رویکردهای نوین آموزشی
فاطمه عزیزآبادی فراهانی؛ رحیم مرادی؛ بهمن یاسبلاغی شراهی
چکیده
پیشینه و اهداف: یادگیری مهارتهای هنری یکی از مهمترین چالشهای حال حاضر در علوم پایه است و رویکردهای متفاوتی در افزایش عملکرد دانشآموزان در روند یادگیری این مهارتها اتخاذ شده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر رویکرد آموزش به همتا بر یادگیری مهارتهای هنری دانشآموزان پایه چهارم دوره ابتدایی شهر اراک در درس هنر است.
روشها: ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یادگیری مهارتهای هنری یکی از مهمترین چالشهای حال حاضر در علوم پایه است و رویکردهای متفاوتی در افزایش عملکرد دانشآموزان در روند یادگیری این مهارتها اتخاذ شده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر رویکرد آموزش به همتا بر یادگیری مهارتهای هنری دانشآموزان پایه چهارم دوره ابتدایی شهر اراک در درس هنر است.
روشها: روش اجرای پژوهش، نیمهآزمایشی (تجربی) با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانشآموزان دختر پایه چهارم ابتدایی است که در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر اراک، به تحصیل اشتغال دارند. برای انتخاب نمونه، از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. به این صورت که از بین دانشآموزان پایه چهارم مدرسه دخترانه رضوان شهر اراک، تعداد ۵۰ نفر انتخاب و بهصورت تصادفی در گروههای آزمایش (۲۵ نفر) و کنترل (۲۵ نفر) جایگزین شدند. برای جمعآوری دادهها از چکلیست محققساخته یادگیری مهارتهای هنری درس هنر استفاده شد. گروه آزمایش در مدت ۹ هفته طی جلسات ۶۰ دقیقهای با استفاده از رویکرد آموزش به همتا درس هنر پایه چهارم دوره ابتدایی را آموزش دیدند و گروه کنترل به شیوه معمول مورد آموزش قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری در دو سطح توصیفی (شاخصهای مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. پژوهش حاضر با فرض اینکه رویکرد آموزش به همتا بر یادگیری مهارتهای هنری دانشآموزان پایهی چهارم ابتدایی در درس هنر تأثیرگذار است انجام شد.
یافتهها: قبل از آزمون فرضیههای پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیره مفروضههای این آزمون بررسی شدند. ابتدا از آزمون F لوین برای بررسی مفروضه برابری واریانسهای خطا در متغیر مهارتهای هنری استفاده شد سپس از آزمون واریانس جهت بررسی شیب رگرسیون بهره برده شد و مفروضه شیب رگرسیون برای متغیرهای هنری با سطح معنیداری (05/0 >p) تأیید شد. همچنین نتیجهی آزمون ام باکس جهت بررسی مفروضه برابری ماتریس واریانس-کوواریانس با سطح معناداری (05/0 >p) تأیید شد. در نهایت در متغیر مهارتهای هنری پس از تعدیل نمرات پیشآزمون، تفاوت بین دو گروه آزمایش و کنترل معنیدار بود که به تأثیرگذاری رویکرد به همتا بر مهارتهای هنری دانشآموزان پایه چهارم ابتدایی در درس هنر تأکید دارد (05/0 >p).
نتیجهگیری: در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که روش آموزش به همتا میتواند یک راهبرد آموزشی قدرتمند برای بهبود یادگیری مهارتهای هنری در دانشآموزان ابتدایی باشد. باتوجهبه مزایای این روش، توصیه میشود که از آن بهعنوان مکمل روشهای سنتی آموزش در مدارس استفاده شود و در این زمینه دورههای آموزشی جهت کاربست اصولی این راهبرد برای معلمان برنامهریزی شود.