یادگیری سیار
سجاد رضائیان؛ قاسم سلیمی؛ مهدی محمدی؛ الهام حیدری؛ علیرضا نیک سرشت
چکیده
پیشینه و اهداف: در سالیان اخیر، تحولات شگرف در فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، ساختار آموزش عالی را بهصورت بنیادین متحول ساخته است. این دگرگونی، همراه با پیچیدگیهای فزاینده در محیطهای آموزشی، چالشهای جدیدی را در زمینه توسعه حرفهای اعضای هیأت علمی پدید آورده است. مطالعات نشان میدهد که برنامههای توسعه حرفهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در سالیان اخیر، تحولات شگرف در فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، ساختار آموزش عالی را بهصورت بنیادین متحول ساخته است. این دگرگونی، همراه با پیچیدگیهای فزاینده در محیطهای آموزشی، چالشهای جدیدی را در زمینه توسعه حرفهای اعضای هیأت علمی پدید آورده است. مطالعات نشان میدهد که برنامههای توسعه حرفهای سنتی علیرغم سرمایهگذاری قابل توجه، با محدودیتهایی چون عدم انعطافپذیری زمانی و مکانی، فقدان شخصیسازی، محدودیت در بازخورد مستمر و عدم انطباق با نیازهای متغیر آموزشی مواجه بودهاند. یادگیری سیار و هوش مصنوعی، با قابلیتهای تحلیل الگوهای یادگیری، شخصیسازی محتوا و ارائه بازخورد هوشمند، میتوانند این چالشها را مرتفع سازند. پژوهش حاضر با هدف طراحی چارچوب مفهومی یادگیری سیار مبتنی بر هوش مصنوعی برای خودبهسازی شایستگیهای تدریس انجام شده است.روشها: این پژوهش کاربردی، با ماهیت بینرشتهای، از رویکرد پژوهش مبتنی بر طراحی استفاده کرد که در چهار چرخه تکراری اجرا شد: (1) تحلیل و شناسایی مسئله از طریق مرور نظاممند ادبیات علمی براساس راهنمای پریزما (PRISMA) در سه حوزه یادگیری سیار، هوش مصنوعی، و توسعه حرفهای با تمرکز بر شایستگی تدریس که منجر به انتخاب 37 مقاله از پایگاههای اطلاعاتی Scopus، Web of Science، ERIC وPubMed شد؛ (2) طراحی و توسعه اولیه چارچوب مفهومی از طریق ترکیب یافتههای نظری و تجربی با استفاده از تحلیل مضمون؛ (3) اعتبارسنجی با مشارکت 15 متخصص در حوزههای فناوری آموزشی، هوش مصنوعی و آموزش عالی؛ و (4) بازطراحی و نهاییسازی چارچوب. اعتبار و قابلیت اعتماد پژوهش از طریق طراحی مبتنی بر مبانی نظری مستحکم، مثلثسازی دادهها، اعتبارسنجی متخصصان، و شفافیت در فرایند پژوهش تأمین شد.یافتهها: چارچوب پیشنهادی از چهار بُعد کلیدی و 20 مؤلفه فرعی تشکیل شده است که عبارتند از: بُعد ورودی (شناسایی نیازها و ویژگیهای فردی را برای تدوین مسیرهای توسعه شخصیسازیشده)؛ بُعد پردازش (تحلیل دادهها با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی)؛ بُعد خروجی ( ارائه خدمات و محتوای قابلاجرا)؛ و بُعد پشتیبانی (فراهمسازی زیرساختها و خدمات مورد نیاز). فرایند خودبهسازی در این چارچوب بهصورت چرخهای و مستمر طراحی شده و شامل پنج مرحله متمایز است: ارزیابی اولیه، برنامهریزی مسیر توسعه، اجرا و یادگیری، ارزیابی مستمر، و بازاندیشی و اصلاح. نتایج اعتبارسنجی توسط 15 متخصص نشان داد که چارچوب در تمامی شاخصهای ارزیابی شامل جامعیت، کاربردپذیری، نوآوری و انسجام منطقی به طور معناداری تأیید شده است (001/0p<).نتیجهگیری: چارچوب مفهومی ارائهشده، رویکردی جامع، نوآورانه و یکپارچه برای طراحی سیستمهای یادگیری سیار هوشمند جهت خودبهسازی شایستگیهای تدریس اعضای هیأت علمی ارائه میدهد. این چارچوب با تلفیق ابعاد چهارگانه در قالب یک فرآیند چرخهای پنجمرحلهای، تمامی مؤلفههای ضروری برای یک سیستم یادگیری هوشمند، انعطافپذیر، و مؤثر را دربرمیگیرد. نقاط قوت کلیدی شامل شخصیسازی مسیرهای یادگیری، تحلیل هوشمند نیازها و دسترسی انعطافپذیر به منابع آموزشی است. این چارچوب مبنایی عملی برای طراحی و پیادهسازی نظام مدیریت یادگیری سیار هوشمند در آموزش عالی ارائه میدهد. محدودیتهای پژوهش شامل اعتباربخشی محدود به 15 متخصص و عدم اجرای آزمایشی برای تأیید اثربخشی عملی است. برای مطالعات آتی، پیشنهاد میشود طرحهای پایلوت در مؤسسات آموزش عالی اجرا شوند و الگوریتمهای هوشمندی برای تحلیل پویای نیازها و ارائهی مسیرهای یادگیری انعطافپذیر طراحی شود.
هوش مصنوعی
زهرا رفعت جو؛ الهام حیدری؛ قاسم سلیمی؛ مهدی محمدی؛ فهیمه کشاورزی
چکیده
پیشینه و اهداف: فناوری اطلاعات و ارتباطات، بهویژه هوش مصنوعی، نقش مهمی در بهبود مهارتهای دیجیتال، ارتقای کیفیت یادگیری و تسهیل فرایندهای آموزشی و پژوهشی دارد. این فناوریها با شخصیسازی آموزش و خودکارسازی فرایندها، شکافهای آموزشی را کاهش داده و کارایی پژوهشهای علمی را افزایش میدهند. دانشگاهها نیز با تأمین زیرساختهای ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: فناوری اطلاعات و ارتباطات، بهویژه هوش مصنوعی، نقش مهمی در بهبود مهارتهای دیجیتال، ارتقای کیفیت یادگیری و تسهیل فرایندهای آموزشی و پژوهشی دارد. این فناوریها با شخصیسازی آموزش و خودکارسازی فرایندها، شکافهای آموزشی را کاهش داده و کارایی پژوهشهای علمی را افزایش میدهند. دانشگاهها نیز با تأمین زیرساختهای پژوهشی و ترویج فرهنگ پژوهش، نقش کلیدی در توسعۀ علم و افزایش رقابتپذیری علمی ایفا میکنند. مطالعۀ حاضر به بررسی نقش دستیارهای هوش مصنوعی در توانمندسازی پژوهشی دانشجویان و شناسایی پیشایندها و پیامدهای مرتبط با آن میپردازد. هدف این پژوهش، طراحی مدلی مفهومی برای بهرهبرداری مؤثر از این فناوریها در فرایندهای دانشگاهی است تا بتواند به سیاستگذاریهای آموزشی و پژوهشی در راستای تحول دیجیتال کمک کند.روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش فراترکیب نظریهساز، مطابق با مراحل ششگانۀ سندلوفسکی و باروسو انجام شد. در این مسیر، با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی معتبر مانند مگایران، جهاد دانشگاهی، وبآو ساینس، سیج و گوگل اسکولار، تعداد ۱۸۷ مقاله مرتبط شناسایی شد که در نهایت ۶۵ مقاله برای تحلیل عمیق محتوایی انتخاب و بررسی شدند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که دستیارهای هوش مصنوعی در توانمندسازی پژوهشی دانشجویان آموزشعالی در سه حوزۀ پیشایندها و فرایندها و پیامدها قابل تحلیل هستند. پیشایندهای این فناوری شامل پنج مضمون اصلی: کنجکاوی فناورانه، دانش استفاده از هوش مصنوعی، مهارتهای نگارش علمی، مهارتهای زبان انگلیسی و دسترسی و پذیرش فناوری هستند. فرایندهای مرتبط نیز شامل ده مضمون اصلی: مدیریت منابع دیجیتال، خودراهبری در انجام پژوهش، ایدهپردازی در موضوع پژوهش، دریافت بازخورد مداوم، بازبینی و اصلاح متن، جستوجوی هدفمند اطلاعات، شخصیسازی تجربیات پژوهشی، تحلیل دادهها، بهبود کیفیت محتوا و ویرایش و بازبینی و انتشار پژوهشها میشوند. در نهایت، پیامدهای این فرایندها را میتوان در هشت مضمون اصلی: کاهش استرس در نگارش، دریافت بازخورد فوری، بهبود ساختار پژوهش، تعمیق تفکر انتقادی، حواسپرتی دیجیتال، وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی، مسائل حریم خصوصی و نقض مسائل اخلاقی و تسهیل و تسریع پژوهش دستهبندی کرد.نتیجهگیری: تحول آموزش با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، بهویژه هوش مصنوعی، در دنیای امروز موجب بهبود مهارتهای دیجیتال و تسهیل فرایندهای آموزشی و پژوهشی شده است. این فناوریها فرصتهای جدیدی را برای بهینهسازی فرایندها ایجاد کردهاند؛ اما چالشهایی از جمله مسائل اخلاقی و فرهنگی نیز به همراه دارند. این پژوهش بر اهمیت مدیریت دقیق این مسائل و ضرورت توجه به چالشهای اخلاقی و اجتماعی، استفادۀ نادرست از فناوریها تأکید دارد. یافتهها نشان میدهند که دستیارهای هوش مصنوعی در توانمندسازی پژوهشی دانشجویان نقش مؤثری دارند؛ بهویژه در زمینههای کنجکاوی فناورانه، مهارتهای نگارش علمی و دسترسی به فناوری. همچنین، استفاده از این ابزارها فرایندهای پژوهشی را بهبود بخشیده و بهرهوری علمی دانشجویان را افزایش داده است. بااینحال، وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی ممکن است موجب کاهش تفکر مستقل و ایجاد چالشهای اخلاقی مانند نقض حریم خصوصی شود. برای بهرهبرداری بهینه از این فناوریها، به رویکردی جامع و متوازن نیاز است که مزایا را بهرهبرداری کرده و چالشها را مدیریت کند. این پژوهش بهویژه با شناسایی پیشایندها، فرایندها و پیامدهای استفاده از دستیارهای هوش مصنوعی، مبنای نظری جدیدی برای مطالعات آینده ایجاد میکند. پیشنهاد میشود سیاستگذاران و مدیران دانشگاهی در طراحی برنامههای آموزشی از این ابزارها بهره ببرند تا کیفیت فرایندهای پژوهشی و آموزشی بهبود یابد. همچنین، پژوهشهای آینده باید به جنبههای جغرافیایی، فرهنگی و اجتماعی استفاده از هوش مصنوعی در کشورهای مختلف توجه بیشتری داشته باشند.