فناوری های آموزشی نوظهور
زهرا وظیفه؛ شهزاد طهماسبی بروجنی؛ الهه عرب عامری
چکیده
پیشینه و اهداف: رقابتهای سطوح بالا به قابلیتهای فیزیکی و شناختی فوقالعاده نیازمند است. تصمیمگیری به عنوان یک قابلیت شناختی، از نیازهای اساسی فعالیتهای ورزشی است. چنانچه این مهارت در هر یک از بازیکنان پیشرفت کند، موفقیت تیم و گروه را به همراه خواهد داشت. بنابراین یافتن شیوههای آموزشی مناسب و فناوریهایی که بتوانند روی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: رقابتهای سطوح بالا به قابلیتهای فیزیکی و شناختی فوقالعاده نیازمند است. تصمیمگیری به عنوان یک قابلیت شناختی، از نیازهای اساسی فعالیتهای ورزشی است. چنانچه این مهارت در هر یک از بازیکنان پیشرفت کند، موفقیت تیم و گروه را به همراه خواهد داشت. بنابراین یافتن شیوههای آموزشی مناسب و فناوریهایی که بتوانند روی آن اثرگذار باشند تا بتوانند عملکرد ورزشکار را به صورت غیر مستقیم تحت تاثیر قرار دهند بسیار مهم است. این روشها باید بهگونهای باشد که تمرینات متنوع همراه با کنترل محیط را دربرگیرد. واقعیتمجازی یکی از این فناوریهاست که نتایج مغایری را روی عمکلرد ورزشکاران به همراه داشته و از سوی دیگر شبیهسازی ویدئویی مزایا و معایبی دارد که نیاز به بررسی دقیقتر آن است. لذا، مطالعه حاضر با هدف تاثیر تمرینات واقعیت مجازی و شبیهسازی ویدئویی بر تصمیمگیری بسکتبالیستهای مبتدی انجام شد.روشها: شرکتکنندهها، 51 بسکتبالیست دختر مبتدی (0.68 ± 19.88) بودند که به صورت تصادفی به 3 گروه مساوی واقعیتمجازی، شبیهسازی ویدئویی و کنترل تقسیم شدند. مطالعه در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون انجام شد. آزمودنیها 10 کلیپ را تماشا کردند. کلیپها از صحنههای حساس مسابقات که شامل تغییر جهت و تغییر مسیر بود، ساخته شده بود. مدت زمان هر کدام 10 ثانیه بود. در ثانیه 8 کلیپ، صدای هشدار برای پاسخدهی شنیده شد و صفحه موقتا به مدت 2 ثانیه سیاه شد؛ پس از اتمام دو ثانیه مجددا صدای هشدار به منظور پایان زمان پاسخدهی به صدا درآمد. در ادامه و بدون وقفه کلیپ بعدی نمایش دادهمیشد. پاسخهای مورد انتظار راست، چپ، جلو و عقب بود که به عنوان تصمیم بعدی بازیکن توسط آزمودنی بیان شد. 3 جلسهی تمرینی برای هر 3 گروه انجام شد. در هر یک از این جلسات دو گروه واقعیت مجازی و شبیهسازی به تماشای 20 کلیپ مشخص از صحنههای حساس و موقعیتهای ویژه پرداختند و گروه کنترل هر جلسه به تماشای یک بازی به مدت 15 دقیقه پرداخت. در مرحله پسآزمون شرکتکنندگان، 10 کلیپ را مشابه پیشآزمون، مشاهده و اقدام به تصمیمگیری درمورد حرکت بعدی کردند. برای تحلیل آماری تصمیمگیری از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون برای مقایسههای درونگروهی و آزمون کروسکال والیس برای مقایسههای بین گروهی استفاده شد.یافتهها: نتایج مربوط به تغییرات درونگروهی نشان داد در گروههای واقعیتمجازی و شبیهسازی ویدئویی نمرات تصمیمگیری از پیشآزمون تا پسآزمون افزایش معنیداری داشت( 05/0> p )؛ اما در گروه کنترل تغییر معنیداری از پیشآزمون تا پسآزمون مشاهده نشد (( 05/0> p ). همچنین مشاهده شد که گروه واقعیت مجازی نسبت به گروه کنترل نمره بالاتری را در مرحله پسآزمون داشتند (039/0=p). با این وجود تفاوت معنیداری بین گروه شبیهسازی ویدئویی با کنترل (00/1=p) و گروه واقعیتمجازی (066/0=p) در مرحله پس آزمون مشاهده نشد.نتیجهگیری: نتیجهگیری این مطالعه نشان میدهد که تمرینات با فناوریهای واقعیتمجازی و شبیهسازی ویدئویی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر بهبود تصمیمگیری بسکتبالیستهای مبتدی دارد. در حالی که هر دو روش در مقایسه با گروه کنترل باعث افزایش مهارت تصمیمگیری شدند، فناوری واقعیت مجازی نسبت به روش شبیهسازی ویدئویی اثر قویتری نشان داد، هرچند این تفاوتها در مرحله پسآزمون بین این دو گروه هنوز معنیدار نبود. بنابراین، استفاده از فناوریهای نوین مانند واقعیتمجازی میتواند در فرآیند آموزش و بهبود عملکرد ورزشی موثر باشد.
آموزش الکترونیکی
ایوب محمدیان؛ محمد بشیر صدیقی؛ محمد سرکانی
چکیده
پیشینه و اهداف: با استقرار آموزش مبتنی بر اینترنت اشیا، دانشآموزان و دانشجویان میتوانند با استفاده از سنسورهای جاسازیشده محیط را بهتر کشف کنند. آنها میتوانند در هر زمان به محتوای آموزشی و سایر اطلاعات دسترسی پیدا کنند. معلمان همچنین میتوانند دستگاههای پوشیدنی و تلفنهای هوشمند را در کلاسهای درس برای بهبود آموزش و یادگیری ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با استقرار آموزش مبتنی بر اینترنت اشیا، دانشآموزان و دانشجویان میتوانند با استفاده از سنسورهای جاسازیشده محیط را بهتر کشف کنند. آنها میتوانند در هر زمان به محتوای آموزشی و سایر اطلاعات دسترسی پیدا کنند. معلمان همچنین میتوانند دستگاههای پوشیدنی و تلفنهای هوشمند را در کلاسهای درس برای بهبود آموزش و یادگیری استفاده کنند. با اینکه تکنولوژیهای نوین نظیر مدارس هوشمند، آموزشهای الکترونیکی، محتواهای آموزشی الکترونیکی و تجهیزات کلاسهای هوشمند توانستهاند تأثیر مثبتی بر روند آموزش و انتقال مفاهیم به فراگیران داشته باشند؛ اما نتوانستهاند چالشهای این حوزه را بهخوبی رفع کنند. با توجه به اینکه اینترنت اشیا علاوه بر بهکارگیری تکنولوژیهای اشارهشده از طریق همگرایی فناوری مانند رایانش ابری، عظیم دادهها، بلاک چین، تلفنهای هوشمند، اشیا و محیط کلاس و ... توانسته است روی صنعت آموزش از طریق خلق روشهای نوین آموزش و یادگیری، ارتقای سیستمهای نظارت و کنترل و بهبود تصمیمگیریها از طریق تحلیل دادهها، تأثیر شگرفی داشته باشد. بنابراین میتوان ادعا کرد که اینترنت اشیا از طریق ارائه راهکارهایی کاربردی، میتواند بخش آموزش را در حل مشکلات و چالشهای پیش رویش، توانمند سازد.روشها: این پژوهش از منظر هدف از نوع پژوهشهای کاربردی است و براساس نحوه جمعآوری دادهها از نوع پژوهشهای آمیخته (کیفی- کمّی) است. در ابتدای تحقیق برای شناسایی کاربردهای اینترنت اشیا در آموزش از روش فراترکیب استفادهشده است که در این روش ابتدا تعداد 4638 عنوان مقاله یافت شد که پس از بررسی 490 مقاله استخراج شد و از این تعداد 128 مقاله برای تحلیل نهایی مورداستفاده قرار گرفتند. همچنین با استفاده از ابزار پرسشنامه برای اولویتبندی کاربردهای اینترنت اشیا در آموزش، از روش تصمیمگیری چند معیاره بهترین – بدترین (BWM) استفادهشده است.یافتهها: تجزیهوتحلیل یافتهها نشان داد که کاربردهایی مانند «پردیس هوشمند»، «سلامت و بهداشت دانشآموزان یا دانشجویان» به ترتیب بالاترین اولویتها را به خود اختصاص دادهاند. کاربردهایی مانند «آموزش و یادگیری»، «کلاس هوشمند»و«سیستم ردیابی یا حملونقل هوشمند» در اولویتهای بعدی قرار داشتند.نتیجهگیری:. با توجه به یافتههای پژوهش میتوان برای رفع مشکلات صنعت آموزش پیشنهادهایی را ارائه کرد. در حوزه کاربردی به کمک فناوری اینترنت اشیا میتوان مشکلاتی از قبیل محدود بودن آموزش به یک مکان و زمان، هدر رفتن زمان کلاس به دلیل تراکم بالای افراد، هوشمند نبودن و هزینه زیاد نگهداری مراکز آموزشی، عدم نظارت دقیق بر سلامت و بهداشت دانشآموزان یا دانشجویان، مناسب نبودن فضاهای آموزشی برای افراد ناتوان جسمی (معلول)، عدم هوشمندی سیستم حملونقل را کاهش داد. همچنین میتوان به سیاستگذاران صنعت آموزش پیشنهاد کرد که با توجه به اینکه بخشهای «نظارت هوشمند بر سلامت»، « انرژی هوشمند» و « امنیت» دارای اهمیت بیشتری نسبت به سایر زیرکاربردها هستند و باید توجه ویژه به این بخشها داشته باشند. همچنین اقدام در جهت آموزش همگانی و عمومی و تبلیغات گسترده در آشنایی جامعه با محصولات هوشمند و فناوری اینترنت اشیا بهمنظور افزایش پذیرش کاربران و ایجاد تقاضا صورت پذیرد. از محدودیتهای پژوهش میتوان به تعداد محدود خبرگان آشنا با فناوری اینترنت اشیا در بخش آموزش کشور اشاره کرد و در تحقیقات آتی پیشنهاد میگردد روابط بین کاربردها و زیر کاربردها و اولویت آنها براساس شاخصهای امکانپذیری و جذابیت بررسی شود.