فناوری آموزش
محدثه اسناوندی؛ رحیم مرادی؛ محسن باقری
چکیده
پیشینه و اهداف: در دهههای اخیر، گسترش فناوریهای نوین آموزشی موجب دگرگونی عمیق در شیوههای یاددهی و یادگیری شده و توجه پژوهشگران و معلمان را به روشهای فعال و دانشآموزمحور جلب کرده است. در این میان، کلاس معکوس با جابهجایی نقش آموزش مستقیم از محیط کلاس به فضای خارج از مدرسه، فرصت بیشتری برای تعامل، تمرین و تفکر انتقادی در کلاس ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در دهههای اخیر، گسترش فناوریهای نوین آموزشی موجب دگرگونی عمیق در شیوههای یاددهی و یادگیری شده و توجه پژوهشگران و معلمان را به روشهای فعال و دانشآموزمحور جلب کرده است. در این میان، کلاس معکوس با جابهجایی نقش آموزش مستقیم از محیط کلاس به فضای خارج از مدرسه، فرصت بیشتری برای تعامل، تمرین و تفکر انتقادی در کلاس فراهم میکند. از سوی دیگر، یادگیری خرد با ارائۀ محتوا در قالب بخشهای کوتاه، هدفمند و دسترسشده، امکان یادگیری تدریجی و شخصیسازیشده را ایجاد میکند و به کاهش بارشناختی کمک میکند. با وجود رشد روزافزون استفاده از این دو رویکرد در نظامهای آموزشی پیشرفته، همچنان شواهد تجربی کافی دربارۀ اثربخشی نسبی آنها بر ابعاد مختلف یادگیری در مقاطع پایینتر تحصیلی در دسترس نیست. درگیری تحصیلی بهعنوان شاخصی کلیدی برای موفقیت و تداوم یادگیری شناخته میشود و شامل ابعادشناختی، عاطفی و رفتاری است، بررسی تأثیر روشهای نوین تدریس بر آن میتواند راهگشای بهبود کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی باشد.روشها: این مطالعه بهروش شبهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام گرفت. جامعۀ آماری شامل کلیۀ دانشآموزان دختر پایۀ دوم ابتدایی مدارس دولتی شهر اراک در سال تحصیلی 1402-1403 بود. از این جامعه نمونهای به حجم ۱۰۵ نفر از مدرسۀ ابتدایی دخترانۀ مهندس ابریشمی بهروش دردسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه (کلاس معکوس، یادگیری خرد و کنترل) تخصیص یافتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامۀ استاندارد درگیری تحصیلی ریو و پرسشنامۀ بارشناختی پاس و ون مرینبور بود. مداخلۀ آموزشی بهمدت هشت هفته اجرا شد که در آن گروه کلاس معکوس از ویدئوهای آموزشی پیش از کلاس و فعالیتهای تعاملی حضوری و گروه یادگیری خرد از محتوای آموزشی کوتاه دیجیتال و جلسات تکمیلی بهره بردند؛ درحالیکه گروه کنترل آموزش سنتی دریافت کرد. دادهها با روشهای آماری توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس) تحلیل شدند.یافتهها: بررسی مفروضههای آماری نشان داد شرایط لازم برای اجرای تحلیل کوواریانس فراهم بوده است. نتایج حاکی از تفاوت معنادار بین گروهها در نمرات درگیری تحصیلی کل پس از تعدیل اثر پیشآزمون بود] 26/0 η²=، 001/0> p 85/17 = )2،100 [F(. مقایسههای زوجی نشان داد یادگیری خرد در تمامی ابعاد درگیری تحصیلی (شناختی، عاطفی و رفتاری) و همچنین در کاهش بارشناختی] 44/0 η²=، 001/0> , p 52/39 = )2،100 [F( عملکرد بهتری نسبت به کلاس معکوس و گروه کنترل ( ۰۵/۰>p) داشته است. آزمون پیگیری دو هفته بعد پایداری برتری یادگیری خرد را تأیید کرد. کلاس معکوس نیز اگرچه نسبت به روش سنتی برتری نشان داد؛ اما اثربخشی آن در مقایسه با یادگیری خرد کمتر بود.نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که یادگیری خرد بهدلیل ساختار منعطف، ارائۀ تدریجی محتوا و توانایی در کاهش مؤثر بارشناختی، میتواند بهعنوان راهبردی آموزشی کارآمد برای افزایش درگیریشناختی، عاطفی و رفتاری دانشآموزان دورۀ ابتدایی به کار گرفته شود. این یافتهها بر اهمیت توجه به اصول طراحی آموزشی متناسب با ویژگیهای شناختی و رشدی یادگیرندگان تأکید میکند و بیانگر آن است که بهرهگیری از یادگیری خرد در کنار روشهای مرسوم، میتواند به ارتقای کیفیت فرایند تدریس و یادگیری کمک شایانی کند. علاوه بر این، نتایج پژوهش حاضر بر لزوم آموزش و توانمندسازی معلمان در زمینۀ طراحی و اجرای محتوای خرد یادگیری تأکید دارد؛ چراکه آشنایی با اصول این رویکرد میتواند زمینهساز استفادۀ خلاقانه از فناوریهای آموزشی، افزایش انگیزش تحصیلی و ارتقای سطح مشارکت فعال دانشآموزان شود. بر همین اساس، توصیه میشود سیاستگذاران و مدیران آموزشی با برگزاری دورههای ضمنخدمت، کارگاههای تخصصی و برنامههای توانمندسازی معلمان، زمینۀ کاربست مؤثر یادگیری خود را در مدارس فراهم آورند. بهکارگیری این رویکرد میتواند نهتنها کیفیت یادگیری در درس علوم، بلکه در سایر دروس و موقعیتهای آموزشی را نیز ارتقا بخشد.
فناوری آموزش- آموزش عالی
سکینه طالبی؛ محمدرضا نیلی احمدآبادی؛ هاشم فردانش؛ علی دلاور
چکیده
پیشینه و اهداف: تکنولوژیآموزشی بهعنوان یک حوزه میان رشته ای، متأثر از پیشرفت های علوم، فناوری و بهره گیری از یافته های آنها برای تسهیل فرآیند آموزش و ارتقاء کیفیت یادگیری است. با هدف بهره گیری از تفکر طراحی به عنوان رویکردی نوین برای نوآوری و حل خلاق مسأله و یک حوزه منشأ اثر در مسائل طراحیآموزشی، پژوهش حاضر ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: تکنولوژیآموزشی بهعنوان یک حوزه میان رشته ای، متأثر از پیشرفت های علوم، فناوری و بهره گیری از یافته های آنها برای تسهیل فرآیند آموزش و ارتقاء کیفیت یادگیری است. با هدف بهره گیری از تفکر طراحی به عنوان رویکردی نوین برای نوآوری و حل خلاق مسأله و یک حوزه منشأ اثر در مسائل طراحیآموزشی، پژوهش حاضر در جستجوی طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش تفکر طراحی برای طراحان آموزشی به منظور بهبود طراحیآموزشی، ایجاد تجارب غنی آموزشی و طرح مسائل نوآورانه آموزش است. عدم شکل گیری هویت طراح در طراح آموزشی و عدم تجهیز ذهن به طراحی خلاق و تفکرطراحی میتواند منجر به طراحی های آموزشی سطحی و باکیفیت پایین، دلزدگی و کاهش انگیزه و کاهش اثربخشی طرح های آموزشی شود. در این راستا، توجه به طراحانه اندیشیدن و تفکر طراحی می تواند چالشهای پیشروی طراحیآموزشی را پاسخگو بوده و آنها را حل نماید. خلأ اساسی در این زمینه، عدم وجود الگوی آموزش تفکر طراحی با اثربخشی مناسب برای دانشجویان تکنولوژی آموزشی است که هدف پژوهش حاضر است.روش ها: در انجام پژوهش از روش آمیخته بهصورت طرح اکتشافی متوالی با دو بخش اصلی کیفی و کمّی استفاده شد. بهمنظور شـناسایی مؤلفه های تفکرطراحی در الگوی طراحی آموزشی از روش مرور نظام مند با بررسی تحقیقات سالهای 1980 تا 2021 در پایگاههای اطلاعاتی چندرشته ای و علمی مختلف لاتین و فارسی استفاده شد. 294 پژوهش شناسایی و پس از خواندن خلاصه مقالات و بررسی اولیه و حذف مقالات غیر مرتبط، 21 مقاله مورد تحلیل محتوای کیفی با طرح استقرایی قرار گرفت. مؤلفه های تفکر طراحی، سازنده گرایی اجتماعی، و طراحی آموزشی تفکر طراحی استخراج شد و براساس یافتههای بخش کیفی، الگوی پیشنهادی آموزش با الهام از مدل جاناسن طراحی و در بخش کمّی مورد اعتباریابی درونی و بیرونی قرار گرفت. برای اعتباریابی درونی الگو از روش توصیفی نظرسنجی با جامعه آماری متخصصان تکنولوژیآموزشی استفاده و اعتباریابی بیرونی الگو از طریق روش شبه آزمایشی (گروه پیشآزمون و پسآزمون گروههای آزمایش وگواه) با مشارکت32 دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری تکنولوژیآموزشی انجام شد و از نتایج برای اصلاح و نهای یسازی الگو استفاده گردید.یافتهها: یافتههای بخش کیفی پژوهش با تجزیه و تحلیل محتوای استقرایی نشان داد که الگوی آموزش تفکر طراحی، ترکیبی از مؤلفههای نظری و عملی تفکرطراحی، مؤلفههای طراحیآموزشی و سازندهگرایی اجتماعی است. شناسایی این مؤلفه ها، ارتباط آنها با یکدیگر و ترکیب آنها برای الگوی طراحیآموزشی تفکر طراحی منجر به ارائه مدل مفهومی و الگوی پیشنهادی طراحیآموزشی شد. در بخش کمّی پژوهش، اعتبار درونی الگوی پیشنهادی توسط 29 نفر از اساتید و متخصصین تکنولوژیآموزشی تأیید شد. یافته های توصیفی و مقایسة میانگین زوجی هریک از گروهها در رابطه با متغیرها و نیز میانگین و انحراف استاندارد نتایج حاصل از تحلیل واریانس گروههای آزمایش و کنترل بعد از مداخله، نشان داد بهره گیری از الگوی ارائه شده در آموزش تفکر طراحی با نمره شایستگیهای طراحیآموزشی دانشجویان در سطح آلفای P<0/01معنادار بوده و در سطح اطمینان 99 درصد فرض صفر ردّ و فرضیه پژوهش معطوف به دارابودن اعتبار الگوی پیشنهادی در آموزش تفکر طراحی و همچنین تأثیرآن در طراحیآموزشی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری تکنولوژیآموزشی تأیید شد.نتیجهگیری: با تأیید اعتبار درونی و بیرونی، این نتیجه حاصل آمد که الگوی پیشنهادی می تواند در آموزش تفکر طراحی به دانشجویان تکنولوژیآموزشی مناسب بوده و محیطی امن و منعطف را برای یادگیری تفکر طراحی ایجاد نماید. همچنین میتواند به تقویت شایستگی های طراحیآموزشی در حوزه های بنیان های حرفهای، برنامهریزی و تجزیه وتحلیل، و تدوین، سنجش و ارزیابی آموزش و بهبود طراحیآموزشی منجر شود. با این وجود، چالشهایی در اجرا و الزاماتی برای موفقیت آمیز بودن آموزش تفکر طراحی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد. این الگو میتواند برای بهبود عملکرد طراحیآموزشی در مراکزی که با تربیت و بهکارگیری طراحان آموزشی در ارتباط هستند مورد استفاده قرار گیرد.
تهیه و تدوین محتوای الکترونیکی
حامد عباسی؛ محمدرضا نیلی احمدآبادی؛ علی دلاور؛ اسماعیل زارعی زوارکی
چکیده
پیشینه و اهداف: با توجه به نیاز روزافزون یادگیرندگان به فناوریهای نوین دیجیتالی در آموزش، بهویژه فناوری واقعیت افزوده که پتانسیلهای قابل توجهی دارد؛ نارسایی محتواهای الکترونیکی رایج، عدم برخورداری آنها از اصول و استانداردهای آموزشی و فقدان الگوی مناسب تولید محتوای واقعیت افزوده در آموزش با رویکرد سازندهگرایی براساس ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با توجه به نیاز روزافزون یادگیرندگان به فناوریهای نوین دیجیتالی در آموزش، بهویژه فناوری واقعیت افزوده که پتانسیلهای قابل توجهی دارد؛ نارسایی محتواهای الکترونیکی رایج، عدم برخورداری آنها از اصول و استانداردهای آموزشی و فقدان الگوی مناسب تولید محتوای واقعیت افزوده در آموزش با رویکرد سازندهگرایی براساس مطالعات صورت گرفته، پژوهشگران ضرورت دیدند بهمنظور پر کردن این خلأ و یافتن راه حل مسأله، پژوهشی با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی تولید محتوای محیط واقعیت افزوده با تأکید بر رویکرد سازندهگرایی انجام دهند.روشها: پژوهش حاضر براساس هدف، کاربردی و براساس روش، آمیخته یا ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. جهت استخراج مؤلفههای الگو از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی استفاده شد. در بررسی متون و مقالهها روش مرور نظاممند و برای تعیین اعتبار درونی روش پیمایشی نظرسنجی بهکار رفت. جامعه آماری برای تحلیل محتوا شامل منابع علمی، کتب، مقالات، رسالهها و اسناد معتبر علمی در زمینه واقعیت افزوده بین سالهای 2022-2000 بود. با انتخاب کلمات کلیدی مرتبط با موضوع، جستجو در پایگاههای استنادی داخلی و خارجی صورت گرفت. نمونه آماری به روش هدفمند انتخاب شد و شامل 232 مورد بود. جامعه آماری برای مصاحبه شامل اساتید، متخصصین و تولید کنندگان واقعیت افزوده بود و نمونه آماری از جامعه مورد نظر با روش نمونهگیری هدفمند به تعداد 21 نفر انتخاب شد. همچنین جامعه آماری جهت اعتباریابی الگو شامل متخصصین واقعیت افزوده و اساتید دانشگاه بود که نمونه آماری از بین آنها با روش نمونهگیری هدفمند به تعداد 33 نفر انتخاب شد. ابزارهای گردآوری دادهها، پرسشنامه محقق ساخته سنجش اعتبار درونی و مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای پایایی بین کدگذاران از دو روش بازکدگذاری و کدگذار دوم استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه توسط متخصصین تأیید شد. بهمنظور تعیین ضریب پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ و برای تعیین اعتبار درونی الگو، از فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد، خطای استاندارد میانگین و آزمون تی تک نمونهای استفاده شد.یافتهها: در روش اول بازکدگذاری پایایی کدگذاران 91 درصد و در روش دوم 87 درصد محاسبه شد. شاخص نسبت روایی محتوایی 93 درصد و شاخص روایی محتوایی 96 درصد بهدست آمد. ضریب پایایی پرسشنامه از طریق آزمون آلفای کرونباخ 96 درصد بهدست آمد. مقدار آزمون تی برای تمام سؤالها مثبت بوده و با توجه به سطح معناداری بهدست آمده (0.001 :Sig)، تفاوت میانگین سؤالها با میانگین نظری معنادار بود. نتایج تحلیل محتوا نشان داد تعداد 13 مقوله اصلی و 55 زیر مقوله برای الگوی تولید محتوای واقعیت افزوده استخراج شد. مقولههای اصلی الگوی تولید محتوای واقعیت افزوده شامل مدیریت، طراحی آموزشی، طراحی محیطهای یادگیری سازندهگرا، اصول طراحی چند رسانهای، کنترل بار شناختی، طراحی فنی، تولید، اجرا، نمایانسازی (نمایش)، انتشار، توسعه، ارزشیابی و پیشرفت تحصیلی است.نتیجهگیری: با مشخص شدن زیر مقولهها و مقولهها، ابتدا یک الگوی مفهومی و سپس یک الگوی روندی طراحی شد. نوآوری الگوی طراحی شده جامعیت در طراحی آموزشی و فنی، توجه همزمان به ابعاد آموزشی و فنی است. در الگوی مذکور مقولههای مربوط به ابعاد آموزشی بهصورت محیطی و مقولههای مربوط به ابعاد فنی بهصورت مرکزی قرار گرفتهاند. نتایج تحلیل آماری نشان داد که از دیدگاه متخصصین الگوی طراحی شده از اعتبار بالایی برخوردار بوده و اعتبار آن تأیید شد. بنابراین پیشنهاد میشود از این الگو برای تولید محتوای واقعیت افزوده الکترونیکی، بهویژه زمانی که آموزشهای مبتنی بر موقعیت، مبتنی بر رویکرد سازندهگرایی و با محتوای واقعیت افزوده طراحی شدهاند، استفاده شود.