محیط های یادگیری مبتنی بر فناوری
فرنوش دباغیان؛ حمیدرضا عظمتی؛ بهرام صالح صدق پور
چکیده
پیشینه و اهداف: طراحی معماری بهعنوان ساخت متفکرانه فضا، نیازمند فرآیندهای پیچیده و چندمرحلهای است که شامل تجسم فضایی، درک و چرخش ذهنی میشود. تفکر فضایی بهعنوان یکی از عوامل اصلی هوش انسانی است که به درک، تشخیص و دستکاری اشکال و تصاویر کمک میکند. آموزش با استفاده از فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، ابزارها و نرمافزارهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: طراحی معماری بهعنوان ساخت متفکرانه فضا، نیازمند فرآیندهای پیچیده و چندمرحلهای است که شامل تجسم فضایی، درک و چرخش ذهنی میشود. تفکر فضایی بهعنوان یکی از عوامل اصلی هوش انسانی است که به درک، تشخیص و دستکاری اشکال و تصاویر کمک میکند. آموزش با استفاده از فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، ابزارها و نرمافزارهای مدلسازی سهبعدی میتواند در تقویت تفکر فضایی دانشآموزان مؤثر باشد. این فناوریها نه تنها به ارائه بهتر مفاهیم و مهارتهای فضایی کمک میکند؛ بلکه بر شایستگی شناخت؛ توانایی تحلیل و قابلیت اندیشهورزی حل مسائل مؤثر است. اسکچاپ نیز بهعنوان یک نرمافزار طراحی سهبعدی، ابزاری قدرتمند برای ایجاد مدلهای دقیق و واقعگرایانه از ساختمانها است؛ بهطوریکه استفاده از این نرمافزار در فرایند آموزش طراحی معماری، میتواند به دانشآموزان کمک کند تا مهارتهای تفکر فضایی خود را تقویت کنند و بهترین روشهای طراحی را ارائه نمایند. از اینرو در پژوهش حاضر استفاده از نرمافزار اسکچاپ را در آموزش فرایند طراحی معماری و تأثیر آن بر روی توانایی فضایی دانشآموزان مورد بررسی قرار میدهد.روشها: مطالعه حاضر از نوع (آزمایشی درونگروهی) است و در سه گام(پیشآزمون- آموزش اسکچاپ و پسآزمون) اجرا شد. گام اول، اندازهگیری توانایی فضایی دانشآموزان قبل از آموزش اسکچاپ از طریق پرسشنامهای با 10 سؤال تصویری؛ گام دوم، آموزش اسکچاپ طی 21 جلسه شش ساعته با ارسال فیلمهای آموزشی و اجرای پروژههای عملی به صورت غیربرخط و سپس درگام سوم، اندازهگیری مجدد توانایی فضایی پس از پایان دوره آموزشی با پرسشنامهای با 2 سؤال تصویری صورت پذیرفت. جامعه آماری 51 نفر از دانشآموزان دختر در پایه یازدهم معماری هنرستان در دو سال تحصیلی (تابستان 1401) و (تابستان 1402) است. انتخاب حجم نمونه (17 نفر) به روش نمونهگیری تصادفی ساده است. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه محققساخته از نوع تصویری در مقیاس لیکرت است و برای سنجش روایی ابزار از نظرات اساتید، صاحبنظران استفاده شد. پایایی ابزار پژوهش به کمک ضریب آلفای کرونباخ و برآورد مقدار 864/0 به تأیید رسید. تجزیه و تحلیل دادهها نیز به کمک آزمون t (همبسته) با نرمافزار spss(نسخه26) بهدست آمد.یافتهها: یافتهها نشان میدهد، فرض اول: آموزش از طریق اسکچاپ با آزمون (286/2 t=) و (036/0 p=) بر توانایی فضایی دانشآموزان اثرگذار بود و تفاوت بین میانگین نمرات پیش و پسآزمون معنادار است. فرض دوم: همچنین آموزش بر تجسم فضایی با آزمون (814/2 t=) و (012/0 p=) تأثیر معناداری داشته و طی انجام پروژهها تقویت یافته است. دستورات تکرارکردن(63/2 t=)، اضافهکردن(20/3 t=) و شیبدار کردن(10/3 t=) بیشترین کاربرد و اثرگذاری را داشتهاند. فرض سوم: به دلیل عدم تأثیر معناداری با (05/0<P) تفاوت بین میانگین نمرات پیش و پسآزمون معنادار نبوده و آموزش اسکچاپ بر درک فضایی اثر ندارد. فرض چهارم: آموزش با نرمافزاراسکچاپ به استناد سطح غیرمعناداری آزمون(499/1 t=) و (05/0<P) تفاوتی بین میانگین نمرات پیش و پسآزمون حاصل نشده و بر چرخش ذهنی دانشآموزان تأثیر چندانی ندارد.نتیجهگیری: آموزش از طریق نرمافزار اسکچاپ بهبود قابل توجهی در توانایی فضایی و تجسم فضایی دانشآموزان ایجاد کرده است. این نتایج نشان میدهد که اسکچاپ میتواند ابزاری مؤثر برای آموزش مهارتهای فضایی و معماری باشد؛ اما تأثیر چندانی بر درک فضایی و چرخش ذهنی دانشآموزان نداشته است. بنابراین برای تقویت این مهارتها، استفاده از ابزارها و روشهای دیگر و نیاز به برنامههای آموزشی متنوعتر است.
رویکردهای نوین آموزشی
علی شرقی؛ حمیدرضا عظمتی؛ سعیده اسدی؛ عبدالمجید خورشیدیان
چکیده
پیشینه و اهداف: رخداد سوانح موجب دامنه وسیع تخریب و آسیب کالبدی محیط مصنوع و به دنبال آن نیاز گسترده به بازسازی میگردد. اما تجارب جهانی و شکست معماران در ارائه پروژههای بازسازی و اسکان، وجود خلا در دیدگاههای آموخته دانشگاهی و نیازهای ویژه برنامهریزی و طراحی در شرایط بحرانی پساسانحه را آشکار میکنند. شواهد دلالت بر آن ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: رخداد سوانح موجب دامنه وسیع تخریب و آسیب کالبدی محیط مصنوع و به دنبال آن نیاز گسترده به بازسازی میگردد. اما تجارب جهانی و شکست معماران در ارائه پروژههای بازسازی و اسکان، وجود خلا در دیدگاههای آموخته دانشگاهی و نیازهای ویژه برنامهریزی و طراحی در شرایط بحرانی پساسانحه را آشکار میکنند. شواهد دلالت بر آن دارند که مشارکت موفق جامعه حرفهای معماران و متخصصان محیط مصنوع در بازسازی، مستلزم دانش و تخصص در ایجاد محیط و جامعهای تابآور در شرایط پیچیده پس از سانحه است. بر اساس مسئله مذکور، مقاله حاضرکارامدی فناوری آموزش بازسازی به دانشجویان معماری در گروه بازسازی پس از سانحه، دانشگاه شهید بهشتی را که در دو مرحله؛ اول، سفر به منطقه سانحهدیده، مطالعه موردی و بحث گروهی پس از فراگیری مقدماتی چارچوبها، نظریات و دیدگاههای بازسازی و دوم، تعمیق و بسط مطالب با استفاده از تکنیک آموزش به شیوه روایتگری و مشارکت تنگاتنگ و نزدیک دانشجویان در مباحث کلاس اجرا می شود، را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.روشها: ماهیت پژوهش تجربی شبه آزمایشی بدون گروه کنترل و در بازه زمانی یک ترم تحصیلی است. در ابتدا، با هدف شناخت ماهیت فرایند آموزش، اقدام به مصاحبه عمیق با اساتید دروس کارگاههای بازسازی شد و کدهای اصلی این فرایند، به روش تحلیل محتوا استخراج شدند. سپس، با حضور محقق در کارگاههای مذکور، از طریق مشاهده مشارکتی، نقاط و فناوری های مشترک این کارگاهها، استخراج شده و بر اساس دیدگاه اساتید، مورد اصلاح و تایید قرار گرفتند. در مرحله بعد، فرایند استخراج شده، با طرح تحقیق طولی و به صورت پیشآزمون و پسآزمون و استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش میزان رضایتمندی دانشجویان از کیفیت آموزش با 9 معیار، مورد سنجش قرار گرفت. جامعه مشارکت کننده در پژوهش را دانشجویان ترم اول کارشناسی ارشد بازسازی پس از سانحه، به دلیل عدم وجود ذهنیت مشخص از فرایند آموزش تشکیل دادند. تکمیل پرسشنامهها، در ابتدای ترم تحصیلی و سپس همزمان با امتحانات پایان ترم، اجرا شد. به منظور سنجش اعتبار یافته ها، مجددا پژوهش در ترم تحصیلی 2019-2020 و توسط گروه 15 نفره دانشجویان جدیدالورود اجرا و با کمترین سطح خطا، یافته های تحقیق تایید شدند.یافتهها: بر اساس تحلیلهای آماری تی زوجی داده های حاصل از پیش آزمون و پس آزمون، فناوری آموزش بازسازی در کارگاه مقدمات بازسازی، با سطح اطمینان 95% منجر به افزایش معنادار معیارهای ارزیابی دانشجو از یادگیری مباحث درسی، اشتیاق به درس و گرایشِ بازسازی، یادگیری تعاملی- مشارکتی و ارزیابی مثبت از تدریس استاد و گرایش شده است. همچنین در بررسی ارتباطات دوسویه معیارهای پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون، مشخص شد که بین معیارهای دوگانه ارزیابی دانشجو از یادگیری مباحث درس مقدمات بازسازی و رضایت از تدریس استاد؛ و اشتیاق به گرایش و تعامل گروهی، روابط مثبت و معنادار وجود دارد.نتیجهگیری: با توجه به سطح بالای کارامدی فناوری مورد سنجش در آموزش مباحث عملی و نظری بازسازی پساسانحه به دانشجویان معماری مورد پژوهش، به منظور تقویت قابلیتهای معماران آینده در تصمیمات و طراحی در شرایط بحرانی سوانح، پیشنهاد میشود که این فناوری در برنامه کارگاههای طراحی معماری مورد توجه قرار گیرد.