فصلنامه علمی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران

2 گروه علوم تربیتی. واحد خرم آباد. دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران

10.22061/tej.2026.12595.3312

چکیده

پیشینه و اهداف: مفهوم تدریس معکوس در سال‌های اخیر در سراسر جهان و همچنین، در ایران به ­عنوان بخشی از روند گسترده‌تر در جهت روش‌های تدریس نوآورانه و دانش‌آموزمحور محبوبیت فزاینده‌ای یافته است. یکی از مسائل مطرح در این زمینه بررسی مؤلفه­ های تدریس معکوس، به ­ویژه در مدارس ابتدایی، با توجه به تأثیر عوامل فرهنگی جهت پیاده­سازی این روش در کلاس­های درس است. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه ­های تدریس معکوس از نظر معلمان مدارس ابتدایی استان لرستان انجام شد.
روش: روش این پژوهش از نوع کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد بود. شرکت­کنندگان در این مطالعه 15 نفر از متخصصان علوم تربیتی استان لرستان بودند که به ­صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار اصلی مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده ­های پژوهش از طریق روش کدگذاری استراوس و کوربین تحلیل شدند.
یافتهها: در این پژوهش، ۱۸۱ کد اولیه بر اساس مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و پالایش شدند. در نهایت، ۱۱۵ کد در قالب شش عامل اصلی مدل (شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها، پیامدها و مقوله محوری) جای گرفتند. نتایج نشان داد که مدل تدریس معکوس از نظر معلمان در مرحله کدگذاری انتخابی دارای مؤلفه­هایی مانند: تغییر در نقش معلم و دانش‌آموز، نیاز به تحول در نگرش و مهارت معلمان، نیاز به دسترسی به زیرساخت‌ها و فناوری، نیاز به محتوای آموزشی مناسب و متنوع، نیاز به بازتعریف ارزشیابی و بازخورد، وضعیت خانوادگی و حمایت والدین، جو و فرهنگ مدرسه، پیش‌زمینه‌های آموزشی دانش‌آموزان، ویژگی‌های شخصیتی و تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان، حمایت سازمانی و مدیریتی از مدرسه، توانمندی فنی و دسترسی به منابع آموزشی، سطح سواد دیجیتال دانش‌آموزان و معلمان، پایداری و ثبات زیرساخت فنی و شبکه، توانمندسازی حرفه‌ای معلمان، تولید و توسعه محتوای آموزشی مناسب، تقویت یادگیری فعال و مشارکتی در کلاس، ارزیابی تکوینی و بازخورد مستمر، تسهیل ارتباط مؤثر بین خانه و مدرسه، ایجاد فضای یادگیری منعطف و جذاب، افزایش کیفیت یادگیری دانش‌آموزان، توسعه مهارت‌های شناختی، فراشناختی و اجتماعی، افزایش انگیزه و مشارکت در یادگیری، افزایش استقلال و مسئولیت‌پذیری در دانش‌آموزان، بهبود رفتارهای کلاسی و کاهش تنش آموزشی، افزایش رضایت شغلی معلمان می­باشد.
نتیجهگیری:  با توجه به نتایج، مجموعه­ای از عوامل فردی و محیطی مربوط به دانش­آموز  و معلم می­تواند پیش بینی­کننده­ی تدریس معکوس معتبر در کلاس درس باشد که در برنامه­ریزی­های آموزشی و برنامه­ های درسی باید مدنظر قرا بگیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

Identifying the components of flipped teaching from the perspective of elementary school teachers in Lorestan province

نویسندگان [English]

  • R. Jalili 1
  • N. Alaei Far 2
  • Z. Ebrahimi 2

1 Department of educational sciences, Khor. C., Islamic Azad University, Khorram Abad, Iran

2 Department of educational sciences, Khor. C., Islamic Azad University, Khorram Abad, Iran

چکیده [English]

Background and Objectives:  The concept of flipped teaching has gained increasing popularity in recent years worldwide and also in Iran as part of a broader trend towards innovative and student-centered teaching methods. One of the issues raised in this field is to examine the components of flipped teaching, especially in elementary grades, considering the influence of cultural factors on the implementation of this method in classrooms. To this end, the present study aimed to identify the components of flipped teaching from the perspective of elementary school teachers in Lorestan province.
Methods: The method of this study was qualitative using grounded theory. The participants in this study were 15 educational science specialists from Lorestan province who were purposefully selected. The main tool was a semi-structured interview. The research data were analyzed using the Strauss and Corbin coding method.
Findings:In this study, 181 initial codes were analyzed and refined based on the three stages of open coding, axial coding, and selective coding.Finally, 115 codes were placed into the six main factors of the model (causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, strategies, consequences, and central category). The results showed that the flipped teaching model, from the perspective of teachers, has components such as: change in the role of teacher and student, need for change in teachers' attitudes and skills, need for access to infrastructure and technology, need for appropriate and diverse educational content, need for redefining evaluation and feedback, status of access to technology at school and home, family status and parental support, school atmosphere and culture, students' educational backgrounds, personality traits and individual differences of students, teachers' attitude and readiness to accept change, organizational and managerial support of the school, technical capability and access to educational resources, level of digital literacy of students and teachers, sustainability and stability of technical infrastructure and network, professional empowerment of teachers, production and development of appropriate educational content, strengthening active and participatory learning in the classroom, formative assessment and continuous feedback, facilitating effective communication between home and school, creating a flexible and attractive learning environment, increasing the quality of students' learning, developing cognitive, metacognitive and social skills, increasing motivation and participation in learning, increasing independence and responsibility instudents, improving classroom behavior and reducing educational stress, increasing teachers' job satisfaction.
Conclusion: According to the results, a set of individual and environmental factorsrelated to the learner and teacher can be considered a valid inverse teaching in the classroom which should be consideed in educational programs and curriculum.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Flipped teaching
  • Teacher
  • Elementary schools and grounded theory

نامه به سردبیر

سر دبیر نشریه فناوری آموزش، با تواضع انتشار نامه های واصله از نویسندگان و خوانندگان و بحث در سامانه نشریه را ظرف 3 ماه از تاریخ انتشار آنلاین مقاله در سامانه و یا قبل از انتشار چاپی نشریه، به منظور اصلاح و نظردهی امکان پذیر نموده است.، البته این شامل نقد در مورد تحقیقات اصلی مقاله نمی باشد.

توچه به موارد ذیل پیش از ارسال نامه به سردبیر لازم است در نظر گرفته شود:


[1]نامه هایی که شامل گزارش از آمار، واقعیت ها، تحقیقات یا نظریه ها هستند، لازم است همراه با منابع معتبر و مناسب باشند، اگرچه ارسال بیش از زمان 3 نامه توصیه نمی گردد

[2] نامه هایی که بجای انتقاد سازنده به ایده های تحقیق، مشتمل بر حملات شخصی به نویسنده باشند، توجه و چاپ نمی شود

[3] نامه ها نباید بیش از 300 کلمه باشد

[4] نویسندگان نامه لازم است در ابتدای نامه تمایل یا عدم تمایل خود را نسبت به چاپ نظریه ارسالی نسبت به یک مقاله خاص اعلام نمایند

[5] به نامه های ناشناس ترتیب اثر داده نمی شود

[6] شهر، کشور و محل سکونت نویسندگان نامه باید در نامه مشخص باشد.

[7] به منظور شفافیت بیشتر و محدودیت حجم نامه، ویرایش بر روی آن انجام می پذیرد.

CAPTCHA Image