فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
فرنوش دباغیان؛ حمیدرضا عظمتی؛ بهرام صالح صدق پور
چکیده
پیشینه و اهداف: طراحی معماری بهعنوان ساخت متفکرانه فضا، نیازمند فرآیندهای پیچیده و چندمرحلهای است که شامل تجسم فضایی، درک و چرخش ذهنی میشود. تفکر فضایی بهعنوان یکی از عوامل اصلی هوش انسانی است که به درک، تشخیص و دستکاری اشکال و تصاویر کمک میکند. آموزش با استفاده از فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، ابزارها و نرمافزارهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: طراحی معماری بهعنوان ساخت متفکرانه فضا، نیازمند فرآیندهای پیچیده و چندمرحلهای است که شامل تجسم فضایی، درک و چرخش ذهنی میشود. تفکر فضایی بهعنوان یکی از عوامل اصلی هوش انسانی است که به درک، تشخیص و دستکاری اشکال و تصاویر کمک میکند. آموزش با استفاده از فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، ابزارها و نرمافزارهای مدلسازی سهبعدی میتواند در تقویت تفکر فضایی دانشآموزان مؤثر باشد. این فناوریها نه تنها به ارائه بهتر مفاهیم و مهارتهای فضایی کمک میکند؛ بلکه بر شایستگی شناخت؛ توانایی تحلیل و قابلیت اندیشهورزی حل مسائل مؤثر است. اسکچاپ نیز بهعنوان یک نرمافزار طراحی سهبعدی، ابزاری قدرتمند برای ایجاد مدلهای دقیق و واقعگرایانه از ساختمانها است؛ بهطوریکه استفاده از این نرمافزار در فرایند آموزش طراحی معماری، میتواند به دانشآموزان کمک کند تا مهارتهای تفکر فضایی خود را تقویت کنند و بهترین روشهای طراحی را ارائه نمایند. از اینرو در پژوهش حاضر استفاده از نرمافزار اسکچاپ را در آموزش فرایند طراحی معماری و تأثیر آن بر روی توانایی فضایی دانشآموزان مورد بررسی قرار میدهد.روشها: مطالعه حاضر از نوع (آزمایشی درونگروهی) است و در سه گام(پیشآزمون- آموزش اسکچاپ و پسآزمون) اجرا شد. گام اول، اندازهگیری توانایی فضایی دانشآموزان قبل از آموزش اسکچاپ از طریق پرسشنامهای با 10 سؤال تصویری؛ گام دوم، آموزش اسکچاپ طی 21 جلسه شش ساعته با ارسال فیلمهای آموزشی و اجرای پروژههای عملی به صورت غیربرخط و سپس درگام سوم، اندازهگیری مجدد توانایی فضایی پس از پایان دوره آموزشی با پرسشنامهای با 2 سؤال تصویری صورت پذیرفت. جامعه آماری 51 نفر از دانشآموزان دختر در پایه یازدهم معماری هنرستان در دو سال تحصیلی (تابستان 1401) و (تابستان 1402) است. انتخاب حجم نمونه (17 نفر) به روش نمونهگیری تصادفی ساده است. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه محققساخته از نوع تصویری در مقیاس لیکرت است و برای سنجش روایی ابزار از نظرات اساتید، صاحبنظران استفاده شد. پایایی ابزار پژوهش به کمک ضریب آلفای کرونباخ و برآورد مقدار 864/0 به تأیید رسید. تجزیه و تحلیل دادهها نیز به کمک آزمون t (همبسته) با نرمافزار spss(نسخه26) بهدست آمد.یافتهها: یافتهها نشان میدهد، فرض اول: آموزش از طریق اسکچاپ با آزمون (286/2 t=) و (036/0 p=) بر توانایی فضایی دانشآموزان اثرگذار بود و تفاوت بین میانگین نمرات پیش و پسآزمون معنادار است. فرض دوم: همچنین آموزش بر تجسم فضایی با آزمون (814/2 t=) و (012/0 p=) تأثیر معناداری داشته و طی انجام پروژهها تقویت یافته است. دستورات تکرارکردن(63/2 t=)، اضافهکردن(20/3 t=) و شیبدار کردن(10/3 t=) بیشترین کاربرد و اثرگذاری را داشتهاند. فرض سوم: به دلیل عدم تأثیر معناداری با (05/0<P) تفاوت بین میانگین نمرات پیش و پسآزمون معنادار نبوده و آموزش اسکچاپ بر درک فضایی اثر ندارد. فرض چهارم: آموزش با نرمافزاراسکچاپ به استناد سطح غیرمعناداری آزمون(499/1 t=) و (05/0<P) تفاوتی بین میانگین نمرات پیش و پسآزمون حاصل نشده و بر چرخش ذهنی دانشآموزان تأثیر چندانی ندارد.نتیجهگیری: آموزش از طریق نرمافزار اسکچاپ بهبود قابل توجهی در توانایی فضایی و تجسم فضایی دانشآموزان ایجاد کرده است. این نتایج نشان میدهد که اسکچاپ میتواند ابزاری مؤثر برای آموزش مهارتهای فضایی و معماری باشد؛ اما تأثیر چندانی بر درک فضایی و چرخش ذهنی دانشآموزان نداشته است. بنابراین برای تقویت این مهارتها، استفاده از ابزارها و روشهای دیگر و نیاز به برنامههای آموزشی متنوعتر است.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
فرمند فرزین؛ اسماعیل زارعی زوارکی؛ زهرا جامه بزرگ؛ مهدی واحدی
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش مفاهیم انتزاعی شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی یکی از چالشهای اساسی نظام آموزشی است. توانایی چرخش ذهنی، بهعنوان مؤلفه اصلی تفکر فضایی، نقش محوری در درک مفاهیم شیمی دارد و پژوهشها نشان میدهند که رویکرد یادگیری تلفیقی میتواند به بهبود یادگیری در دانشآموزان با نیازهای ویژه کمک کند. در یادگیری تلفیقی، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش مفاهیم انتزاعی شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی یکی از چالشهای اساسی نظام آموزشی است. توانایی چرخش ذهنی، بهعنوان مؤلفه اصلی تفکر فضایی، نقش محوری در درک مفاهیم شیمی دارد و پژوهشها نشان میدهند که رویکرد یادگیری تلفیقی میتواند به بهبود یادگیری در دانشآموزان با نیازهای ویژه کمک کند. در یادگیری تلفیقی، دانشآموزان با نیازهای آموزشی ویژه همزمان از منافع یادگیری برخط و آموزش حضوری بهرهمند میشوند و میتوانند بهطور مستقل و با سرعت خودشان کار کنند. همچنین، این رویکرد به معلمان امکان میدهد با انعطافپذیری بیشتری عمل کنند و زمان بیشتری را به تعامل فردی با دانشآموزان اختصاص دهند. با توجه به کمبود مطالعات جامع در این زمینه، هدف این پژوهش بررسی نظاممند مطالعات انجام شده درباره تأثیر برنامههای آموزشی مبتنی بر یادگیری تلفیقی بر توانایی چرخش ذهنی دانشآموزان با آسیب شنوایی در درک مفاهیم شیمی است.روشها: این مطالعه یک پژوهش مروری نظاممند است که با پیروی از دستورالعمل پریسما انجام شد. جستجوی مقالات در پنج پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس، وب آو ساینس، پابمد، اریک و گوگل اسکالر در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ صورت گرفت. معیارهای ورود شامل مقالات پژوهشی مرتبط با آموزش شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی، استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی یا فناوریهای کمکی و بررسی تأثیر مداخله بر یادگیری یا چرخش ذهنی بود. از مجموع ۱۷۲ مقاله یافت شده، پس از حذف موارد تکراری و بررسی عنوان و چکیده، ۳۷ مقاله برای بررسی متن کامل انتخاب شدند و درنهایت ۱۱ مقاله که معیارهای ورود را داشتند وارد مطالعه شدند. برای ارزیابی کیفیت مقالات از چکلیست بتن و همکاران (۲۰۱۴) استفاده شد. دادههای مربوط به روش مداخله، نوع فناوری مورد استفاده و نتایج از مقالات استخراج شدند؛ سپس با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافتهها: تحلیل محتوای کیفی مقالات چهار مؤلفه اصلی را آشکار کرد: چالشهای آموزشی (با سه زیرمؤلفه: دشواری درک مفاهیم انتزاعی، محدودیت در ارتباط و کمبود منابع آموزشی مناسب و فراوانی کل 18 مورد)، مزایای فناوری (با سه زیرمؤلفه: بهبود دسترسی به محتوا، افزایش تعامل و مشارکت و امکان تکرار و تمرین با فراوانی کل 21 مورد)، ملاحظات طراحی آموزشی (با سه زیرمؤلفه: استفاده از عناصر بصری، سادهسازی زبان و ارائه بازخورد فوری با فراوانی کل 22 مورد) و نیازهای آموزشی (با سه زیرمؤلفه: آموزش معلمان، تولید محتوای تخصصی و بهبود زیرساختها با فراوانی کل 20 مورد). نتایج نشان داد که رویکرد یادگیری تلفیقی از طریق چهار سازوکار اصلی به بهبود یادگیری کمک میکند: ایجاد محیط یادگیری چندحسی، امکان تعامل عمیق با محتوا، ارائه بازخورد فوری و شخصیسازی مسیر یادگیری. فناوریهای مؤثر شناساییشده شامل نرمافزارهای شبیهسازی مولکولی، محیطهای واقعیت مجازی، ابزارهای تجسم سهبعدی و رویکردهای جدید بازیمحور مانند بازی با بلوکها و روشهای بازیوارسازی بودند.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که موفقیت در آموزش شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی نیازمند رویکردی سیستماتیک و چندوجهی است که در آن فناوریهای نوین به شکل هوشمندانه با روشهای سنتی تلفیق شوند. برای پیادهسازی موفق این رویکرد، سرمایهگذاری در سه حوزه ضروری است: توسعه زیرساختهای فناوری، تولید محتوای آموزشی تخصصی و آموزش مداوم معلمان. پیشرفتهای اخیر در حوزه هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و رویکردهای بازیمحور فرصتهای جدیدی را برای بهبود آموزش فراهم کردهاند؛ اما پیادهسازی موفق آنها نیازمند توجه به مسائل دسترسی، هزینه و عدالت آموزشی است. محدودیتهای اصلی پژوهش شامل تعداد اندک مطالعات با کیفیت بالا، محدودیت حجم نمونه در برخی مطالعات و تمرکز جغرافیایی پژوهشها در کشورهای خاص بود. پیشنهاد میشود مطالعات آینده به بررسی تأثیر بلندمدت مداخلات آموزشی، نقش عوامل فردی و محیطی در موفقیت برنامهها و تحلیل اثربخشی هزینه مداخلات مختلف بپردازند.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
زینب عابدی؛ رضا حیدری قزلجه
چکیده
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر تأثیر تدریس ترکیبی بازیوارسازی شده را بر یادگیری دانشآموزان با توجه به تیپهای شخصیتی ایشان بررسی کرد. بهعنوان یک فرضیه انتظار میرفت بهکارگیری این روش و توجه به تیپهای شخصیتی در طراحی تدریس بازیوارسازی شده با روش ترکیبی بتواند نقش مؤثری در یادگیری درس ریاضی توسط دانشآموزان داشته باشد و چالشهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر تأثیر تدریس ترکیبی بازیوارسازی شده را بر یادگیری دانشآموزان با توجه به تیپهای شخصیتی ایشان بررسی کرد. بهعنوان یک فرضیه انتظار میرفت بهکارگیری این روش و توجه به تیپهای شخصیتی در طراحی تدریس بازیوارسازی شده با روش ترکیبی بتواند نقش مؤثری در یادگیری درس ریاضی توسط دانشآموزان داشته باشد و چالشهای یادگیری آنها را کاهش دهد. همچنین با شناخت بیشتر ویژگیهای فردی دانشآموزان به ایشان در بهبود عملکرد فردی و خود ارزیابیها کمک کند تا در آینده فردی، تحصیلی و شغلی خود با آگاهی بیشتری گام بردارند.روشها: پژوهش حاضر بهصورت نیمهآزمایشی با استفاده از طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه آزمایش و گواه انجام شد. دانشآموزان دختر پایه هفتم منطقه ۷ تهران در سال تحصیلی 1403-1402 جامعه آماری این مطالعه را تشکیل میدادند. نمونه آماری بهطور خوشهای انتخاب شد. 4 کلاس پایه هفتم از دو مدرسه دخترانه بهعنوان نمونه در دسترس در نظر گرفته شدند. بهطور تصادفی دانشآموزان یکی از این دو مدرسه (66 نفر) در گروه آزمایش و مدرسه دیگر (۴۹ نفر) در گروه گواه قرار گرفتند. دانشآموزان گروه آزمایش، طی 6 جلسه مفاهیم جبر و معادله ریاضی کلاس هفتم را به روش تدریس ترکیبی بازیوارسازی شده با کمک بازیهای آماده و بازیهای محقق ساخته در بسترهای موجود آموزش دیدند. درحالیکه در گروه گواه، در طی همان 6 جلسه تنها از روش تدریس ترکیبی برای آموزش مفاهیم ریاضی مورد نظر استفاده شد. ابزار سنجش میزان یادگیری در این پژوهش، پرسشنامه سنجش تحصیلی بود که روایی آن توسط صاحب نظران به تأیید رسید. آلفای کرونباخ پرسشنامههای سنجش تحصیلی (پیشآزمون و پسآزمون) به ترتیب، 0/94 و 0/97 به دست آمد. تجزیه و تحلیل دادهها با بهرهگیری از آمار توصیفی و آمار استنباطی انجام گردید که در قسمت آمار استنباطی از نرمافزار آماری SPSSاستفاده شد.یافتهها: پس از جمعآوری دادههای آماری حاصل از پیشآزمون و پسآزمون و آزمون یادگیری و انگیزشی، دادهها در دو بخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و نرمالسنجی) و آمار استنباطی (آزمون تی و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به نتایج تحلیل متغیر، میانگین نمرات پیشآزمون و پسآزمون نسبت به هم با توجه به تیپهای شخصیتی دانشآموزان بررسی و تحلیل شد. با بررسی تأثیر متغیر مستقل تدریس ترکیبی بازیوارسازی شده بر متغیر وابسته یعنی یادگیری (نمرات) دانشآموزان، مشاهده شد که دانشآموزان گروه آزمایش در انواع تیپهای شخصیتی مطابق آزمون شخصیتشناسی مایرز-بریگز(MBIT)، با بهرهمند شدن از تدریس به روش ترکیبی بازیوارسازی شده، با افزایش نمرههای خود مواجه شدند. بنابراین افزایش میانگین نمرات دانشآموزان، اثر بخشی تدریس ترکیبی بازیوارسازی شده را نشان داد.نتیجهگیری: با مطالعه تیپهای شخصیتی (متغیر خصیصهای) بر متغیر وابسته یعنی یادگیری (نمرات) دانشآموزان در تدریس بازیوارسازی شده، ملاحظه شد که افراد درونگرا (I) در همه تیپهای شخصیتی بهصورت قطعی بهبود نمرات در اثر تدریس ترکیبی بازیوارسازی شده داشتهاند. اما در افراد برونگرا (E)، تغییر نمرات بهصورت نامنظم مشاهده شد. بهعبارت دقیقتر، درحالیکه تیپهای شخصیتیESTP و ENTP بالاترین میزان افزایش نمره را داشتند، گروههای ESFP و ENFPکاهش نمره (اثر معکوس) را نشان دادند. در نهایت و با بررسی سایر تحلیلها، به تفکیک معیارهای شخصیت مشاهده شد که بازیوارسازی، انگیزههای درونی را در تمام تیپهای شخصیتی تقویت میکند.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
نیما بیگدلومهر؛ فرزانه حاتمی؛ غلامرضا لطفی حسین آباد
چکیده
پیشینه و اهداف: با وجود اینکه آموزش تلفیقی بهطور گستردهای بهعنوان رویکردی مؤثر در بهبود یادگیری و افزایش انگیزه دانشآموزان شناخته شده است، تحقیقات اندکی به بررسی تأثیر ترکیب فعالیتهای بدنی متمایز، نظیر ژیمناستیک با محتوای دروس تخصصی همچون ریاضیات پرداختهاند. مطالعات پیشین عمدتاً بر فواید کلی آموزش تلفیقی متمرکز بودهاند ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با وجود اینکه آموزش تلفیقی بهطور گستردهای بهعنوان رویکردی مؤثر در بهبود یادگیری و افزایش انگیزه دانشآموزان شناخته شده است، تحقیقات اندکی به بررسی تأثیر ترکیب فعالیتهای بدنی متمایز، نظیر ژیمناستیک با محتوای دروس تخصصی همچون ریاضیات پرداختهاند. مطالعات پیشین عمدتاً بر فواید کلی آموزش تلفیقی متمرکز بودهاند و کمتر به بررسی دقیق و هدفمند اثرات فعالیتهای جسمانی خاص بر یادگیری موضوعات درسی پرداختهاند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف رفع این شکاف تحقیقاتی، به دنبال تعیین تأثیر آموزش تلفیقی تمرینات ژیمناستیک همراه با مفاهیم ریاضی بر انگیزه پیشرفت و یادگیری درس ریاضی در دانشآموزان پسر پایه پنجم ابتدایی است. با توجه به اهمیت ریاضیات در زندگی تحصیلی و عملی و چالشهای موجود در ایجاد انگیزه و درک عمیق مفاهیم در این درس، این مطالعه به دنبال ارائه یک مدل آموزشی نوین و کارآمد است.روشها: پژوهش حاضر کاربردی و نیمهآزمایشی بود که با استفاده از طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بر روی 30 دانشآموز پسر پایه پنجم ابتدایی انجام شد و شرکتکنندگان بهصورت تصادفی ساده به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه انگیزه پیشرفت ریاضی و آزمون استاندارد ریاضی بود که قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه اجرا شد. گروه آزمایش طی پنج جلسه یک ساعته، آموزش تلفیقی شامل تمرینات ژیمناستیک مرتبط با مفاهیم ریاضی دریافت کردند؛ درحالیکه گروه کنترل آموزش معمول خود را دنبال نمودند. دادههای جمعآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس یکراهه (ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک راهه در متغیر انگیزه پیشرفت و یادگیری ریاضی نشان داد که اثر گروه در هر دو متغیر معنادار است (05/0 ≥ P)؛ به عبارت دیگر، با حذف اثر متغیر پیش آزمون، تفاوت معناداری بین انگیزه پیشرفت و یادگیری ریاضی در دو گروه آزمایش و کنترل وجود دارد. مقایسه میانگینهای تعدیلشده نشان داد که گروه آزمایش در هر دو متغیر بهطور معناداری عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشته است. این یافتهها نشان میدهد که آموزش تلفیقی تمرینات ژیمناستیک و ریاضی تأثیر مثبتی بر انگیزه پیشرفت و یادگیری مفاهیم ریاضی در دانشآموزان داشتهاست.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که آموزش تلفیقی ژیمناستیک و ریاضی میتواند بهطور مؤثری انگیزه پیشرفت و یادگیری ریاضی دانشآموزان را بهبود بخشد. این یافتهها با رویکردهای آموزش تلفیقی همسو بوده و بر اهمیت استفاده از فعالیتهای بدنی هدفمند در جهت تعمیق یادگیری مفاهیم انتزاعی مانند ریاضیات تأکید دارد. در مقایسه با پژوهشهای پیشین که بیشتر بر تلفیق عمومی فعالیتهای بدنی و دروس تمرکز داشتند، این مطالعه نشان میدهد که تلفیق هدفمند و مرتبط یک فعالیت خاص مانند ژیمناستیک میتواند نتایج قابل توجهی در بهبود یادگیری و انگیزش در یک حوزه تخصصی مانند ریاضیات داشته باشد. در راستای یافتههای این پژوهش، پیشنهاد میشود سیاستگذاران آموزشی با در نظر گرفتن اثربخشی آموزش تلفیقی هدفمند، نسبت به ادغام این رویکرد نوآورانه در برنامههای درسی مدارس ابتدایی بهمنظور ارتقای انگیزه و یادگیری دانشآموزان اقدام نمایند. این مطالعه میتواند مبنایی برای طراحی و اجرای برنامههای آموزشی تلفیقی در سایر حوزههای درسی نیز قرار گیرد.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
حسن ضابط؛ محمد علی رستمی نژاد؛ پری ناز اسعدزاده
چکیده
پیشینه و اهداف: ترکیب آموزش حضوری با آموزش الکترونیکی، منجر به ایجاد شیوهای جدید در آموزش و یادگیری به نام یادگیری ترکیبی گردیده است که در صورت استفاده صحیح به بهبود یادگیری و موفقیت تحصیلی دانشآموزان منجر میشود. از سوی دیگر، تاکید بر نظریات جدید یادگیری چون ساختنگرایی و به کارگیری آن در راهبردهایی چون نقشه های مفهومی یادگیرنده ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ترکیب آموزش حضوری با آموزش الکترونیکی، منجر به ایجاد شیوهای جدید در آموزش و یادگیری به نام یادگیری ترکیبی گردیده است که در صورت استفاده صحیح به بهبود یادگیری و موفقیت تحصیلی دانشآموزان منجر میشود. از سوی دیگر، تاکید بر نظریات جدید یادگیری چون ساختنگرایی و به کارگیری آن در راهبردهایی چون نقشه های مفهومی یادگیرنده را از منفعل بودن و دریافت کننده صرف اطلاعات دور کرده و درگیری تحصیلی او را به ارمغان می آورد. نقشه های مفهومی رایانه محور در استراتژهای یادگیری متعددی از جمله یادگیری ترکیبی به خدمت گرفته شده اند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش ترکیبی مبتنی بر نقشه مفهومی بر یادگیری مطالعات اجتماعی دانشآموزان پسر پایه ششم انجام شد.روشها: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانشآموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان بیرجند در سال تحصیلی 02-01 بودند. نمونه آماری پژوهش 60 نفر از دانشآموزان پسر پایه ششم بودند که با شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پیشآزمون - پسآزمون محقق ساخته مطالعات اجتماعی استفاده گردید. با استفاده از جدول دوبعدی هدف-محتوا روایی محتوایی سوالات آزمون مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، متخصصان و 3 تن از همکاران پایه ششم روایی صوری آزمون را تایید کردند. همچنین، ضریب پایایی سؤالات آزمون نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد که میزان 81/0 به دست آمد. این آزمون دارای دو بخش بود. در بخش نخست، ضمن دریافت اطلاعات جمعیت شناختی مشارکت کنندگان، دستورالعمل تکمیل سوالات نیز گنجانده شده بود و بخش دوم نیز حاوی 20 سوال چهارگزینه ای بود که از 8 درس آخر کتاب مطالعات اجتماعی تهیه و طراحی شده بود. جهت تجزیهوتحلیل دادهها، علاوه بر آمار توصیفی از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات متغیر یادگیری مطالعات گروههای آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. با در نظر گرفتن مجذور اتا میتوان گفت کاربرد آموزش ترکیبی مبتنی بر نقشه مفهومی، 2/19 درصد واریانس نمرات پسآزمون یادگیری را تبیین میکند(F(57,1)=13/60, p<0/005 partial ŋ2=19/2%) .نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که آموزش ترکیبی مبتنی بر نقشههای مفهومی بر یادگیری مطالعات اجتماعی دانشآموزان موثر بوده است. همانطور که مطالعات نشان میدهند در طی دوران همهگیری کرونا، آموزش مجازی تنها راه ممکن برای حفظ سلامتی یادگیرندگان و جلوگیری از بسته شدن طولانی مدت اماکن آموزشی قلمداد شد و اکنون پس از پایان دوران همهگیری کرونا، ضعف های جدی در زمینه های متعدد تحصیلی و تربیتی مشاهده می گردد. بنابراین، بهرهگیری از یادگیری ترکیبی با محوریت استفاده از نقشه های مفهومی الکترونیکی، رویکردی اثربخش در رفع ضعفهای ناشی از آموزش مجازی در دوران همه گیری و اقدامی مؤثر در جهت جبران و تثبیت یادگیری آنان در پسا کرونا است. این رویکرد سبب خواهد شد تا بین مفاهیم اصلی درس جدید و آموخته های قبلی دانش آموزان پیوند عمیق تر برقرار گردد و نقش اصلی در این فرآیند برعهده دانش آموز باشد. از محدودیت های پژوهش حاضر، می توان به مداخلات آزمایشی توسط پژوهشگر اشاره کرد که می تواند در سوگیری نتایج تاثیرگذار باشد. نداشتن مرحله پیگیری از دیگر محدودیت های مطالعه فوق بود. لذا، پیشنهاد می گردد سایر پژوهشگران با رفع محدودیت های روش شناختی ذکر شده و همچنین اعمال سایر متغیرهای موثر بر یادگیری نسبت به انجام پژوهش های جدید با جوامع و حجم نمونه متفاوت، در دروس و مقاطع تحصیلی دیگر و با جنسیتهای متفاوت مبادرت ورزند. این امر دقت نتایج را بالا برده و بر قدرت تعمیم دهی نتایج می افزاید. بر اساس نتایج به دست آمده از مطالعه حاضر میتوان نسبت به برگزاری کارگاه و دوره های آموزشی در جهت توانمندی همکاران در به کارگیری نقشه های مفهومی الکترونیکی و بهره گیری از آن در تدریس اقدام کرد. افزون بر موارد فوق، می توان در برنامه درسی و آموزشی دوره دوم ابتدایی از نقشه های مفهومی الکترونیکی در جای جای فرآیند یاددهی-یادگیری استفاده کرد. یک روش موثر، استفاده از تلفیق دروس کار و فناوری، مطالعات اجتماعی و هنر است. این امر می تواند علاوه بر تقویت یادگیری در پرورش حس زیبایی شناختی دانش آموزان نیز موثر باشد. در نهایت، بهره گیری از سواد فناورانه در طراحی نقشه های مفهومی و تشویق دانش آموزان به استفاده از آن به هنگام ارائه های کلاسی را می توان از دیگر پیشنهادهای کاربردی که انگیزه پیشرفت را در دانش آموزان تقویت می کند، دانست.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
محمدرضا حیدری؛ اسماعیل زارعی زوارکی؛ مهدی واحدی
چکیده
پیشینه و اهداف: پس از همه گیری کرونا، نظامهای آموزشی به اجبار به سمت آموزش و یادگیری برخط حرکت کردند. آموزش برخط با وجود مزایایی که داشت نتوانست بر برخی چالشهای خود از جمله حس حضور یادگیرندگان غلبه کند؛ از اینرو اهمیت بهرهگیری از رویکرد یادگیری تلفیقی برای نظامهای آموزشی جهان بهخصوص نظام تعلیموتربیت کشور ما به وضوح ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: پس از همه گیری کرونا، نظامهای آموزشی به اجبار به سمت آموزش و یادگیری برخط حرکت کردند. آموزش برخط با وجود مزایایی که داشت نتوانست بر برخی چالشهای خود از جمله حس حضور یادگیرندگان غلبه کند؛ از اینرو اهمیت بهرهگیری از رویکرد یادگیری تلفیقی برای نظامهای آموزشی جهان بهخصوص نظام تعلیموتربیت کشور ما به وضوح روشن شد. یادگیری تلفیقی که با ادغام یادگیری برخط و حضوری بر چالشهای یادگیری برخط و یادگیری چهره به چهره غلبه میکند و مزایایی همچون افزایش انعطافپذیری، افزایش اثربخشی هزینهها و صرفهجویی در زمان را به دنبال دارد، توجه معلمان و یادگیرندگان را به خود جلب کرده است. با این حال، یک چالش اساسی که رو به روی معلمان قرار دارد، طراحی، اجرا و ارزشیابی یک یادگیری تلفیقی به منظور دستیابی به یادگیری و حضور سطح بالا است. در این راستا توجه به حضور شناختی و حضور تدریس که از عناصر چارچوب اجتماع کاوشگر هستند، حائز اهمیت است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یادگیری تلفیقی بر میزان حضور شناختی و حضور تدریس دانشآموزان دوره ابتدایی در درس علوم بود. روشها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در شهرستان شهریار بودند که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 60 دانشآموز انتخاب شدند و بهصورت تصادفی 30 دانش آموز در گروه آزمایش و 30 دانش آموز در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش شش جلسه را بهصورت یادگیری تلفیقی و گروه کنترل شش جلسه را بهصورت یادگیری چهره به چهره گذراندند. بهمنظور بررسی تغییرات قبل از مداخله، یک پیشآزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد و پس از مداخله از هر دو گروه پسآزمون بهعمل آمد. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش پرسشنامه حضور شناختی و حضور تدریس آرباق و همکاران (2008) بود. پایایی پرسشنامههای حضور شناختی و حضور تدریس براساس آلفای کرونباخ بهترتیب مقدار 91/0 و 83/0 محاسبه شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش از روشهای آماری در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون تی همبسته و تحلیل کوواریانس چند متغیری) استفاده شد.یافتهها: براساس آزمون تی همبسته در متغیر حضور شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل و در متغیر حضور تدریس تنها در گروه آزمایش بین مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون اختلاف معنیداری وجود داشت (001/0 ≥p). نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که تأثیر یادگیری تلفیقی بر حضور شناختی و حضور تدریس بیشتر از یادگیری چهره به چهره بوده است (01/0≥p).نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد یادگیری تلفیقی و یادگیری چهره به چهره هر دو در افزایش حضور شناختی مؤثر هستند؛ اما تنها یادگیری تلفیقی بر حضور تدریس مؤثر است. یادگیری تلفیقی نسبت به یادگیری چهره به چهره تأثیر بیشتری بر میزان حضور شناختی و تدریس دارد. بنابراین یادگیری تلفیقی با ادغام یادگیری چهره به چهره و برخط دارای اثربخشی بیشتری در میزان حضور شناختی و تدریس بوده و میتواند جایگزین مناسبی برای یادگیری کاملاً حضوری در نظام آموزشی کشور ما باشد و پیشنهاد میشود نظام تعلیموتربیت از این رویکرد در آموزش رسمی استفاده کند.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
ماجده امیدی شال؛ بهار بندعلی؛ محمود ابوالقاسمی؛ سیما سعادتی
چکیده
پیشینه و اهداف: خواندن و نوشتن، علاوه بر آن که از ضروریات بشر برای زندگی امروز محسوب میشود، از ارکان حیطه سوادآموزی و از مهارتهای پایهای در آموزش و یادگیری است. یکی از اهداف درس فارسی در برنامه درسی مصوب نظام آموزشوپرورش، ایجاد و تقویت مهارت خواندن و نوشتن در دانشآموزان است؛ اما برخی پژوهشهای داخلی و ارزیابیهای بینالمللی، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: خواندن و نوشتن، علاوه بر آن که از ضروریات بشر برای زندگی امروز محسوب میشود، از ارکان حیطه سوادآموزی و از مهارتهای پایهای در آموزش و یادگیری است. یکی از اهداف درس فارسی در برنامه درسی مصوب نظام آموزشوپرورش، ایجاد و تقویت مهارت خواندن و نوشتن در دانشآموزان است؛ اما برخی پژوهشهای داخلی و ارزیابیهای بینالمللی، ضعف دانشآموزان ایرانی را در این دو مهارت نشان دادهاند. مضاف بر آن، ضعف در خواندن و نوشتن، مشکلاتی را در فهم سایر دروس نیز، ایجاد میکند. ازاینرو، بنابر نقش مهم مهارت خواندن و نوشتن بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانشآموزان و همچنین، ضرورت بررسی عوامل اثرگذار بر عملکرد تحصیلی و کارایی نظام آموزشی، بررسی این مسأله در این پژوهش مدنظر قرار گرفت. با توجه به اجزای مهارت خواندن و نوشتن، همچنین بهکارگیری روشهای تدریس ناکارآمد بهعنوان یکی از دلایل ایجاد این ضعف، یکی از فعالیتهایی که میتواند در رفع مسأله نقش مؤثری ایفا کند، فن داستانسرایی است. با توسعه فناوری در حوزههای مختلف، داستانسرایی به شکل دیجیتال نیز در آموزش مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهشهای پیشین تأثیر مثبت استفاده از داستان سنتی و دیجیتال در آموزش موضوعات درسی مختلف و شایستگیها و مهارتهای گوناگون در یادگیرندگان را نشان دادهاند؛ اما مقایسهای میان آنها صورت نگرفته بود. ازاینرو هدف از انجام این پژوهش، مقایسه تأثیر دو روش تدریس مبتنی بر داستان دیجیتال و داستان سنتی بر مهارت خواندن و نوشتن درس فارسی دانشآموزان پایه اول ابتدایی بود.روشها: این پژوهش، از نوع کاربردی است و با رویکرد کمّی و روش شبهآزمایشی انجام شده است. 50 نفر از دانشآموزان پایه اول یک دبستان دولتی پسرانه واقع در شهر رشت در سال تحصیلی 1402- 1401 از طریق نمونهگیری در دسترس برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پنج مورد از نشانههای کتاب فارسی اول ابتدایی در گروه آزمایش با ارائه داستان دیجیتال تدریس شد. در گروه کنترل همان نشانهها با همان داستانها بهصورت سنتی و توسط معلم روایت و تدریس شد. داستانها با تأیید متخصصان علوم تربیتی و معلمان پایه اول مدرسه برای آموزش نشانهها انتخاب شدند. پس از تدریس هر نشانه، هر دو گروه در آزمون پیشرفت تحصیلی در خواندن و نوشتن که توسط سرگروه معلمان پایه اول ناحیه یک آموزشوپرورش شهرستان رشت تدوین شده بود، شرکت کردند. روایی آزمونها به تأیید متخصصان علوم تربیتی و معلمان همکار رسید. برای اطمینان از پایایی، فرایند اندازهگیری برای پنج نشانه از حروف الفبای فارسی تکرار شد، تمامی فرآیندهای پژوهش مستندسازی و شرایط عادی آزمودنیها در فرآیند ارزشیابی حفظ شد. دادههای حاصل از ارزشیابی گروهها با آزمونهای آمار استنباطی شامل آزمون اندرسون- دارلینگ، آزمون یو من- ویتنی و t مستقل مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد میانگین نمرات هر دو گروه در تمامی آزمونها بالاتر از 3 و در حد مطلوب بوده و علیرغم عملکرد بهتر گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در ارزشیابی خواندن و نوشتن، تفاوت معناداری بین میانگین دو گروه وجود نداشت.نتیجهگیری: با توجه به ظرفیتهایی که داستانسرایی در بهبود نتایج یادگیری دارد، میتوان گفت استفاده داستان چه بهصورت سنتی و چه بهصورت دیجیتال، میتواند بهعنوان روشی کارآمد در آموزش درس فارسی و ارتقای مهارت خواندن و نوشتن دانشآموزان اول دبستان بهکار رود. همچنین دقت در طراحی آموزشی و فعالیتهای یادگیری مناسب میتواند استفاده از داستان سنتی و دیجیتال در فرایند آموزش را غنیتر سازد.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
الهام اکبری؛ طاهره یزدی نژاد؛ رضوان نظری؛ مبین تاتاری
چکیده
پیشینه و اهداف: یادگیری ترکیبی، بهعنوان یک مفهوم کلیدی در حوزه آموزش، اهمیت ویژهای دارد. با ظهور ویروس کرونا و پدیده همهگیری، اهمیت این نوع آموزش بیش از پیش آشکار شد. بهعبارت دیگر، یادگیری ترکیبی میتواند نقشی حیاتی در حل مسائل و سهولت فرآیند آموزش داشته باشد. مطالعه حاضر، کوشیده است تا ادراک معلمان را نسبت به انواع مدلها ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یادگیری ترکیبی، بهعنوان یک مفهوم کلیدی در حوزه آموزش، اهمیت ویژهای دارد. با ظهور ویروس کرونا و پدیده همهگیری، اهمیت این نوع آموزش بیش از پیش آشکار شد. بهعبارت دیگر، یادگیری ترکیبی میتواند نقشی حیاتی در حل مسائل و سهولت فرآیند آموزش داشته باشد. مطالعه حاضر، کوشیده است تا ادراک معلمان را نسبت به انواع مدلها و رویکردهای آموزشی بهویژه، یادگیری ترکیبی مورد بررسی قرار دهد، معلمانی که بهواسطه بحران کرونا در طول سالهای اخیر هم یادگیری الکترونیکی و هم یادگیری ترکیبی را تجربه کردهاند. این ادراک و فهم شامل دیدگاههای آنها درباره ترجیح و علاقه، اثربخشی و کارآیی، تعامل، مشارکت در فرایند آموزش و مزایا و ویژگیهای محیطهای یادگیری نسبت به انواع مختلف آموزش (حضوری، ترکیبی، مجازی) میباشد.روشها: جامعه آماری، تمام معلمان مقاطع مختلف تحصیلی که از یادگیری الکترونیکی/ شاد در دوران همهگیری کرونا استفاده میکردند، بود که 964 نفر از آنها با نمونهگیری دواطلبانه وارد مطالعه شدند و دادهها، از طریق پرسشنامه آنلاین طی ۳ماه، جمعآوری شد. برای تعیین پایایی پرسشنامه مزبور، از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که بزرگتر از 69/0 بود و برای تعیین روایی صوری، پرسشنامه در اختیار سه نفر از خبرگان دانشگاهی و سه نفر از کارشناسان وزارت آموزشوپرورش قرار گرفت و پس از اعمال نظر آنان و انجام اصلاحات لازم، فرم نهایی پرسشنامه ها، تدوین شد. سپس پرسشنامه مزبور از طریق گوگل فرم به یک فرم آنلاین تبدیل شد. این پرسشنامه، از مقیاس 5 درجهای لیکرت تشکیل شد. از پاسخدهندگان خواسته شد که پاسخی به هر عبارت از" کاملاً مخالفم تا کاملاً موافقم" را برای یادگیری حضوری، ترکیبی و مجازی انتخاب کنند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا یادگیری حضوری خود را بر اساس تجربیات قبل از همهگیری و یادگیری آنلاین خود را بر اساس تجربه خود در طول همهگیری رتبهبندی کنند. در پایان پرسشنامه، از معلمان خواسته شد تا شیوه یادگیری ترجیحی خود را نشان دهند و بگویند کدام روش یادگیری ممکن است برای دانشآموزان پس از همهگیری مفیدتر باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS22 انجام شد. P <0.05 بهعنوان نقطه برش از نظر آماری معنیدار در نظر گرفته شد.یافتهها: معلمان، استفاده از یادگیری ترکیبی را تسهیلگر یادگیری میدانند، ویژگیهای محیط یادگیری ترکیبی را میپسندیدند و از یادگیری ترکیبی لذت میبردند، از نظر آنها میزان تعامل با دانشآموزان در یادگیری ترکیبی نسبتاً بالا است و در عین حال، معتقدند که یادگیری ترکیبی منجر به افزایش حجم کاری و نیز هزینه اقتصادی میگردد. بخش دیگری از نتایج در رابطه با ترجیح نوع آموزش نشان میدهد که آموزش حضوری با مقدار37/2 دارای بزرگترین مقدار میانگین رتبهای و در نتیجه بیشترین ارجحیت است. بعد از آن یادگیری ترکیبی با مقدار 22/2 و یادگیری الکترونیکی با مقدار 41/1 در اولویتهای بعدی قرار گرفتند. در اثربخشی یادگیری ترکیبی و مشارکت در فرآیند آموزش مقدار t کوچکتر از 96/1 و سطح معناداری برای تمامی این متغیرها کمتر از 05/0 میباشد.نتیجهگیری: با توجه به ادراک معلمان از ویژگیهای یادگیری ترکیبی که مهمترینشان پسندیدن ویژگیهای محیط یادگیری و نقش تسهیلکننده یادگیری ترکیبی است اما مواردی نظیر اثربخشی و مشارکت در فرآیندآموزش را از ویژگیهای یادگیری ترکیبی نمیدانند. به همین سبب باید در جهت بهبود ادراک معلمان از یادگیری ترکیبی اقدامات مربوطه صورت گیرد.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
عاطفه غفرانی؛ فاطمه نارنجی ثانی؛ محمد علی شاه حسینی؛ خدایار ابیلی؛ جواد پورکریمی
چکیده
پیشینه و اهداف: رویکرد یادگیری ترکیبی به معنای بهکارگیری محیط یادگیری چهره به چهره همراه با ظرفیتهای محیط الکترونیکی، شناخته میشود. این رویکرد، به دلیل مزایای چشمگیری که با جبران معایب دو محیط یادگیری حضوری و الکترونیکی به همراه دارد، بیش از 15 سال است توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. اما امروزه، پس از شیوع اپیدمی کووید 19 ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: رویکرد یادگیری ترکیبی به معنای بهکارگیری محیط یادگیری چهره به چهره همراه با ظرفیتهای محیط الکترونیکی، شناخته میشود. این رویکرد، به دلیل مزایای چشمگیری که با جبران معایب دو محیط یادگیری حضوری و الکترونیکی به همراه دارد، بیش از 15 سال است توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. اما امروزه، پس از شیوع اپیدمی کووید 19 در دنیا، به یک انتخاب ضروری نه تنها برای پژوهشگران که برای مدیران و صاحبان کسب و کارها از جمله نظامهای آموزشی، مبدل گردیده است. از این رو، پژوهشگران در سراسر جهان بیش از پیش درصددند تا بهترین راههای بهرهمندی از مزایای هر دو رویکرد چهره به چهره و الکترونیکی را در قالب الگوهای یادگیری ترکیبی برای نظام آموزشی، از جمله دانشگاهها ارائه دهند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد و مؤلفههای الگوی نظام یاددهی-یادگیری ترکیبی در دانشگاه، انجام شده است.روشها: روش پژوهش کیفی نظریه، برخاسته از دادهها و از نوع نوخاسته بود. میدان پژوهش، شامل 15 نفر از مدرسان دانشگاهها بوده که از طریق نمونهگیری هدفمند و براساس ملاکهای از پیش تعیینشده، انتخاب شدند. ملاک انتخاب خبرگان، شامل «عضو انجمن یادگیری الکترونیکی و بیش از 5 سال حضور فعال در این عرصه» و «صاحب آثار برجسته علمی و سابقه تجربه عملیاتی در حوزه یادگیری الکترونیکی»، بوده است. به منظور گردآوری یافتهها از مصاحبه نیمه ساختار یافته، استفاده گردید و تا رسیدن به اشباع نظری، ادامه یافت. تحلیل یافتهها، با روش تحلیل محتوا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. میزان اعتبار یافتههای پژوهش با استفاده از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل اعتبارپذیری، تأییدپذیری، انتقالپذیری و قابلیت اطمینان؛ و پایایی آن، توسط کدگذاری مجدد و دو کدگذار مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: نتیجه تحلیل یافتهها منجر به شناسایی 219 عبارت کلیدی گردید، سپس در قالب 29 مؤلفه اصلی شامل مدیریت تغییر، حمایت مدیران ارشد، برنامه راهبردی، برنامه عملیاتی، جذب، توسعه، نگهداشت، منابع فنی، منابع مالی و کالبدی، منابع اطلاعاتی و دانشی، راهبردهای تدریس و سناریونویسی، تعامل، بسته منابع درسی، ارزیابی از دانشجو، باور و نگرش مورد نیاز ذینفعان، مهارت مورد نیاز ذینفعان، دانش مورد نیاز ذینفعان، نگرشهای مشترک، ارزشهای مشترک، معانی و مفاهیم مشترک، پشتیبانی روانشناختی، پشتیبانی فرایندی و پداگوژیکی، پشتیبانی فنی، ارتباطات درون دانشگاهی، ارتباطات برون دانشگاهی، ارزیابی، نظارت، حفظ مالکیت معنوی، احترام به حریم خصوصی، دستهبندی شد و در نهایت، 11 عامل از جمله رهبری تحولآفرین، برنامهریزی، مدیریت سرمایه انسانی، تأمین منابع، مدیریت فرایند یاددهی- یادگیری، شایستگیهای مورد نیاز ذینفعان، فرهنگسازی درخصوص رویکردهای نوین، نظام پشتیبانی از ذینفعان اصلی و درونی، ارتباطات درون و برون دانشگاهی، نظام ارزیابی و تضمین کیفیت دانشگاه، و ملاحظات اخلاقی به منظور پیاده سازی رویکرد ترکیبی در دانشگاه، به دست آمد.نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش، میتواند راهنمای عملی برای مدیران ارشد دانشگاهها و مؤسسات آموزشی عالی به منظور پیادهسازی رویکرد یادگیری ترکیبی در نهادهای مذکور، به ویژه دانشگاههای سطح یک باشد؛ تا بدینوسیله بتوانند خود را با آخرین تغییرات، به ویژه تحولات نوین در خصوص رویکردهای نظام یاددهی-یادگیری، همسو نگاه داشته، در راستای پرورش دانشجویانی با صلاحیتها و شایستگیهای مورد نیاز جامعه و بازارکار، عملکردی اثربخش داشته باشند و بتوانند تهدید استفاده از محیط الکترونیکی را به فرصتی برای ایجاد تحول در رویکردهای آموزشی و استقرار نظام یادگیری ترکیبی با استفاده از محیط برخط، تبدیل کنند.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
عباس حسینی؛ محمدرضا یوسف زاده چوسری؛ فرهاد سراجی
چکیده
پیشینه و اهداف: مأموریت نظام آموزش وپرورش تبدیل دانش آموزان بهعنوان شهروندان جامعه اطلاعاتی، متناسب با تحولات فناورانه است که بتوانند در آموزش، از امکانات و بسترهای بهوجود آمده برای راهبری و هدایت فعالیتهای روزمره و حل مسائل گوناگون به نحو مقتضی بهره گیرند. نظام آموزشی ایران با تدوین«سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: مأموریت نظام آموزش وپرورش تبدیل دانش آموزان بهعنوان شهروندان جامعه اطلاعاتی، متناسب با تحولات فناورانه است که بتوانند در آموزش، از امکانات و بسترهای بهوجود آمده برای راهبری و هدایت فعالیتهای روزمره و حل مسائل گوناگون به نحو مقتضی بهره گیرند. نظام آموزشی ایران با تدوین«سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» بر بهکارگیری فناوریهای نوین، شبکه ملی اطلاعات وارتباطات در آموزش و پرورش تأکید کرده است. با توجه به حساسیت دوره ابتدایی، ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ و استفاده ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﻄﻊ از فناوریهای ﺟﺪﯾﺪ سبب میشود فرهنگ تلفیق فناوری را از همان ابتدا در درون خود نهادینه کرده و همیشه علم را با عمل همراه کنند. همگام باگسترش تلفیق فاوا در مدارس، موضوع ارزشیابی تلفیق فاوا در مدارس ابتدایی از جهت تضمین و بهبود کیفیت یاددهی و یادگیری، تعیین بسترها و استلزامات تلفیق در برنامهدرسی جهت پیاده سازی و اجرا اهمیت مییابد. معیارهای ارزﺷﯿﺎﺑﯽ کلیه کارشناسان، مدیران و معلمان را یاری میکند که پیوسته از نتایج کار خویش آگاهی پیدا کنند و بدانند تا چه اندازه اهداف آموزشی و اهداف سازمان تحقق یافته است. این آگاهی سبب میشود تا تلفیق فاوا در برنامه درسی به شکل مطلوب صورت گیرد. هدف پژوهش حاضر تعیین چارچوب ارزشیابی تلفیق فاوا در برنامهدرسی دوره ابتدایی است.روشها: این تحقیق به روش ترکیبی از نوع اکتشافی در دو مرحله انجام شد. مرحله اول با روش مطالعه کیفی که از نوع پدیدارشناسانه بود جهت تعیین معیارهای ارزشیابی با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختارمند، به روش نمونهگیری هدفمند از نوع ملاکی و در مرحله بعد برای تأیید معیارهای ارزشیابی از پرسشنامه به روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی شامل معلمان و مدیران مدارس هوشمند و در بخش کمّی متخصصان حوزه یادگیری الکترونیکی بود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی براساس روش نمونه گیری ملاک محور و قاعده رسیدن به اشباع نظری، شامل 6 مدیر و 9 آموزگار و جامعه آماری در بخش کمّی شامل 10 متخصص حوزه یادگیری الکترونیکی بود. بهمنظور تحلیل دادههای جمعآوریشده در بخش کیفی از روش کولایزری (کدگذاری باز، محوری وانتخابی) و در بخش کمّی از CVR استفاده شد.یافتهها: یافتههای پژوهش در بخش کیفی حاکی از آن بود که چارچوب ارزشیابی تلفیق فاوا شامل 13 ملاک در بخشهای مختلف پشتیبانی (3 ملاک)، محتوای الکترونیکی (2 ملاک)، فعالیتهای یاددهی معلم (2 ملاک)، مواد و منابع یادگیری (2 ملاک)، فعالیتهای یادگیری (2ملاک و فعالیتهای گروهی دانشآموزان (2 ملاک) است. در بخش کمّی درصد CVR همه شش مؤلفه ارزشیابی از عدد جدول (62/0) بالاتر بود. مؤلفههای محتوای الکترونیکی و پشتیبانی با بیشترین درصد و صلاحیت دانشآموزان کمترین درصد توافق در بین معیارهای ارزشیابی تأیید شدند.نتیجهگیری: برای افزایش کیفیت تلفیق در ارزشیابی باید به تعامل و تراکنش کلیه مؤلفه های ارزشیابی توجه ویژه شود. تأکید بر ارزشیابی مجزای ابعاد تلفیق، اجرای ناقص ارزشیابی تلفیق در برنامه درسی است. پیشنهاد میشود ارزیابان حوزه ستادی و صفی در ارزشیابی تلفیق فاوا در برنامهدرسی نگاه جامع و کلنگر به کلیه معیارهای ارزشیابی داشته باشند.