آموزش الکترونیکی- مجازی
راضیه جلیلی؛ نسرین اعلایی؛ زینب ابراهیمی
چکیده
پیشینه و اهداف: مفهوم تدریس معکوس در سالهای اخیر در سراسر جهان و همچنین، در ایران به عنوان بخشی از روند گستردهتر در جهت روشهای تدریس نوآورانه و دانشآموزمحور محبوبیت فزایندهای یافته است. یکی از مسائل مطرح در این زمینه بررسی مؤلفه های تدریس معکوس، به ویژه در مدارس ابتدایی، با توجه به تأثیر عوامل فرهنگی جهت پیادهسازی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: مفهوم تدریس معکوس در سالهای اخیر در سراسر جهان و همچنین، در ایران به عنوان بخشی از روند گستردهتر در جهت روشهای تدریس نوآورانه و دانشآموزمحور محبوبیت فزایندهای یافته است. یکی از مسائل مطرح در این زمینه بررسی مؤلفه های تدریس معکوس، به ویژه در مدارس ابتدایی، با توجه به تأثیر عوامل فرهنگی جهت پیادهسازی این روش در کلاسهای درس است. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های تدریس معکوس از نظر معلمان مدارس ابتدایی استان لرستان انجام شد.
روش: روش این پژوهش از نوع کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد بود. شرکتکنندگان در این مطالعه 15 نفر از متخصصان علوم تربیتی استان لرستان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار اصلی مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. داده های پژوهش از طریق روش کدگذاری استراوس و کوربین تحلیل شدند.
یافتهها: در این پژوهش، ۱۸۱ کد اولیه بر اساس مراحل سهگانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل و پالایش شدند. در نهایت، ۱۱۵ کد در قالب شش عامل اصلی مدل (شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها، پیامدها و مقوله محوری) جای گرفتند. نتایج نشان داد که مدل تدریس معکوس از نظر معلمان در مرحله کدگذاری انتخابی دارای مؤلفههایی مانند: تغییر در نقش معلم و دانشآموز، نیاز به تحول در نگرش و مهارت معلمان، نیاز به دسترسی به زیرساختها و فناوری، نیاز به محتوای آموزشی مناسب و متنوع، نیاز به بازتعریف ارزشیابی و بازخورد، وضعیت خانوادگی و حمایت والدین، جو و فرهنگ مدرسه، پیشزمینههای آموزشی دانشآموزان، ویژگیهای شخصیتی و تفاوتهای فردی دانشآموزان، حمایت سازمانی و مدیریتی از مدرسه، توانمندی فنی و دسترسی به منابع آموزشی، سطح سواد دیجیتال دانشآموزان و معلمان، پایداری و ثبات زیرساخت فنی و شبکه، توانمندسازی حرفهای معلمان، تولید و توسعه محتوای آموزشی مناسب، تقویت یادگیری فعال و مشارکتی در کلاس، ارزیابی تکوینی و بازخورد مستمر، تسهیل ارتباط مؤثر بین خانه و مدرسه، ایجاد فضای یادگیری منعطف و جذاب، افزایش کیفیت یادگیری دانشآموزان، توسعه مهارتهای شناختی، فراشناختی و اجتماعی، افزایش انگیزه و مشارکت در یادگیری، افزایش استقلال و مسئولیتپذیری در دانشآموزان، بهبود رفتارهای کلاسی و کاهش تنش آموزشی، افزایش رضایت شغلی معلمان میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، مجموعهای از عوامل فردی و محیطی مربوط به دانشآموز و معلم میتواند پیش بینیکنندهی تدریس معکوس معتبر در کلاس درس باشد که در برنامهریزیهای آموزشی و برنامه های درسی باید مدنظر قرا بگیرد.
آموزش الکترونیکی- مجازی
نسیم نادری؛ محمدجعفر مهدیان؛ زهرا تنها
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش ترکیبی بهعنوان رویکردی نوین در نظامهای آموزشی، ترکیبی از آموزش حضوری و مجازی است. این روش آموزشی تلاش میکند تا از مزایای هر دو نوع آموزش بهرهبرداری کند و معایب آنها را به حداقل برساند. در سالهای اخیر، بهویژه با شیوع ویروس کرونا و نیاز به فاصلهگذاری اجتماعی، این آموزش به یکی از روشهای محبوب و ضروری ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش ترکیبی بهعنوان رویکردی نوین در نظامهای آموزشی، ترکیبی از آموزش حضوری و مجازی است. این روش آموزشی تلاش میکند تا از مزایای هر دو نوع آموزش بهرهبرداری کند و معایب آنها را به حداقل برساند. در سالهای اخیر، بهویژه با شیوع ویروس کرونا و نیاز به فاصلهگذاری اجتماعی، این آموزش به یکی از روشهای محبوب و ضروری در بسیاری از مؤسسات آموزشی تبدیل شده است. از سوی دیگر، ماتریس SWOT ابزاری راهبردی است که برای شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها در یک سازمان مورد استفاده قرار میگیرد. در مدارس، این ماتریس میتواند به بهبود فرآیندهای آموزشی و مدیریتی کمک کند تا با شناسایی و تحلیل عوامل داخلی و خارجی، راهبردهای مؤثری برای بهبود عملکرد و بهرهوری تدوین کنند. استفاده از ماتریس SWOT در مدارس میتواند به مدیران و معلمان کمک کند تا نقاط قوت و ضعف داخلی مدرسه را شناسایی کرده و فرصتها و تهدیدهای خارجی را مورد بررسی قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفهها و شاخصهای مدل آموزش ترکیبی (حضوری و مجازی) در قالب SWOT انجام شده است.روشها: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، از انواع تحقیقات ترکیبی یا آمیخته از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری شامل خبرگان و کارشناسان رشته علوم تربیتی و رشته مدیریت آموزشی دانشگاههای استان لرستان به تعداد 36 نفر بود و برای تعیین حجم نمونه، از شیوه نمونهگیری هدفمند و با استفاده از روش اشباع نظری شامل 14 نفر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای تحقیق از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای محاسبه روایی بخش کیفی از ضریب توافقی کندال با مقدار (759/0) و برای پایایی بخش کیفی از روش کدگذاری مجدد با مقدار (92/0) استفاده کردیم که طبق نتایج بهدست آمده ابزار مصاحبه دارای روایی و پایایی مناسب است.یافتهها: طبق نتایج بهدست آمده، با در نظر گرفتن عوامل درون سازمانی (نقاط قوت و نقاط ضعف) و عوامل برونسازمانی (فرصتها و تهدیدها) ماتریس SWOT بعد از پایان مرحله سوم روش دلفی و ایجاد توافق در میان پاسخگویان تعداد 38 کد یا شاخصه برای عوامل درون سازمانی (نقاط قوت 19 کد و نقاط ضعف 19 کد) و 20 کد یا شاخصه برای عوامل برونسازمانی (فرصتها 10 کد و تهدیدها 10 کد) مورد تأیید خبرگان و کارشناسان قرار گرفت و جهت سنجش در قالب روش SWOT آماده شد. همچنین، در تعیین موقعیت راهبردی نظام آموزش ترکیبی، یک راهبرد تهاجمی حاصل و 14 راهبرد به همراه اولویت آنان ارائه شد.نتیجهگیری: شناسایی مؤلفهها و شاخصهای مدل آموزش ترکیبی (حضوری و مجازی) در قالب SWOT و استفاده از این نتایج سبب مطلوبتر شدن روابط متقابل در فضاهای آموزشی شده و در نهایت، کیفیت آموزش را بالا میبرد.
آموزش الکترونیکی- مجازی
مسعود جعفری؛ عباس حبیب زاده؛ زهرا تنها
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش معکوس یک راهبرد آموزشی یا یک الگو برای تدریس و یادگیری است که در آن ساختارهای سنتی و متداول فرایند یادگیری وارونه میشود؛ یعنی در یک کلام آنچه پیشتر بهصورت متداول در کلاس درس انجام میشد، به خانه محول شده و فرایندهایی که قبلاً دانشآموزان در خانه انجام میدادند به کلاس درس منتقل میشود. این روش به عنوان ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش معکوس یک راهبرد آموزشی یا یک الگو برای تدریس و یادگیری است که در آن ساختارهای سنتی و متداول فرایند یادگیری وارونه میشود؛ یعنی در یک کلام آنچه پیشتر بهصورت متداول در کلاس درس انجام میشد، به خانه محول شده و فرایندهایی که قبلاً دانشآموزان در خانه انجام میدادند به کلاس درس منتقل میشود. این روش به عنوان روشی نوین، میتواند بر متغیرهای روانشناختی دخیل در یادگیری مؤثر باشد که یکی از این متغیرها خودکارآمدی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش معکوس و آموزش سنّتی بر خودکارآمدی زبان انگلیسی دانش آموزان پایه دهم انجام شده است.روشها: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر پایه دهم شهر قم تشکیل میدادند. نمونه این مطالعه شامل 60 دانشآموز (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود که انتخاب آنها به روش نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. گروه آزمایش 12 جلسه تحت آموزش معکوس قرار گرفتند؛ همچنین گروه کنترل به همین مدت با روش سنّتی آموزش دیدند. در گروه آموزش معکوس از فیلم ها و پادکست های تهیه شده بهصورت سیدی استفاده شد. همچنین جزواتی بهصورت چاپی نیز تهیه شد تا در صورت عدم دسترسی دانش آموزان به اینترنت از این روش به مطالب دسترسی پیدا کنند. محتوای مورد استفاده در این پژوهش دو عنوان درسی از کتاب زبان انگلیسی پایه دهم بود. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه خودکارآمدی انگلیسی وانگ (2014) مورد استفاده قرار گرفت. این پرسشنامه دارای 32 گویه بود که مؤلفه های خودکارآمدی شنیداری، خودکارآمدی خوانداری، خودکارآمدی نوشتاری و خودکارآمدی در گفتن را اندازهگیری میکرد. جهت تحلیل داده ها روش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد استفاده قرار گرفت و از نرمافزار اس.پی. اس. اس( spss-21) استفاده شد.یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد آموزش معکوس به جز عامل خودکارآمدی شنیداری (692/0=f، 506/0=sig) بر سایر مؤلفههای خودکارآمدی، از جمله خودکارآمدی خوانداری (48/335=f، 001/0=sig)، خودکارآمدی گفتاری (69/91=f، 001/0=sig)و خودکارآمدی نوشتاری (63/125=f، 001/0=sig). اثر معناداری داشته است؛ بهگونه ای که میانگین نمرات گروه آزمایش از گروه کنترل بهطرز معناداری بیشتر بود.نتیجهگیری: یادگیری زبان انگلیسی حاصل عوامل به هم تنیدهای مانند محیط یادگیری، امکانات و تجهیزات لازم، شرایط یادگیری و روشهای مناسب آموزشی است. نتایج این تحقیق نشان داد اجرای کلاس به شیوه معکوس میتواند روش مؤثری برای افزایش خودکارآمدی زبان انگلیسی به عنوان یکی از مهارتهای شناختی مهم در یادگیری زبان انگلیسی باشد. در آموزش معکوس افزایش مدت یادگیری در هر زمان و مکانی غیر از کلاس درس و امکان انجام تمرین بیشتر سبب میشود تا دانش آموز بر مطالب تسلط پیدا کند و این زمینه کسب موفقیت را برای وی ایجاد میکند. همینطور کلاس معکوس با تکیه بر فناوری آموزشی، مطالب موجود در کتب درسی بهویژه زبان انگلیسی را برای دانشآموز جذابتر کرده و یادگیری زبان را به امری لذت بخشتبدیل میکند. یافتههای این پژوهش میتواند با برجستهساختن نقش آموزش معکوس بر خودکارآمدی زبان انگلیسی دانش آموزان، برنامه ریزان آموزشی را برآن دارد تا برای بهبود مهارت های شناختی و عملکرد تحصیلی زبان آموزان از رویکرد آموزش معکوس بهره بگیرند.