آموزش الکترونیکی- مجازی
کاظم حسنی
چکیده
پیشینه و اهداف: فرصتهای یادگیری آنلاین در سالهای اخیر به سرعت در آموزش افزایش یافته و آموزش آنلاین به بخش جداییناپذیر آموزش تبدیل شده است. این شیوه آموزشی، فرصتهای بینظیری را برای دسترسی به دانش و مهارتها فراهم آورده است؛ با این حال، چالشهای خاص خود را نیز دارد. یکی از مهمترین این چالشها، اطمینان از “رفاه کلاس” در این ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: فرصتهای یادگیری آنلاین در سالهای اخیر به سرعت در آموزش افزایش یافته و آموزش آنلاین به بخش جداییناپذیر آموزش تبدیل شده است. این شیوه آموزشی، فرصتهای بینظیری را برای دسترسی به دانش و مهارتها فراهم آورده است؛ با این حال، چالشهای خاص خود را نیز دارد. یکی از مهمترین این چالشها، اطمینان از “رفاه کلاس” در این محیطهای مجازی است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مولفههای رفاه کلاس در محیط آموزش آنلاین انجام شد.
روشها: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- زمینهیابی است که در قالب مدل معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشآموزان مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهرستان مریوان (از استان کردستان) در سال تحصیلی 1403- 1402 تشکیل داده است. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان (1970) استفاده شد. براساس این جدول، از جامعه آماری 2167 نفری دانشآموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان، 326 نقر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش از روش نمونهگیری خوشهای مرحلهای استفاده شد. بدین ترتیب در گام اول در شهر مریوان، شش مدرسه (شاهد، امیر کبیر، فرزانگان، احمدی روشن، قدس، تیزهوشان) شهر برده رشه دو مدرسه (مردوخی و صائب) و شهر کانی دینار دو مدرسه (شهید مطهری و نخبگان) انتخاب شدند.. سپس در هر مدرسه، 3 کلاس و در هر کلاس بهصورت تصادفی منظم از روی لیست حضور و غیاب دانشآموزان 11 نفر بهعنوان نمونه انتخاب و با توزیع پرسشنامه به صورت حضوری در بین دانشآموزان دادههای لازم گردآوری شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه رفاه کلاس (Xiao & et al., 2023) استفاده شد. تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از روشهای آمار توصیفی (میانگین و انحرافمعیار)، و مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزارهای SPSS26 و Smart-PLS انجام شد.
یافتهها: براساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی روابط علّی بین متغیرهای پژوهش، از برازش قابل قبولی برخوردار بود و متغیرهای پیش بین مدل، توانستند 58/0 درصد از واریانس رفاه کلاس را تبیین کنند. نتایج نشان داد که تعامل معلم - دانشآموز، غنای صدا، لذت صوتی، سهولت درک شده و سودمندی درک شده بهطور قابلملاحظهای رفاه کلاس درس دانشآموزان را بهبود میبخشند، به طوریکه این متغیرها رفاه کلاس را به شکل مثبت و معناداری پیشبینی کردند (05/0>P). همچنین، به ترتیب بالاترین و پایینترین توان تبیین برای رفاه کلاسی مربوط به تعامل معلم-دانشآموز (372/0=β) و سودمندی ادراک شده (002/0=β) بود.
نتیجهگیری: بیافتهها نشان دادند که رفاه کلاس مفهومی چندوجهی است و در تعامل بین عوامل روانشناختی، فناورانه و محیطی شکل میگیرد. کیفیت رابطه معلم و دانشآموز، بههمراه غنای و دلانگیزی تجربه صوتی در کلاس مجازی، بنیان عاطفی امنیت، انگیزش و رضایت یادگیرندگان را فراهم میسازد و نقش واسط میان شناخت (سهولت و سودمندی درکشده) و هیجانهای مثبت تحصیلی دارد. بنابراین، رفاه کلاسی نتیجه همافزایی میان روابط انسانی و کیفیت طراحی رسانهای در نظام آموزش آنلاین است و بیانگر ضرورت توجه همزمان به ابعاد عاطفی، شناختی و ارتباطی در سیاستهای آموزشی دیجیتال ایران میباشد. بنابراین، نتایج حاصل از این پژوهش، راهکارهای کاربردی مهمی برای مسئولان و برنامهریزان حوزه تعلیم و تربیت دارد تا با مداخلههای به موقع و مناسب در راستای برنامهریزی دورههای آموزش آنلاین بدو خدمت و ضمن خدمت معلمان در ارتباط با (تعامل معلم - دانشآموز، غنای صدا، لذت صوتی، سهولت درک شده و سودمندی درک شده)، موجبات افزایش تعامل معلم- دانشآموز را در یک محیط آنلاین انگیزهبخش، فعال و اثربخش فراهم آورند.
آموزش الکترونیکی- مجازی
کاظم حسنی؛ مستوره شفیعیان؛ شهریار میرزایی
چکیده
پیشینه و اهداف: ابزارهای آموزشی جدید فرصتهایی را برای دانشآموزان فراهم میکنند تا آن چیزی را که مورد علاقه آنها است انتخاب کنند. تکنولوژی با ابزارهای یادگیری چند رسانهای باعث میشود تا دانشآموزان در یادگیری درگیر شوند و با علاقه یاد بگیرند. به همین منظور، پژوهش حاضر، با هدف مقایسه آموزش حضوری با آموزش الکترونیکی، برسطوح ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ابزارهای آموزشی جدید فرصتهایی را برای دانشآموزان فراهم میکنند تا آن چیزی را که مورد علاقه آنها است انتخاب کنند. تکنولوژی با ابزارهای یادگیری چند رسانهای باعث میشود تا دانشآموزان در یادگیری درگیر شوند و با علاقه یاد بگیرند. به همین منظور، پژوهش حاضر، با هدف مقایسه آموزش حضوری با آموزش الکترونیکی، برسطوح یادگیری شناختی دانشآموزان در سه حیطة (دانش، فهم و کاربرد) بلوم، در درسهای ریاضی و علوم پایة ششم شهر روانسر انجام شده است.روشها: روش پژوهش شبه آزمایشی و نحوه نمونهگیری به این صورت بود که برای شرکت در این پژوهش به روش نمونهگیری در دسترس، 60 نفر از دانشآموزان پایة ششم دبستان نیایش انتخاب، سپس بهصورت تصادفی ساده، به دو کلاس 30 نفره تقسیم شدند. دانشآموزان هر دو کلاس بهطور همزمان بهمدت دو ماه، یکی تحت آموزش حضوری و دیگری آموزش الکترونیکی قرارگرفتند. برای جمعآوری دادهها از آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی با آلفای (87/0) و علوم با آلفای (91/0 ) محقق ساخته استفاده شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سطوح یادگیری بلوم بود، که بهمنظور سنجش سطح یادگیری دانشآموزان در سه حیطه (دانش، فهم و کاربرد) در درس ریاضی و علوم طراحی شد. در ابتدا با جلب مشارکت و همکاری آزمودنیها، در گروه آزمایشی1 (آموزش حضوری) و گروه آزمایشی2 (آموزش الکترونیکی)، پرسشنامه پیشرفت تحصیلی ریاضی و علوم که بهمنظور سنجش سطح یادگیری دانشآموزان در سطح دانش، فهم و کاربرد در درس ریاضی و علوم طراحی شده بود، بین آنها توزیع و اجرا گردید و دادههای مربوط به پیشآزمون جمعآوری شد. پس از برگزاری پیشآزمون، سه فصل درس علوم و دو فصل درس ریاضی به مدت دو ماه تدریس و سپس پسآزمون گرفته شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها، در آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروف- اسمیرنف تک نمونهای و جهت آزمون فرضیهها از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیره استفاده شد. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش حضوری و آموزش الکترونیکی بر سطوح یادگیری شناختی دانشآموزان اثربخشی دارند (05/0 < P). آموزش الکترونیکی (درس ریاضی با میانگین 63/15 و درس علوم با میانگین 33/17) در مقایسه با آموزش حضوری (درس ریاضی با میانگین 73/14و درس علوم با میانگین 08/16)، نقش بیشتری در افزایش یادگیری دانشآموزان دارد و با افزایش آموزش الکترونیکی در فرآیند آموزش، افزایش بیشتری در سطوح شناختی یادگیری دانشآموزان به وجود میآید. بهعلاوه این اثربخشی در درس علوم (71.R) بیشتر از درس ریاضی (26.R) است.نتیجهگیری: نتیجه تحقیق نشان داد که آموزش به شیوه الکترونیکی و حضوری بر افزایش سطوح یادگیری شناختی دانشآموزان تأثیر دارد؛ بنابراین پیشنهاد میشود در فرایند تدریس و آموزش، معلمان از (آموزش ترکیبی) استفاده کنند تا از جنبههای سودمند، هر دو آموزش الکترونیکی (انعطافپذیری بیشتر) و حضوری (تعاملات اجتماعی بیشتر) استفاده شود. در شیوه ترکیبی، طراح آموزشی سعی دارد تا محتوای یادگیری را از طریق آموزشهای کلاسی چهره به چهره و کتابهای چاپی با آموزشهای تعاملی مبتنی بر وب و کلاسهای درس مجازی ترکیب کند تا با ایجاد فرصتهای یادگیری اثربخش، محیط غنیتری برای یادگیرنده شکل گیرد. همچنین با توجه به اثربخشی بیشتر آموزش الکترونیکی در این تحقیق، توسعه مهارتهای رایانهای و اینترنتی معلمان و استفاده بیشتر از این شیوه آموزش در فرایند یادگیری، بیشتر باید مورد توجه مدارس و معلمان باشد.