هوش مصنوعی
فرزانه هاشمی؛ حسن شرعیات؛ زینب ابوطالبی
چکیده
پیشینه و اهداف: یکی از مسائل مهم آموزش ابتدایی، کاهش انگیزه پیشرفت تحصیلی در میان دانشآموزان و اثربخشی محدود فعالیتهای آموزشی معلمان در کلاس است. این شرایط میتواند به افت تحصیلی، کاهش مشارکت و ضعف در مهارتهای یادگیری منجر شود. در دوران حاضر، فناوری و هوش مصنوعی نقش حیاتی در تغییر و تحول نظامهای آموزشی ایفا میکنند. این مقاله ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یکی از مسائل مهم آموزش ابتدایی، کاهش انگیزه پیشرفت تحصیلی در میان دانشآموزان و اثربخشی محدود فعالیتهای آموزشی معلمان در کلاس است. این شرایط میتواند به افت تحصیلی، کاهش مشارکت و ضعف در مهارتهای یادگیری منجر شود. در دوران حاضر، فناوری و هوش مصنوعی نقش حیاتی در تغییر و تحول نظامهای آموزشی ایفا میکنند. این مقاله به بررسی تأثیرات فناوریهای نوین، به ویژه هوش مصنوعی، بر فرآیندهای تدریس و یادگیری در مدارس پرداخته است. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی میتواند به معلمان و دانشآموزان کمک کند تا از طریق شخصیسازی یادگیری، تعاملات پویا، و ارائه بازخوردهای فوری، فرآیند یادگیری را بهبود بخشند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی بر اثربخشی معلم و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 انجام شده است. این مقاله به بررسی تأثیرات فناوریهای نوین، به ویژه هوش مصنوعی، بر فرآیندهای تدریس و یادگیری در مدارس پرداخته است. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی میتواند به معلمان و دانشآموزان کمک کند تا از طریق شخصیسازی یادگیری، تعاملات پویا، و ارائه بازخوردهای فوری، فرآیند یادگیری را بهبود بخشند. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی بر اثربخشی معلم و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 انجام شده است.
روشها: پژوهش حاضر در دو بخش کیفی و کمی اجرا شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروههای کنترل( استفاده از روشهای عادی) گروههای شاهد (طراحی آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی) می باشد. جامعه آماری پژوهش ، شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم دوره ابتدایی استان قم شامل2325 در سال تحصیلی 1404- ۱۴۰3 میباشد که با کمک نرمافزار محاسبه حجم نمونه Gpoer تعداد ۷۲ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه کنترل( ۳۶ نفر) و آزمایش( ۳۶ نفر) دستهبندی شدند. ابزار پژوهش شامل برنامه های مبتنی بر هوش مصنوعی در حیطه ی طراحی آموزشی و همچنین پرسشنامه های استاندارد انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس (۱۹۹۷) و اثربخشی معلمان چو و پرلی(2007) بود. تحلیل داده ها با بهره وری از آزمون آماری تحلیل واریانس انجام گرفت.
یافتهها: به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی و در روشهای آمار استنباطی از آزمونهای آماری تحلیل کواریانس یک متغیره و تحلیل کواریانس چند متغیره با رعایت مفروضات آن، نرمال بودن ، همگنی واریانس ها، همگنی کوواریانس در سطح معنی داری a=0/05 استفاده شد. نتایج نشان داد که طراحی آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی باعث ارتقای اثربخشی معلمان و افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی دانشآموزان گردید. تحلیل دادهها حاکی از تفاوتهای معنادار در نمرات اثربخشی معلمان و انگیزه پیشرفت تحصیلی میان گروه آزمایش و گروه کنترل بود (P<0.005).
نتیجهگیری ویژگیهای هوش مصنوعی از جمله شخصیسازی یادگیری، تعامل بیشتر، ارزیابی دقیق و بازخورد فوری، توجه به نیازهای فردی باعث تقویت انگیزه، بهبود فرایند یادگیری و اثربخشی معلمان شد.این تحقیق با پژوهشهای پیشین در این حوزه همراستا است.در نهایت، ضرورت توجه به ملاحظات اخلاقی و چالشهای مرتبط با پذیرش هوش مصنوعی در آموزش مورد تأکید قرار گرفت. پژوهشهای آینده میتوانند به بررسی کاربردهای بیشتر هوش مصنوعی در سایر مقاطع تحصیلی و دروس مختلف بپردازند.
آموزش الکترونیکی
فرزانه هاشمی؛ سید علی قریشی
چکیده
پیشینه و اهداف: یکی از مشکلات دانشآموزان در دوره ابتدایی ضعف مهارت درک مطلب است که این امر منجر به ضعف عملکرد در تمامی حوزه های یاگیری شده است. یادگیری الکترونیکی بهعنوان یک راهبرد مبتنی بر جستجوگری و سازندگی مفاهیم، یادگیرندگان را وادار به تفکر در سطوح بالا نموده تا به این ترتیب بتوانند اطلاعات پیچیده را تحلیل کرده و بهکار ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: یکی از مشکلات دانشآموزان در دوره ابتدایی ضعف مهارت درک مطلب است که این امر منجر به ضعف عملکرد در تمامی حوزه های یاگیری شده است. یادگیری الکترونیکی بهعنوان یک راهبرد مبتنی بر جستجوگری و سازندگی مفاهیم، یادگیرندگان را وادار به تفکر در سطوح بالا نموده تا به این ترتیب بتوانند اطلاعات پیچیده را تحلیل کرده و بهکار بندند و از این راه یک استراتژی آموزش و یادگیری برخطِ جذاب خلق کنند. محیط های یادگیری الکترونیکی در طراحی فعالیت ها نامحدود بوده و یادگیرندگان را به ارضای حس شهودی و کنجکاوی خود درگیر میسازند. در یادگیری از این طریق مهارت های تفکر در سطوح بالا که شامل تفکر محتوایی، تفکر انتقادی، تفکرخلاق و درک مطلب است ارتقا مییابد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر عوامل آموزشی مبتنی بر محیط های یادگیری الکترونیکی بر مهارت درک مطلب دانشآموزان پایة ششم ابتدایی درسال تحصیلی1399- 1398 انجام شده است.روشها: پژوهش در دو بخش کیفی و کمّی صورت گرفته است. در بخش کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی مبتنی بر محیط های یادگیری الکترونیکی از منابع و پژوهش های مربوطه استخراج و در قالب یک الگو به تأیید متخصصان رسید. جامعة آماری پژوهش را دانشآموزان پایة ششم ابتدایی استان قم شامل 22854 نفرتشکیل میدادند که از میان آنان 90 دانشآموز از 3 مدرسه با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس بهمنظور بررسی تأثیر این ویژگیها بر یادگیری دانشآموزان، از روش شبه آزمایشی با سه گروه (گروه آزمایش:30نفر، گروه کنترل یک:30 و گروه کنترل دو: 30نفر) استفاده شد. ابزار و مواد پژوهش شامل چندرسانهای های آموزشی با محتوای یکسان اما با الگوی متفاوتی از عوامل آموزشی و نیز سؤالات آزمون یادگیری بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس صورت پذیرفت.یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از میانگین نمرات بیشتر گروه آزمایش(عامل آموزشی دارای ویژگیهای درونی و بیرونی) نسبت به گروه های کنترل و نیز درک مطلب بهتر گروه کنترل یک (عامل آموزشی فاقد ویژگی های درونی و بیرونی) نسبت به گروه کنترل دو(چندرسانه ای فاقد عامل آموزشی) بود. براساس نتایج پژوهش گفتار پویا (مکث کردن و بالا و پایین بردن صدای عامل) گفتار شخصیسازی شده (گفتار غیررسمی به جای رسمی) و صدای انسان در مقابل صدای رایانه مقبولیت بیشتری دارد و به درک بهتر منجر میشود. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که نزدیکی شایستگی عامل و یادگیرنده، مهارت متناسب با مهارت یادگیرنده و نقش متغیر عامل آموزشی (انگیزه دهنده، کارشناس و مربی) به یادگیری بیشتری منجر میشود.نتیجهگیری: عوامل آموزشی میتوانند محیطهای یادگیری غنی برای درگیرساختن و با انگیزه ساختن یادگیرندگان ایجاد کنند. براساس یافته های پژوهش، نتیجهگیری میشود تا در طراحی عوامل آموزشی در چندرسانهایها، دستورالعملهای طراحی براساس ویژگی های درونی و بیرونی عوامل آموزشی در نظر گرفته شود. همچنین، به طراحان و تولیدکنندگان نرم افزارهای چندرسانهای آموزشی توصیه میشود، به هنگام طراحی و تولید چندرسانهای ها ازاستانداردها و اصول علمی مربوط به این زمینه استفاده کنند.