ارزشیابی دیجیتال
نسیم ثابتی مقدم سبزوار؛ سید احسان افشاریزاده؛ زهرا ترازی
چکیده
پیشینه و اهداف رشد نظریههای شناختی از دهۀ 1950 موجب شد تا نقش فناوری در مدلهای شناختی و نظریههای نوین یادگیری در روانشناسی و علوم تربیتی بهطور چشمگیری افزایش یابد. یادگیری معنیدار آزوبل در 1968 الهامبخش ایدهای شد که بعدها ریچارد میر در 1989 از آن برای نظریهشناختی یادگیری چندرسانهای بهره برد؛ نظریهای که در آن استفاده از ...
بیشتر
پیشینه و اهداف رشد نظریههای شناختی از دهۀ 1950 موجب شد تا نقش فناوری در مدلهای شناختی و نظریههای نوین یادگیری در روانشناسی و علوم تربیتی بهطور چشمگیری افزایش یابد. یادگیری معنیدار آزوبل در 1968 الهامبخش ایدهای شد که بعدها ریچارد میر در 1989 از آن برای نظریهشناختی یادگیری چندرسانهای بهره برد؛ نظریهای که در آن استفاده از رسانۀ تصویر در کنار متن موجب بهبود یادگیری میشود. هر یادگیری نیازمند ارزشیابی است و باید بین این دو تناسب وجود داشته باشد؛ بنابراین ایدۀ آزمودن چندرسانهای از اوایل دهۀ ۲۰۲۰ توسط لیندنر و هو مطرح شد و بهدنبال آن پژوهشهای متعددی با هدف بررسی نقش تصویر در سؤالات آزمون انجام شد. این پژوهش با هدف تعیین نقش سؤالات چندگزینهای و پاسخساختۀ چندرسانهای بر عملکرد دانشآموزان، بهدنبال بررسی نظریهشناختی چندرسانهای در حوزۀ ارزشیابی است.روشها: پژوهش حاضر بهلحاظ هدف پژوهش، از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ نحوۀ گردآوریداده، شبهآزمایشی، از جمله طرحهای درونآزمودنی ۲×۲ محسوب میشود. جامعه آماری، کلیۀ دانشآموزان پایۀ پنجم شهرستان سبزوار در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که با روش نمونهگیری خوشهای یکمرحلهای تعداد ۶۰۲ نفر از چهار مدرسۀ دخترانه و پنج مدرسۀ پسرانه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از فرم کوتاه ۲۸ سؤالی آزمون تیمز ۲۰۱۵ درس علوم برای سنجش عملکرد دانشآموزان استفاده شد که دارای چهار نوع سؤال چندگزینهای متنی باتصویر، چندگزینهای فقطمتنی، پاسخساختۀ متنی باتصویر و پاسخساختۀ فقط متنی بود که چهار شرایط آزمایشی پژوهش را تشکیل میداد. بهمنظور انتساب تصادفی آزمودنی به چهار شرایط آزمایشی مذکور، برگهها بهطور تصادفی در نمونه پخش شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر بررسی شد. برای تحلیل آمار توصیفی و استنباطی از نرم افزار SPSS نسخۀ ۲۶ و برای تنظیم ستون نوع سؤالات از نرمافزار اکسل مایکروسافت استفاده شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که بین چهار نوع سؤال در متغیر وابستۀ عملکرد در درس علوم تفاوت معنیداری وجود دارد؛ اما بین دانشآموزان پسر و دختر تفاوت معنیداری در تأثیرگذاری نوع سؤال بر عملکرد وجود ندارد. عملکرد دانشآموزان در سؤالات چندگزینهای با تصویر دربارۀ پاسخساخته با تصویر و پاسخساخته بدون تصویر تفاوت معنیدار و مثبتی داشته است و با چندگزینهای بدون تصویر تفاوت معنیداری نداشته است. همچنین یافتهها حاکی از آن دارد که عملکرد پاسخساخته با تصویر نسبت به پاسخساخته فقط متنی تفاوت معنیدار و مثبت دارد. عملکرد در چندگزینهای بدون تصویر نسبت به پاسخساخته با تصویر تفاوت معنیدار و مثبت است و در نهایت پاسخساخته بدون تصویر نسبت به همۀ انواع دیگر سؤالات، عملکرد با اختلاف معنیداری پایینتر بوده است.نتیجهگیری: نتایج نشان داد که نهفقط چندرسانهایبودن، بلکه نوع (ترکیب قالب و چندرسانهایبودن سؤال) ارائۀ سؤال در کیفیت ارزشیابی اثرگذار است بهطوریکه سؤالات چندگزینهای متنی با تصویر نسبت به سؤالات پاسخساختۀ متنی با تصویر تأثیرگذاری بیشتری بر عملکرد داشته است حال آنکه در هر دو تصویر وجود دارد از سؤالات پاسخساختۀ متنی با تصویر تأثیرگذاری بیشتری بر عملکرد داشته است؛ حال آنکه در هر دو تصویر وجود دارد از آن تأثیرگذاری بیشتری بر عملکرد داشته است؛ حال آنکه در هر دو تصویر وجود دارد از آن تأثیرگذاری بیشتری بر عملکرد داشته است؛ حال آنکه در هر دو تصویر وجود دارد از آنچه در هر دو تصویر وجود دارد از آنچه در از طرفی، عملکرد بهتر در پاسخساختۀ متنی با تصویر نسبت به پاسخساخته فقط متنی نشاندهندۀ تأثیر چندرسانهایبودن است؛ حال آنکه قالب در هر دو سؤال یکسان بود؛ این امر نشان میدهد که علاوه بر قالب، چندرسانهایبودن سؤال نیز نقش تعیینکنندهای دارد و تأثیرگذاری صرفاً در گرو وجود تصویر و چندرسانهایبودن سؤال نیست؛ بلکه ترکیبی از دو عامل قالب و چندرسانهایبودن نقش مؤثر ایجاد میکنند.
ارزشیابی دیجیتال
فهیمه کلاهدوز؛ نوروز هاشمی؛ حمیدرضا کاشفی
چکیده
پیشینه و اهداف: اثبات در ریاضیات، تنها ابزاری برای تأیید درستی گزارهها نیست؛ بلکه ابزاری مفهومی برای تبیین، سازماندهی، کشف و ارتقای درک ریاضی نیز به شمار میرود. با وجود این، پژوهشها نشان میدهند که بسیاری از دانشجویان در کلاسهای درس دانشگاهی اثباتها را بهدرستی و هدفمند درک نمیکنند و بیشتر، آنها را بهعنوان فرایندهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: اثبات در ریاضیات، تنها ابزاری برای تأیید درستی گزارهها نیست؛ بلکه ابزاری مفهومی برای تبیین، سازماندهی، کشف و ارتقای درک ریاضی نیز به شمار میرود. با وجود این، پژوهشها نشان میدهند که بسیاری از دانشجویان در کلاسهای درس دانشگاهی اثباتها را بهدرستی و هدفمند درک نمیکنند و بیشتر، آنها را بهعنوان فرایندهای صوری و انتزاعی تجربه میکنند. یکی از دلایل این درک سطحی، فقدان ابزارهای آموزشی و ارزیابی مناسب برای روشنسازی اهداف متنوع اثبات است. در این راستا، ارزیابی پویا، بهویژه در محیطهای الکترونیکی میتواند راهکاری مؤثر برای افزایش درک دانشجویان از اهداف گوناگون اثبات باشد؛ چراکه همزمان با سنجش، فرایند یادگیری را از طریق بازخوردهای آموزشی تقویت میکند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ارزیابی پویای الکترونیکی بر آگاهی دانشجویان از اهداف مختلف اثباتهای ریاضی است. این پژوهش میکوشد مشخص کند که آیا طراحی و اجرای الگوی تعاملی از ارزیابی پویا میتواند درک هدفمندی از اثبات، بهویژه اهداف کمتر موردتوجه مانند سازماندهی، کاربرد و کشف مفاهیم جدید را برای دانشجویان فراهم سازد.روشها: این پژوهش مطالعهای ترکیبی با رویکرد کمی-کیفی است که در بخش کمی آن، از روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون تکگروهی استفاده شده است. جامعۀ آماری شامل دانشجویان ترم دوم رشتۀ ریاضی در سال ۱۴۰۲ در یکی از دانشگاههای دولتی کشور بهتعداد ۱۱۰ نفر بود که از میان آنها، ۳۵ دانشجو بهروش نمونهگیری در دسترس در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها شامل دو پرسشنامۀ محققساخته برای سنجش درک اهداف اثبات، قبل و بعد از مداخله و آزمون ارزیابی پویای الکترونیکی بود که با کمک زبان برنامهنویسی C++ طراحی شده و شامل ۵ سؤال چندگزینهای بههمراه بازخوردهای هدفمند و آموزشی بود. پایایی پرسشنامۀ آگاهی از اهداف اثبات با استفاده از آلفای کرونباخ (۰.۷) تأیید شد و روایی ابزارها نیز با نظر اساتید خبره بررسی شد. تحلیل کمّی دادهها با آزمون مکنمار برای بررسی معناداری تغییر در آگاهی دانشجویان نسبت به اهداف اثبات انجام شد. همچنین مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۰ نفر از دانشجویان برای تکمیل تحلیل کیفی صورت گرفت.یافتهها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که تفاوت بین پاسخهای دانشجویان در پرسشنامههای پیش و پس از اجرای ارزیابی، در هفت مورد از هشت هدف اثبات معنادار بود ( 05/0> p ). بیشترین رشد معنادار مربوط به هدف «سازماندهی» بود که از ۱۵ نفر در پیشآزمون به ۳۱ نفر در پسآزمون افزایش یافت. همچنین اهدافی نظیر «توضیح و شفافسازی»، «کشف نتایج جدید»، «کاربرد در موقعیتهای دیگر» و «حل مسئله» نیز پس از مداخله بهطور معناداری درک شدند. تنها هدفی که تغییر معناداری نداشت، «تأیید درستی گزاره» بود که از پیش نیز درک شده بود. تحلیل مصاحبهها نیز تأیید کرد که ارزیابی پویای الکترونیکی به دانشجویان در شناسایی روابط مفهومی، ساختارهای درونی اثبات و درک بهتر اهداف آموزشی اثبات کمک کرده است. دانشجویان بیان کردند که سؤالات آزمون و بازخوردها، تجربهای تازه و متفاوت از درک اثبات برای آنها فراهم کرده است.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که ارزیابی پویای الکترونیکی میتواند ابزار مؤثری برای افزایش آگاهی دانشجویان از اهداف متنوع اثبات در ریاضیات باشد. این نوع ارزیابی فراتر از سنجش صرف، موجب یادگیری عمیقتر مفاهیم و ساختار اثبات از طریق بازخوردهای آموزشی و تعاملی میشود. یافتهها با پژوهشهای پیشین در حوزۀ آموزش اثبات همراستا هستند و بر نقش کلیدی ارزیابیهای مبتنی بر نظریۀ ناحیۀ مجاور رشد ویگوتسکی تأکید دارند. به آموزشگران ریاضی توصیه میشود در طراحی فعالیتهای آموزشی و ارزشیابی، از مدلهای تعاملی و بازخوردمحور بهره گیرند تا زمینۀ درک مفهومی و هدفمند اثبات برای دانشجویان فراهم شود. این اقدام نهتنها به دانشجویان کمک میکند تا اثباتها را بهعنوان ابزاری برای تبیین، سازماندهی، کشف و حل مسئله درک کنند، بلکه زمینه را برای توسعۀ استدلال ریاضی و پرورش تفکر انتقادی در آنها فراهم میآورد. بدین ترتیب، فهم آنان از ماهیت و اهداف اثبات را از حتی صرفاً براساس قواعد و تکرار، به رویکردی پویا، تحلیلی و عمیقاً کاربردی متحول میسازد.