یادگیری تلفیقی
سارا ویسی خانی؛ فرشته امین
چکیده
پیشینه و اهداف: یادگیری مهمترین هدف هر سیستم آموزشی است که عوامل متعددی چون نوع تفکر، محتوای آموزشی، سبک یادگیری، انگیزه و علاقه یادگیرنده، ویژگی شخصیتی، محیط مناسب، عوامل خانوادگی، اجتماع و کیفیت مربی در آن تأثیر میگذارند. رصد توجه دیداری فراگیران با کمک فناوری ردیابی چشم، اطلاعاتی در خصوص چگونگی تعامل آنها با اشکال گوناگون ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یادگیری مهمترین هدف هر سیستم آموزشی است که عوامل متعددی چون نوع تفکر، محتوای آموزشی، سبک یادگیری، انگیزه و علاقه یادگیرنده، ویژگی شخصیتی، محیط مناسب، عوامل خانوادگی، اجتماع و کیفیت مربی در آن تأثیر میگذارند. رصد توجه دیداری فراگیران با کمک فناوری ردیابی چشم، اطلاعاتی در خصوص چگونگی تعامل آنها با اشکال گوناگون و محتوای آموزشی، همچنین نحوه یادگیری ارائه میدهد. بهطورکلی میتوان گفت هر زمان نیاز به اطلاعاتی داریم که بیانگر پردازشهای شناختی انسان در حین فعالیتهای مختلف باشد؛ رصد حرکات چشم به همراه سایر دادههایی که بهعنوان ابزارهای عینی اندازهگیری اطلاق میشوند، میتواند راهگشای پژوهشهای ما باشند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعدادی از عوامل از قبیل نوع محتوای آموزشی (تصویری یا نوشتاری)، سبک یادگیری (دیداری یا خواندنی- نوشتنی)، نوع شخصیت (برونگرا یا درونگرا) و توجه دیداری (مدت زمان تثبیت و تعداد تثبیت)، بر افزایش یا کاهش میزان یادگیری دانشجویان رشته مدیریت، طراحی شد.روش و مواد: این پژوهش با رویکردی پیشآزمایشی به بررسی موضوع پرداختهاست. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان رشتههای مدیریت در مقاطع گوناگون دانشگاههای دولتی شهر تهران تشکیل دادهاند. از طریق نمونهگیری غیراحتمالی ساده از نوع داوطلبانه، 44 دانشجو انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایشی، شامل دریافتکنندگان محتوای آموزشی تصویری و نوشتاری، جایدهی شدند. معیار ورود به مطالعه، اشتغال به تحصیل در رشتههای مدیریت و اعلام آمادگی برای مشارکت بود. دادهها با استفاده از 4 پرسشنامه برخط آزمون درس، ویژگیهای شخصیتی پنج عامل بزرگ گلدبرگ، سبکهای یادگیری وارک، سؤالات جمعیتشناختی و نیز دستگاه ردیابی چشم ثابت توبی (Tobii) در محیط آزمایشگاه جمعآوری شد. بهمنظور تحلیل دادهها و پاسخ به فرضیات پژوهش، از روشهای آمار استنباطی نظیر آزمونهای تی گروههای مستقل و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. همچنین، نقشهای تعدیلگری و میانجیگری با بهرهگیری از افزونه پراسس (PROCESS) طراحی شده توسط اندرو هایس (Andrew Hayes) مورد ارزیابی قرار گرفت.جهت اطمینان از روایی آزمایش و دستگاه ردیابی چشم، مراحل چهارگانه توضیح دادن اهداف آزمایش، کالیبراسیون، انجام آزمایش اصلی و همچنین گرفتن بازخورد از مشارکتکنندگان بعد از آزمایش صورت پذیرفت. همچنین جهت تثبیت روایی و اعتبار آزمون، آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ ﺑﺪون ذﻫﻨﯿﺖ و اﻃﻼﻋﺎت ﻗﺒﻠﯽ در ﻣﻮرد موضوع آموزش، در آزمایش حضور یافتند. از طرفی پرسشنامههای سبکهای یادگیری وارک و 5 عامل بزرگ شخصیت گلدبرگ به دلیل استاندارد بودن از روایی و پایایی لازم برخوردار بودند و سؤالات آزمون نیز، دارای روایی درونی، صوری و محتوا بوده و پایایی آن از روش کودر-ریچاردسون (Kuder-Richardson)، عدد 7627/0 گزارش شد که نشان از پایایی مناسب آن است.یافتهها: افرادی که سبک یادگیری دیداری دارند، با محتوای تصویری بهتر یاد میگیرند و توجه (تمرکز) بیشتری خواهند داشت؛ درحالیکه افراد با سبک یادگیری خواندنی- نوشتنی، در هنگام کار با محتوای متنی و نوشتاری، تمرکز و یادگیری بهتری دارند. همچنین میزان یادگیری افراد برونگرا، در محتوای نوشتاری و افراد درونگرا در محتوای تصویری افزایش مییابد. اما توجه دیداری آنها ممکن است افزایش یا کاهش یابد. از طرفی، روابط میانجیگری توجه دیداری، در رابطه بین نوع محتوای آموزشی و میزان یادگیری، از نظر آماری تأیید نشد.نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش، افراد با سبک یادگیری دیداری یا ویژگی درونگرایی در مواجهه با محتوای آموزشی تصویری، یادگیری بیشتری خواهند داشت. همچنین افراد با سبک یادگیری خواندنی- نوشتنی یا ویژگی برونگرایی، در مواجهه با محتوای آموزشی نوشتاری یادگیری آنها افزایش مییابد. لازم به ذکر است که میزان یادگیری در مواجهه با یک محتوای آموزشی، تابعی از توجه دیداری نبوده و احتمال میرود که به عوامل دیگری مانند آنچه در این تحقیق بهدست آمد، یعنی ویژگی شخصیتی یا سبک یادگیری افراد بستگی داشته باشد که فرد چگونه عمل کند و چگونه بیاموزد. یقیناً توجه بیشتر و تمرکز بر مسائل آموزشی باعث یادگیری بیشتری خواهد شد؛ اما مسأله این است که در همه افراد این توجه، توجه دیداری نیست و با دیدن رخ نمیدهد و میتواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.
یادگیری تلفیقی
یوسف گرجی مهلبانی؛ پرستو جعفری
چکیده
پیشینه و اهداف: از جمله عواملی که بر آموزش معماری اثرگذار است، طراحی فضای آموزشی است که بر کیفیت یادگیری دانشجویان تأثیرگذار است. به دلیل عملی بودن این رشته و تأثیر دانشجویان بر یکدیگر، کیفیت فرآیند یادگیری در این رشته بر اثر برقراری تعاملات اجتماعی، ارتقا مییابد. یادگیری جمعی در آموزش طراحی از دو منظر حائز اهمیت است؛ اول اینکه ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: از جمله عواملی که بر آموزش معماری اثرگذار است، طراحی فضای آموزشی است که بر کیفیت یادگیری دانشجویان تأثیرگذار است. به دلیل عملی بودن این رشته و تأثیر دانشجویان بر یکدیگر، کیفیت فرآیند یادگیری در این رشته بر اثر برقراری تعاملات اجتماعی، ارتقا مییابد. یادگیری جمعی در آموزش طراحی از دو منظر حائز اهمیت است؛ اول اینکه رشته معماری به دلیل دارا بودن ماهیت نظری و عملی و با توجّه به آموزش مهارتهایی همچون تفکر خلاق و انتقادی، کار گروهی و... به دانشجویان شکلگیری تعاملات اجتماعی پویا را میطلبد؛ دوم اینکه فعالیتهای حرفهای در این رشته دارای ماهیت جمعی هستند و نیاز است دانشجویان توانایی برقراری تعاملات اجتماعی مناسب را در دانشگاه بیاموزند. نظریه چیدمان فضایی، به بررسی ارتباط بین کالبد معماری و تعاملات اجتماعی آن فضا میپردازد تا تأثیر فضا بر روابط اجتماعی را ارزیابی کند. هدف از این پژوهش، بررسی میزان تأثیر فضا بر یادگیری دانشجویان از طریق برقراری تعاملات اجتماعی است تا بتوان ساختار بهینهای برای یادگیری اجتماعی دانشجویان معماری معرفی کرد.روشها: در این پژوهش، از دو روش تحلیلی و روش پیمایشی به تأثیر فضا بر تعاملات اجتماعی محیط میپردازد و میزان یادگیری دانشجویان براساس تعاملات موجود را بررسی میکند. در بخش اول مؤلفههای نحو فضا، تعاملات اجتماعی و یادگیری استخراج شده، سپس با کمک نرمافزار تخصصی نحو فضا (Depth Map) به بررسی تأثیر عوامل مختلف چیدمان فضا میپردازد. پس از آن با کمک پرسشنامه به بررسی یادگیری و میزان تعاملات اجتماعی در دو دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) و دانشگاه هنراسلامی تبریز میپردازد. این دو دانشکده از نظر کالبدی و هندسی متفاوت بوده و عملکردهای مختلفی را نیز ایجاب میکنند.یافتهها: با تحلیل فضایی دو دانشکده موارد زیر عنوان میشود: با توجّه به دادههای عددی به دست آمده از این تحلیل، میزان همپیوندی و ارتباط در دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز بیشتر از دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) است. ارتباط در دو پلان محوری و میدان دید نشاندهنده آن است که در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) به دلیل محدودیت فضایی بیشتر عبور و مرور صرفاً در قسمت ورودی و پلکان ساختمان متمرکز شده است که محدودیت میدان دید نیز به این محدوده تعلق دارد؛ حال آنکه در دانشگاه هنراسلامی تبریز به دلیل فضای نسبتاً وسیع آن، عبور و مرور در کل دانشکده توزیع شده و میدان دید نیز صرفاً توسط ساختمانها و موانع بصری موجود محدود شده و در کل دانشکده سطح مطلوبی از میدان دید وجود دارد. براساس مطالب بهدستآمده از پرسشنامهها، میانگین مجموع تعاملات اجتماعی در دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) کمتر از دانشگاه هنراسلامی تبریز است و میزان 83/4 را نسبت به عدد 72/7 است.نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاکی از این است که دو عامل ارتباط و همپیوندی موجب ارتقای نفوذپذیری و دسترسی فضایی شده و بر ارتقای تعاملات اجتماعی کمک میکنند؛ عوامل فیزیکی، فضایی- معماری، زیباشناختی، امنیت، معنایی- ادراکی و عملکردی فعالیتی بر میزان تجربهاندوزی، ریسکپذیری، گفتگو و تعامل بر محیط خارجی اثر گذارند که مجموعه این عوامل موجب ارتقای کیفیت یادگیری اجتماعی دانشجویان میشود. پس حالت بهینه طراحی محیط آموزشی معماری در جهت ارتقای یادگیری اجتماعی، حالتی است که موارد فوق را دارا باشد.
یادگیری تلفیقی
شیوا فضلی؛ سیدرسول عمادی
چکیده
پیشینه و اهداف: ریاضی از جمله مهارتهای اساسی است که در زمره دروس مهم و بنیادی در دوران تحصیل محسوب میشود که تعداد قابل توجهی از دانش آموزان در این درس با چالش مواجه هستند. تدریس و یادگیری ریاضیات فقط در انتقال مفاهیم وتعاریف به دانشآموزان خلاصه نمیشود؛ بلکه برنامه ریاضی، مسئول توسعه و تعمیم مفاهیم، ایجاد انگیزه، پرورش ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: ریاضی از جمله مهارتهای اساسی است که در زمره دروس مهم و بنیادی در دوران تحصیل محسوب میشود که تعداد قابل توجهی از دانش آموزان در این درس با چالش مواجه هستند. تدریس و یادگیری ریاضیات فقط در انتقال مفاهیم وتعاریف به دانشآموزان خلاصه نمیشود؛ بلکه برنامه ریاضی، مسئول توسعه و تعمیم مفاهیم، ایجاد انگیزه، پرورش قدرت خلاقیت و بهکارگیری و ایجاد ارتباط بین آموختههای دانشآموزان است. با این حال، مشاهده میشود که روشهای سنتی تدریس ریاضیات با وجود سابقه طولانی نتوانسته است بر فرایند یادگیری و آموزش ریاضی دانشآموزان به نحو مطلوبی تأثیر بگذارد. با پیشرفت فناوری و استفاده از رایانه در شاخههای مختلف علوم، راه برای کاربرد فناوری در آموزشوپرورش هموار شده است. از جمله کاربردهای این فناوری که هر روز مورد توجه بیشتری قرار میگیرد، نقشی است که میتواند در فرایند یادگیری ایفا نماید. با رشد و گسترش استفاده از فناوری رایانه در فرایند یادگیری، طراحی محیطهای یادگیری گرافیکی نیز اهمیت فزایندهای یافته و یکی از این روشهای گرافیکی نگارهسازی برداری است. نگارهسازی میتواند رسانه آموزشی مؤثر در آموزش باشد؛ زیرا معلم را قادر میسازد اطلاعات را با رسانههای مختلف از طریق صدا، متن، انیمیشن و تصویر عرضه کند. بهعبارت دیگر، آموزش با روش نگارهسازی چندرسانهای، زمینه مناسب را برای تکمیل تلاشهای معلم بهمنظور جلب توجه، افزایش درک مطلب و درگیرسازی فرد در یادگیری فراهم میکند. هدف این پژوهش، تعیین تأثیر نگارهسازی برداری بر یادگیری و درگیرسازی دانشآموزان در درس ریاضی بود.روشها: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانشآموزان دختر پایه پنجم ابتدایی بخش قهاوند در سال تحصیلی 1400-1399 بوده که تعداد آنان 188 نفر بود. نمونه آماری شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) بود که از بین دانشآموزان دختر پایه پنجم ابتدایی از طریق روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه از طریق نرمافزار ایلستریتور تحت آموزش قرار گرفت و گروه کنترل آموزش معمول را دریافت کرد. روش گردآوری دادهها بهصورت میدانی و با استفاده از پرسشنامههای درگیری تحصیلی ریو و یادگیری (محقق ساخته) در درس ریاضی بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد و برای بررسی فرضیههای پژوهش، تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد استفاده قرار گرفت.یافتهها: نتایج، نشان داد تدریس با کمک نگارهسازی برداری در مقایسه با تدریس به روش معمول در میزان یادگیری و درگیرسازی دانشآموزان در درس ریاضی، تأثیر بیشتری دارد. براساس نتایج آموزش نگارهسازی برداری بر یادگیری (01/0P< ،34/9F=) و درگیرسازی (01/0P< ،17/27F=) درس ریاضی دانشآموزان تأثیر مثبت و معناداری داشت.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که استفاده از روش آموزش نگارهسازی برداری بر میزان یادگیری و درگیری تحصیلی درس ریاضی مؤثر است. با توجه به اهمیت الگوهای چندرسانهای در آموزش و همچنین جذابیت روشهای چندرسانهای مانند نگارهسازی برای فراگیران، پیشنهاد میشود معلمان از نگارهسازی برداری در تدریس ریاضی استفاده کنند. همچنین آموزش و پرورش میتواند با ایجاد توانمندسازی معلمان در استفاده از فناورهای چندرسانهای، و در نظر گرفتن اصول چندرسانهای در طراحی کتابهای درسی، کیفیت آموزش را افزایش داده و به یادگیری بهتر دانشآموزان کمک کند.