محیط های یادگیری مبتنی بر فناوری
فرزانه تاری؛ محمد جوادی پور؛ رضوان حکیم زاده؛ مرضیه دهقانی
چکیده
پیشینه و اهداف: در پی شیوع بیماری کرونا، آموزش الکترونیکی فرصتی بینظیر برای مواجهه با محدودیتهای آموزش حضوری و تحقق آرمان آموزش برای همه را فراهم آورده است. از آنجا که معلمان به عنوان مهمترین عامل تأثیرگذار در فرایند یاددهی – یادگیری محسوب میشوند؛ لذا واکاوی تجارب موفق و ناموفق آموزشی ایشان میتواند به ما در درک ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در پی شیوع بیماری کرونا، آموزش الکترونیکی فرصتی بینظیر برای مواجهه با محدودیتهای آموزش حضوری و تحقق آرمان آموزش برای همه را فراهم آورده است. از آنجا که معلمان به عنوان مهمترین عامل تأثیرگذار در فرایند یاددهی – یادگیری محسوب میشوند؛ لذا واکاوی تجارب موفق و ناموفق آموزشی ایشان میتواند به ما در درک عمیقتر شناخت وضعیت موجود و ارائه راهکارهایی برای نیل به وضعیت مطلوب و تقویت آن یاری برساند. با عنایت به انبوه پژوهشهای انجام شده در زمینه چالشها و مشکلات آموزش معلمان در بستر الکترونیک، پژوهش حاضر بر آن است که بهطور خاص، بر روی نقاط قوت تجارب آموزشی معلمان در محیط جدید آموزش متمرکز شود. از اینرو، هدف پژوهش حاضر شناسایی و مدلسازی تجارب موفق آموزشی معلمان دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی است.روشها: این مطالعه به روش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. مشارکتکنندگان این پژوهش شامل کلیه معلمان شاغل دوره ابتدایی بودند که تجربه تدریس در بستر الکترونیک (برنامه شاد) در سال تحصیلی1400-1399 را داشتند، که 18 نفر از آنان از طریق نمونهگیری هدفمند ملاکمحور انتخاب شدند و با استفاده از مصاحبه نیمهساختارمند نسبت به جمعآوری اطلاعات تا دستیابی محقق به اشباع نظری اقدام شد. یافتهها با استفاده از راهبرد هفت مرحلهای کلایزی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. تحلیل عمیق مصاحبهها به شناسایی 7 مقوله اصلی و تعداد 25 مقوله فرعی مرتبط منتج شد. در گام بعد، مقولات اصلی شناسایی شده وارد نرمافزار مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) شدند. در این بخش، نخست ساختار ارتباطات فیمابینی مقولات در قالب یک شبکه تعاملی ترسیم و پس از آن میزان اهمیت هر یک از آنها تعیین شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که تجارب موفق آموزشی معلمان دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی به ترتیب میزان اهمیت آنها شامل رشد صلاحیتهای فناورانه (61 امتیاز)، پیشرفت و نوسازی عناصر برنامه درسی (60 امتیاز)، توجه به نیازهای عاطفی – روانی (53 امتیاز)، ارتقای مهارتهای اجتماعی (51 امتیاز)، توسعه تربیت علمی (28 امتیاز)، توجه به جنبههای تربیت زیستی و بدنی (21 امتیاز) و تقویت ظرفیتهای زیباشناختی (17 امتیاز) است.نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر را بهصورت پیوستاری میتوان در نظر گرفت که در یک سوی آن، رشد صلاحیتهای فناورانه با بالاترین میزان اهمیت قرار گرفته و در سوی دیگر طیف، تقویت ظرفیتهای زیباشناختی است، که کمترین میزان اهمیت را داراست. براساس نتایج حاصله، بازنگری اساسی در شیوههای آموزش بدو خدمت و ضمن خدمت معلمان، جهت همسویی با تحولات در محیطهای غنی از فناوری لازم است. همچنین شایسته است معلمان در راستای ارتقای کیفیت فرایند یاددهی و یادگیری در بستر الکترونیک، به اقتضائات خاص این محیط جدید آموزشی و ظرفیتهای پیشروی آن توجه نموده و به جای کاربرد شیوههای سنتی آموزش، محدوده و اولویت توجه خود را تربیت تمام ساحتی دانشآموزان، تشویق به همکاری گروهی و مشارکت در کلاس مجازی، پرورش حس کنجکاوی و شکوفایی خلاقیتهای فردی دانشآموزان، تقویت انگیزه دانشآموزان و توجه به توانایی، علایق، استعدادها و تفاوتهای فردی دانشآموزان در زیست بوم جدید معطوف نمایند؛ تا به این ترتیب امید به حضور مؤثر و فعال دانشآموزان در کلاسهای مجازی خود را داشته باشند.
آموزش الکترونیکی
فرزانه هاشمی؛ سید علی قریشی
چکیده
پیشینه و اهداف: یکی از مشکلات دانشآموزان در دوره ابتدایی ضعف مهارت درک مطلب است که این امر منجر به ضعف عملکرد در تمامی حوزه های یاگیری شده است. یادگیری الکترونیکی بهعنوان یک راهبرد مبتنی بر جستجوگری و سازندگی مفاهیم، یادگیرندگان را وادار به تفکر در سطوح بالا نموده تا به این ترتیب بتوانند اطلاعات پیچیده را تحلیل کرده و بهکار ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یکی از مشکلات دانشآموزان در دوره ابتدایی ضعف مهارت درک مطلب است که این امر منجر به ضعف عملکرد در تمامی حوزه های یاگیری شده است. یادگیری الکترونیکی بهعنوان یک راهبرد مبتنی بر جستجوگری و سازندگی مفاهیم، یادگیرندگان را وادار به تفکر در سطوح بالا نموده تا به این ترتیب بتوانند اطلاعات پیچیده را تحلیل کرده و بهکار بندند و از این راه یک استراتژی آموزش و یادگیری برخطِ جذاب خلق کنند. محیط های یادگیری الکترونیکی در طراحی فعالیت ها نامحدود بوده و یادگیرندگان را به ارضای حس شهودی و کنجکاوی خود درگیر میسازند. در یادگیری از این طریق مهارت های تفکر در سطوح بالا که شامل تفکر محتوایی، تفکر انتقادی، تفکرخلاق و درک مطلب است ارتقا مییابد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عوامل آموزشی مبتنی بر محیط های یادگیری الکترونیکی بر مهارت درک مطلب دانشآموزان پایة ششم ابتدایی درسال تحصیلی1399- 1398 انجام شده است.روشها: پژوهش در دو بخش کیفی و کمّی صورت گرفته است. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی مبتنی بر محیط های یادگیری الکترونیکی از منابع و پژوهش های مربوطه استخراج و در قالب یک الگو به تأیید متخصصان رسید. جامعة آماری پژوهش را دانشآموزان پایة ششم ابتدایی استان قم شامل 22854 نفرتشکیل میدادند که از میان آنان 90 دانشآموز از 3 مدرسه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس بهمنظور بررسی تأثیر این ویژگیها بر یادگیری دانشآموزان، از روش شبه آزمایشی با سه گروه (گروه آزمایش:30نفر، گروه کنترل یک:30 و گروه کنترل دو: 30نفر) استفاده شد. ابزار و مواد پژوهش شامل چندرسانهای های آموزشی با محتوای یکسان اما با الگوی متفاوتی از عوامل آموزشی و نیز سؤالات آزمون یادگیری بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس صورت پذیرفت.یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از میانگین نمرات بیشتر گروه آزمایش(عامل آموزشی دارای ویژگیهای درونی و بیرونی) نسبت به گروه های کنترل و نیز درک مطلب بهتر گروه کنترل یک (عامل آموزشی فاقد ویژگی های درونی و بیرونی) نسبت به گروه کنترل دو(چندرسانه ای فاقد عامل آموزشی) بود. براساس نتایج پژوهش گفتار پویا (مکث کردن و بالا و پایین بردن صدای عامل) گفتار شخصیسازی شده (گفتار غیررسمی به جای رسمی) و صدای انسان در مقابل صدای رایانه مقبولیت بیشتری دارد و به درک بهتر منجر میشود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که نزدیکی شایستگی عامل و یادگیرنده، مهارت متناسب با مهارت یادگیرنده و نقش متغیر عامل آموزشی (انگیزه دهنده، کارشناس و مربی) به یادگیری بیشتری منجر میشود.نتیجهگیری: عوامل آموزشی میتوانند محیطهای یادگیری غنی برای درگیرساختن و با انگیزه ساختن یادگیرندگان ایجاد کنند. براساس یافته های پژوهش، نتیجهگیری میشود تا در طراحی عوامل آموزشی در چندرسانهایها، دستورالعملهای طراحی براساس ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی در نظر گرفته شود. همچنین، به طراحان و تولیدکنندگان نرم افزارهای چندرسانهای آموزشی توصیه میشود، به هنگام طراحی و تولید چندرسانهای ها ازاستانداردها و اصول علمی مربوط به این زمینه استفاده کنند.
آموزش الکترونیکی
نسرین علی پور؛ داریوش نوروزی؛ محمد نوریان
چکیده
پیشینه و اهداف:هدف از این تحقیق، مطالعه نظاممند خصوصیات یک محیط یادگیری الکترونیکی است که در فرایند یاددهی- یادگیری در برنامه درسی و اجرای عملی آن، از تمام جوانب مورد توجه قرار میگیرد. منظور از محیط یادگیری، فضایی است که در آن مهمترین جنبههای فعالیتهای آموزشی و تعامل یادگیرنده با مدرس انجام میشود. این محیط متأثر ...
بیشتر
پیشینه و اهداف:هدف از این تحقیق، مطالعه نظاممند خصوصیات یک محیط یادگیری الکترونیکی است که در فرایند یاددهی- یادگیری در برنامه درسی و اجرای عملی آن، از تمام جوانب مورد توجه قرار میگیرد. منظور از محیط یادگیری، فضایی است که در آن مهمترین جنبههای فعالیتهای آموزشی و تعامل یادگیرنده با مدرس انجام میشود. این محیط متأثر از فرهنگ، سنت، تکنولوژی و غنا در طراحی و ساخت است. محیط یادگیری می تواند به یک رویکرد آموزشی، زمینه فرهنگی یا محیط فیزیکی اشاره کند که در آن تدریس و یادگیری رخ میدهد. آموزش الکترونیکی عبارت است از رویکردی خلاقانه برای انتقال بینشها، مهارتها و اطلاعاتی که بهمنظور خاص طراحی شده، فراگیر محور، تعاملی، انعطافپذیر و قابل گسترش و نوآورانه بوده و با استفاده از دستاوردهای فناوری دیجیتالی تولید و از طریق زیرساختهای شبکه و اینترنت انتقال مییابند.روشها: رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از تحلیل محتوا میباشد. برای دستیابی به تبیین فوق از روش سنتزپژوهی استفاده گردید. برای یافتن ویژگیها و مؤلفههای محیط یادگیری، پژوهشهای اخیر با روشی نظام مند انتخاب، واکاوی محتوایی، غربالگری و دستهبندی شدهاند. جامعه مورد مطالعه، تحقیقات انجام شده از پژوهشهای سالهای 2000 تا 2020 است که طی واکاوی محتوایی دستهبندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود97 پژوهش، که واجد شرایط و معیارهای مد نظر بودند بهصورت هدفمند انتخاب گردید. ابتدا با تحلیلهای انجام شده، کد گذاری و طبقه بندی صورت گرفت و الگوها، پایههای نظری و مضامین اصلی استخراج شدند. برای تحلیل دادهها به روش کدگذاری باز و محوری، از نرم افزار Nvivo-8 استفاده شد.یافتهها:با استفاده از تحلیل محتوا، 29 زیرطبقه شناسایی گردید و مؤلفههای محیط یادگیری الکترونیکی که با استفاده از تحلیل محتوا، در 7 بعد استخراج شدند، عبارتند از: یادگیرنده، معلم، رویکردهای برنامه درسی، فرایند یاددهی- یادگیری، محتوای آموزش، فیزیک محیط یادگیری الکترونیکی و ارزشیابی. برای بررسی روایی و پایایی کد گذاری، از قابلیت اعتماد که دربرگیرنده چهار معیار باورپذیری( میزان باورداشتن به یافتههای تحقیق )، اطمینان پذیری( توانایی شناسایی جایی که دادههای یک مطالعه معین از آن آمده) تأییدپذیری( یافتهها عملاً و واقعاً مبتنی بر دادهها هستند )و انتقالپذیری(نتایج یک مطالعه کیفی میتواند به یک محیط متفاوت دیگر نیز منتقل شود ) هستند، استفاده گردید.نتیجهگیری: با طبقهبندی زیر مؤلفهها، مؤلفههای اصلی استخراج شده والگوی مفهومی طراحی شد. بُعد یادگیرنده در 6 زیر طبقه، شامل ویژگیهای فردی یادگیرنده، ملاحظات فرهنگی، رابطه یادگیرندگان با هم، رابطه یادگیرنده و معلم، پیش دانستههای یادگیرنده، تعامل یادگیرنده با فیزیک محیط و بُعد رویکردهای برنامه درسی در 5 زیر طبقه شامل فرایند یادگیرنده محور، رویکرد اجتماعی آموزش، رویکرد رفتاری، رویکرد سازنده گرا، رویکرد ساختن گرایانه و بُعد معلم در 4 زیر طبقه شامل صلاحیت معلم، رابطه تعاملی با یادگیرنده، تجربیات معلم، رابطه معلم با اولیای مدرسه و بُعد فرایند یاددهی- یادگیری در 4 زیر طبقه شامل سبکهای تدریس و یادگیری، برنامهریزی درسی، راهبردهای یادگیری مشارکتی، انگیزش یادگیرنده، بُعد محتوای آموزش در 2 زیر طبقه شامل انتخاب محتوا، مواد و رسانههای کمک آموزشی و بُعد فیزیک محیط یادگیری در4 زیر طبقه شامل محیط فیزیکی، چیدمان محیط، نور- مکان- صدا، ایمنی در محیط یادگیری و بُعد ارزشیابی در 4 زیر طبقه شامل خودارزیابی، تکالیف درسی، مشاهده معلم، معیارها در ارزشیابی، بهدست آمده است. با وجود تلاشهای زیاد در جهت رسیدن به اهداف برنامه درسی ملی، طراحی ویژهای برای محیط یادگیری الکترونیکی صورت نمیگیرد، لذا با توجه به الگوی طرح شده در این پژوهش میتوان مؤلفههای الگو را در نظر گرفته و محیط یادگیری الکترونیکی را با توجه به رویکرد برنامه درسی مورد نظر، طراحی کرد.