فناوری آموزش- دوره ابتدایی
مریم پورجمشیدی؛ محمدرضا وافی نیر
چکیده
پیشینه و اهداف: در عصر دیجیتال، معلمان به عنوان ارکان اصلی نظام آموزشی، با چالشهای نوظهوری در زمینه تلفیق فناوریهای نوین با شیوههای تدریس روبهرو هستند. با وجود تأکید اسناد بالادستی و استانداردهای جهانی بر ضرورت ارتقای عملکرد حرفهای معلمان، شواهد نشان میدهد که بسیاری از آنان هنوز در بهرهگیری مؤثر از ابزارهای هوشمند ناتواناند. ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در عصر دیجیتال، معلمان به عنوان ارکان اصلی نظام آموزشی، با چالشهای نوظهوری در زمینه تلفیق فناوریهای نوین با شیوههای تدریس روبهرو هستند. با وجود تأکید اسناد بالادستی و استانداردهای جهانی بر ضرورت ارتقای عملکرد حرفهای معلمان، شواهد نشان میدهد که بسیاری از آنان هنوز در بهرهگیری مؤثر از ابزارهای هوشمند ناتواناند. ظهور هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری تحولآفرین، نیازمند شکلگیری نوع جدیدی از سواد در میان معلمان است؛ سوادی که فراتر از مهارتهای فنی ساده بوده و شامل توانایی درک، ارزیابی و استفاده خلاقانه از هوش مصنوعی در فرایند یاددهی-یادگیری باشد. با این حال، مسئله اصلی این است که آیا صرف برخورداری از دانش نظری درباره هوش مصنوعی میتواند مستقیماً به بهبود عملکرد حرفهای معلمان منجر شود یا این تأثیر نیازمند متغیرهای میانجی است؟ پژوهشهای پیشین نشان دادهاند که شکافی میان دانش نظری و عمل آموزشی وجود دارد که ممکن است با متغیر «تلفیق فناوری» پر شود. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه میان سواد هوش مصنوعی و عملکرد حرفهای معلمان دوره ابتدایی با تأکید بر نقش میانجی مهارت تلفیق فناوری به منظور ارتقای کیفیت آموزش در مدارس است.
روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کمی و از نوع توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان شاغل در مدارس دوره ابتدایی شهرستان کبودراهنگ در سال تحصیلی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ بود که تعداد آنها ۶۰۰ نفر گزارش شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، ۲۳۴ نفر برآورد گردید و نمونهگیری به روش در دسترس انجام شد که در نهایت ۲۳۵ پرسشنامه کامل جمعآوری و تحلیل شد. دادهها با استفاده از سه ابزار شامل پرسشنامه استاندارد سواد هوش مصنوعی (نینگ، ۲۰۲۵)؛ پرسشنامه استاندارد عملکرد حرفهای معلمان (دارنده، ۱۳۸۹) و پرسشنامه تلفیق فناوری محققساخته بر اساس مدل SAMR جمع آوری شد. روایی ابزارها از منظر متخصصان موضوعی و پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب ۰.۹۳، ۰.۹۵ و ۰.۹۳ تایید گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای آماری SPSS و SmartPLS و با بهرهگیری از آزمونهای تی تکنمونهای، ضریب همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد.
یافتهها: نتایج توصیفی نشان داد که میانگین نمرات سواد هوش مصنوعی (۲.۶۵) و تلفیق فناوری (۲.۸۳) پایینتر از حد متوسط و میانگین عملکرد حرفهای (۳.۷۶) بالاتر از حد متوسط است. در بخش یافتههای استنباطی، نتایج مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از آن بود که رابطه مستقیم بین سواد هوش مصنوعی و عملکرد حرفهای معلمان معنادار نیست (ضریب مسیر ۰.۱۰۲، آماره تی ۱.۳۸۱). اما سواد هوش مصنوعی اثر مستقیم و مثبت قوی بر میزان تلفیق فناوری دارد (ضریب مسیر ۰.۴۸۹، آماره تی ۹.۷۷۸). همچنین، تلفیق فناوری اثر مستقیم و معناداری بر عملکرد حرفهای معلمان نشان داد (ضریب مسیر ۰.۴۰۲، آماره تی ۷.۰۱۴). مهمترین یافته پژوهش، تأیید نقش میانجیگری کامل متغیر «سطح تلفیق فناوری» در رابطه بین سواد هوش مصنوعی و عملکرد حرفهای بود (ضریب مسیر غیرمستقیم ۰.۱۹۷، آماره تی ۵.۶۵۸). ضریب تعیین مدل نیز نشان داد که حدود ۲۱ درصد از تغییرات عملکرد حرفهای توسط متغیرهای مدل تبیین میشود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که سواد هوش مصنوعی بهتنهایی و بدون واسطه، قادر به ارتقای عملکرد حرفهای معلمان نیست. این نتیجه بیانگر آن است که دانش نظری درباره هوش مصنوعی تنها زمانی به بهبود کیفیت تدریس، ارزشیابی و مدیریت کلاس منجر میشود که از مجرای «تلفیق عملی فناوری» عبور کند. به عبارت دیگر، تلفیق فناوری نقش موتور محرکی را دارد که پتانسیل شناختی (سواد) را به عملکرد بالفعل تبدیل میکند. با توجه به پایین بودن سطح سواد و تلفیق فناوری در جامعه مورد مطالعه، پیشنهاد میشود برنامههای توسعه حرفهای معلمان از تمرکز صرف بر دانشافزایی عبور کرده و بر کارگاههای عملی «نحوه تلفیق ابزارهای هوشمند در تدریس» متمرکز شوند. محدودیت اصلی این پژوهش، انجام آن در یک منطقه جغرافیایی خاص و استفاده از ابزارهای خودگزارشدهی بود که تعمیمپذیری نتایج را با احتیاط روبهرو میسازد.
فناوری آموزش- تربیت معلم
محمدرضا رحیمی؛ مریم پورجمشیدی؛ اکبر مومنی راد
چکیده
پیشینه و اهداف: مهارت تلفیق فناوری در کلاس درس جزء صلاحیتهای ضروری معلمان در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات محسوب میشود و تحقق استانداردهای جدید یادگیری و برآورده شدن نیازهای یادگیرندگان در قرن حاضر در گروی این صلاحیت است. از مهمترین مسائل و چالش های موجود در این زمینه، پایین بودن دانش، مهارت و نگرش معلمان در دستبابی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: مهارت تلفیق فناوری در کلاس درس جزء صلاحیتهای ضروری معلمان در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات محسوب میشود و تحقق استانداردهای جدید یادگیری و برآورده شدن نیازهای یادگیرندگان در قرن حاضر در گروی این صلاحیت است. از مهمترین مسائل و چالش های موجود در این زمینه، پایین بودن دانش، مهارت و نگرش معلمان در دستبابی به سطح مطلوب تلفیق فناوری در کلاس درس ذکر شده است. این مسأله مانع بهره گیری از قابلیت های فناوری در راستای افزایش کیفیت فرایند یاددهی-یادگیری و نیز برآورده شدن نیازهای جامعۀ جهانی میشود. لذا ضرورت دارد تا روشها و راهبردهای توانمندسازی معلمان در این زمینه و بهبود سطح تلفیق فناوری آنها در کلاس درس مورد بررسی قرار گیرد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اجتماع یادگیری بهعنوان یک راهبرد یادگیری بر بهبود صلاحیت معلمان متوسطه در زمینه تلفیق فناوری آنها در کلاس درس انجام شد.روشها: این پژوهش از نوع آمیخته با طرح متوالی تبیینی انجام شد. در بخش کمّی از روش نیمه آزمایشی و استفاده از پیشآزمون پسآزمون با گروه آزمایش و گواه و در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در اجرای پژوهش، دانش و مهارتهای مربوط به تلفیق فناوری در کلاس درس در گروه آزمایش از طریق اجتماع یادگیری و در گروه گواه، بهطور فردی ارائه شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مرد شاغل در مقطع متوسطه اول ناحیه 2 شهر کرمانشاه در سال تحصیلی97-98، به تعداد 310 نفر بود که تعداد 30 معلم از جامعۀ آماری به شیوه نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند که 15 نفر آنها بهصورت جایگذاری تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر دیگر در گروه گواه قرار گرفتند. در بخش کیفی نیز تمام 15مشارکتکننده در گروه آزمایش بهعنوان نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار جمعآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبۀ نیمه ساختارمند و در بخش کمّی پرسشنامۀ محقق ساخته بود که در 50 گویه تدوین شد. روایی پرسشنامه با استفاده از نظر متخصصان تأیید و پایایی آن نیز با استفاده از آلفای کرونباخ 97/0 بهدست آمد. در اجرای پژوهش نیز از الگوی طراحی اجتماع یادگیری مومنیراد (1399) استفاده شد. تجزیهو تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس از طریق نرم افزار SPSS و نیز کدگذاری باز با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد.یافتهها: نتایج نشان داد اجتماع یادگیری معلمان بر دانش تلفیق فناوری آنها (01/0>002/0=p و 465/3=F)؛ نگرش معلمان نسبت به تلفیق فناوری،(05/0>016/0=p و 698/6=F)؛ و نیز کاربرد فناوری در کلاس درس توسط معلمان (05/0>012/0=p و 358/7=F)، تأثیر مثبت دارد و باعث افزایش دانش، نگرش و مهارت معلمان در تلفیق فناوری در کلاس درس میشود. همچنین تحلیل دادههای کیفی از طریق کدگذاری باز منجر به استخراج شش مضمون اصلی شامل جستجوگری؛ حمایتگری؛ خودارزیابی؛ توسعه شناخت نظری و عملی؛ جسارت یادگیری؛ و همافزایی شد که بهعنوان دلایل تأثیر اجتماع یادگیری بر تلفیق فناوری از دیدگاه معلمان شناسایی شد.نتیجهگیری: با توجه به یافته های پژوهش، میتوان گفت اجتماع یادگیری در راستای افزایش دانش، نگرش و مهارت تلفیق فناوری معلمان در کلاس درس یک عامل مؤثر و حمایتی است و توانایی معلمان در بهره گیری از فناوری را بهبود می بخشد. این امر می تواند علاوه بر رشد حرفهای معلمان، زمینهساز افزایش یادگیری دانشآموزان در کلاس درس شود. بنابراین با تشکیل اجتماع های یادگیری معلمان و حمایت و پشتیبانی از آن میتوان رشد و توسعۀ صلاحیتهای حرفهای معلمان در زمینۀ تلفیق فناوری در برنامه درسی را افزایش داد.