزشی را در جهت رسیدن به اهداف آموزشی استفاده کنند. یکی از دلایل پویایی و کارایی نظامهای آموزشی پیشرفته در کشورهای توسعهیافته این است که در نظامهای یاد شده مدام روشهای یاددهی و یادگیری را مورد مطالعه قرار میدهند و همواره از بهترین روشها و اثربخشترین آنها استفاده مینمایند. از این رو پیش بینی میشود که بهکارگیری واقعیت افزوده به مثابه وسیلهای نوظهور در جهت ایجاد نوآوری در سیستمهای آموزشی معمول میتواند رسیدن به اهداف آموزشی را تسهیل کند. از دیگر سو بهکارگیری اصول طراحی چندرسانهای در برنامههای آموزشی دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است و در ساخت برنامههای واقعیت افزوده که میتواند بهعنوان یک چندرسانهای شناخته شود باید مورد توجه قرار بگیرد. بنابراین هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر استفاده از سبک آموزش محاورهای و سبک آموزش رسمی در واقعیت افزوده بر یادگیری درس علوم تجربی پایه هشتم متوسطه است.روشها: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل، دانشآموزان پسر پایه هشتم ابتدایی استان البرز در سال تحصیلی 1400- 1399 بوده و نمونه به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده است. دانشآموزان هر سه کلاس در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. روش این پژوهش، از نوع آزمایشی و با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بوده است. به این صورت که یک گروه آزمایش با کمک نرمافزار واقعیت افزوده به سبک رسمی و یک گروه آزمایش با کمک نرمافزار واقعیت افزوده به سبک محاورهای و گروه گواه با روش معمول آموزش دیدند. ابزار اندازهگیری پژوهش شامل آزمون یادگیری محقق ساخته علوم تجربی بود که روایی صوری آنها توسط معلمان و متخصصان تکنولوژی آموزشی سنجیده شد.یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کواریانس یک راهه ANCOVA نشان می دهد بین نمرات درس علوم تجربی در گروههای آموزش معمول، آموزش محاورهای و آموزش رسمی تفاوت معنیداری وجود دارد (۱۳/۱۳۳ F= ٫p<0/05) و استفاده از سبک آموزش محاورهای نسبت به روش آموزش معمول بر یادگیری تأثیر معناداری دارد. تفاوت بین میانگین نمرات گروه آموزش معمول با دو گروه آموزش محاورهای و آموزش رسمی معنیدار است (p<0/05). و استفاده از هر دو سبک آموزش رسمی و آموزش محاورهای در واقعیت افزوده، در مقایسه با روش آموزش معمول اثربخشتر است و موجب یادگیری بهتر درس علوم تجربی در دانشآموزان پایه هشتم متوسطه شده است. همچنین تفاوت میانگین نمرات گروه آموزش رسمی با گروه آموزش محاورهای معنیدار است (p<0/05) و استفاده از سبک آموزش محاورهای در واقعیت افزوده در مقایسه با روش آموزش رسمی اثربخشتر است و موجب یادگیری بهتر درس علوم تجربی میشود.نتیجهگیری: باتوجه به دادههای جمعآوری شده و نتایج حاصل از تحلیلها چنین استنباط میشود که نتایج حاصل از مقایسه دادههای گروهی که از برنامه واقعیت افزوده به سبک آموزش رسمی آموزش دیدند با دادههای گروهی که با روش معمول آموزش دیدند معنادار بوده است. از سوی دیگر نتایج حاصل از مقایسه دادههای گروهی که از برنامه واقعیت افزوده به سبک آموزش محاورهای آموزش دیدند با دادههای گروهی که با روش معمول آموزش دیدند معنادار بوده است. همچنین نتایج حاصل از مقایسه دادههای گروهی که با برنامه واقعیت افزوده به سبک آموزش محاورهای آموزش دیدند با دادههای گروهی که با برنامه واقعیت افزوده به سبک آموزش رسمی آموزش دیدند معنادار بوده است و در مجموع استفاده از سبک محاورهای با هدف یادگیری مؤثر بوده است.
آموزش الکترونیکی- مجازی
موسی پیری؛ رقیه شاهی
چکیده
این پژوهش باهدف "بررسی تأثیر آموزش چندرسانهای بر درگیری تحصیلی دانشآموزان پایة ششم کلاسهای چندپایه عشایری در درس علوم تجربی" انجامگرفته است. روش پژوهش شبهآزمایشی است که در اجرای آن از طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل استفاده شد. شرکتکنندگان پژوهش شامل40 نفر (19 دختر و 21 پسر ) از دانشآموزان پایة ششم ابتدایی عشایری ...
بیشتر
این پژوهش باهدف "بررسی تأثیر آموزش چندرسانهای بر درگیری تحصیلی دانشآموزان پایة ششم کلاسهای چندپایه عشایری در درس علوم تجربی" انجامگرفته است. روش پژوهش شبهآزمایشی است که در اجرای آن از طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل استفاده شد. شرکتکنندگان پژوهش شامل40 نفر (19 دختر و 21 پسر ) از دانشآموزان پایة ششم ابتدایی عشایری بودند که به شیوة نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از ابزار درگیری تحصیلی اعتباریابی شده با روایی و پایایی معین برای گردآوری دادهها استفاده شد. روایی صوری و محتوایی آن بررسی و ضریب پایایی 83/0 برآورد گردید. دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی تحت نرمافزارspss توصیف و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که بین درگیری تحصیلی (رفتاری، علمی، روانشناختی و شناختی ) دانشآموزان گروههای آزمایش و کنترل تفاوت معنیدار وجود دارد ( 05/0 p < ) و میانگین نمرات درگیری تحصیلی دانشآموزان آموزشدیده با روش چندرسانهای بالاتر بود. اما، بین میزان درگیری تحصیلی دانشآموزان دختر و پسر گروه آزمایش، تفاوت معنیدار وجود ندارد (05/0< p )؛ بنابراین، میزان تأثیرگذاری شیوة آموزش چندرسانهای بر دانشآموزان دختر و پسر تقریباً به یک اندازه است.