فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
فرمند فرزین؛ اسماعیل زارعی زوارکی؛ زهرا جامه بزرگ؛ مهدی واحدی
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش مفاهیم انتزاعی شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی یکی از چالشهای اساسی نظام آموزشی است. توانایی چرخش ذهنی، بهعنوان مؤلفه اصلی تفکر فضایی، نقش محوری در درک مفاهیم شیمی دارد و پژوهشها نشان میدهند که رویکرد یادگیری تلفیقی میتواند به بهبود یادگیری در دانشآموزان با نیازهای ویژه کمک کند. در یادگیری تلفیقی، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش مفاهیم انتزاعی شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی یکی از چالشهای اساسی نظام آموزشی است. توانایی چرخش ذهنی، بهعنوان مؤلفه اصلی تفکر فضایی، نقش محوری در درک مفاهیم شیمی دارد و پژوهشها نشان میدهند که رویکرد یادگیری تلفیقی میتواند به بهبود یادگیری در دانشآموزان با نیازهای ویژه کمک کند. در یادگیری تلفیقی، دانشآموزان با نیازهای آموزشی ویژه همزمان از منافع یادگیری برخط و آموزش حضوری بهرهمند میشوند و میتوانند بهطور مستقل و با سرعت خودشان کار کنند. همچنین، این رویکرد به معلمان امکان میدهد با انعطافپذیری بیشتری عمل کنند و زمان بیشتری را به تعامل فردی با دانشآموزان اختصاص دهند. با توجه به کمبود مطالعات جامع در این زمینه، هدف این پژوهش بررسی نظاممند مطالعات انجام شده درباره تأثیر برنامههای آموزشی مبتنی بر یادگیری تلفیقی بر توانایی چرخش ذهنی دانشآموزان با آسیب شنوایی در درک مفاهیم شیمی است.روشها: این مطالعه یک پژوهش مروری نظاممند است که با پیروی از دستورالعمل پریسما انجام شد. جستجوی مقالات در پنج پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس، وب آو ساینس، پابمد، اریک و گوگل اسکالر در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ صورت گرفت. معیارهای ورود شامل مقالات پژوهشی مرتبط با آموزش شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی، استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی یا فناوریهای کمکی و بررسی تأثیر مداخله بر یادگیری یا چرخش ذهنی بود. از مجموع ۱۷۲ مقاله یافت شده، پس از حذف موارد تکراری و بررسی عنوان و چکیده، ۳۷ مقاله برای بررسی متن کامل انتخاب شدند و درنهایت ۱۱ مقاله که معیارهای ورود را داشتند وارد مطالعه شدند. برای ارزیابی کیفیت مقالات از چکلیست بتن و همکاران (۲۰۱۴) استفاده شد. دادههای مربوط به روش مداخله، نوع فناوری مورد استفاده و نتایج از مقالات استخراج شدند؛ سپس با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافتهها: تحلیل محتوای کیفی مقالات چهار مؤلفه اصلی را آشکار کرد: چالشهای آموزشی (با سه زیرمؤلفه: دشواری درک مفاهیم انتزاعی، محدودیت در ارتباط و کمبود منابع آموزشی مناسب و فراوانی کل 18 مورد)، مزایای فناوری (با سه زیرمؤلفه: بهبود دسترسی به محتوا، افزایش تعامل و مشارکت و امکان تکرار و تمرین با فراوانی کل 21 مورد)، ملاحظات طراحی آموزشی (با سه زیرمؤلفه: استفاده از عناصر بصری، سادهسازی زبان و ارائه بازخورد فوری با فراوانی کل 22 مورد) و نیازهای آموزشی (با سه زیرمؤلفه: آموزش معلمان، تولید محتوای تخصصی و بهبود زیرساختها با فراوانی کل 20 مورد). نتایج نشان داد که رویکرد یادگیری تلفیقی از طریق چهار سازوکار اصلی به بهبود یادگیری کمک میکند: ایجاد محیط یادگیری چندحسی، امکان تعامل عمیق با محتوا، ارائه بازخورد فوری و شخصیسازی مسیر یادگیری. فناوریهای مؤثر شناساییشده شامل نرمافزارهای شبیهسازی مولکولی، محیطهای واقعیت مجازی، ابزارهای تجسم سهبعدی و رویکردهای جدید بازیمحور مانند بازی با بلوکها و روشهای بازیوارسازی بودند.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که موفقیت در آموزش شیمی به دانشآموزان با آسیب شنوایی نیازمند رویکردی سیستماتیک و چندوجهی است که در آن فناوریهای نوین به شکل هوشمندانه با روشهای سنتی تلفیق شوند. برای پیادهسازی موفق این رویکرد، سرمایهگذاری در سه حوزه ضروری است: توسعه زیرساختهای فناوری، تولید محتوای آموزشی تخصصی و آموزش مداوم معلمان. پیشرفتهای اخیر در حوزه هوش مصنوعی، واقعیت مجازی و رویکردهای بازیمحور فرصتهای جدیدی را برای بهبود آموزش فراهم کردهاند؛ اما پیادهسازی موفق آنها نیازمند توجه به مسائل دسترسی، هزینه و عدالت آموزشی است. محدودیتهای اصلی پژوهش شامل تعداد اندک مطالعات با کیفیت بالا، محدودیت حجم نمونه در برخی مطالعات و تمرکز جغرافیایی پژوهشها در کشورهای خاص بود. پیشنهاد میشود مطالعات آینده به بررسی تأثیر بلندمدت مداخلات آموزشی، نقش عوامل فردی و محیطی در موفقیت برنامهها و تحلیل اثربخشی هزینه مداخلات مختلف بپردازند.
فناوری آموزش- یادگیری تلفیقی
محمدرضا حیدری؛ اسماعیل زارعی زوارکی؛ مهدی واحدی
چکیده
پیشینه و اهداف: پس از همه گیری کرونا، نظامهای آموزشی به اجبار به سمت آموزش و یادگیری برخط حرکت کردند. آموزش برخط با وجود مزایایی که داشت نتوانست بر برخی چالشهای خود از جمله حس حضور یادگیرندگان غلبه کند؛ از اینرو اهمیت بهرهگیری از رویکرد یادگیری تلفیقی برای نظامهای آموزشی جهان بهخصوص نظام تعلیموتربیت کشور ما به وضوح ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: پس از همه گیری کرونا، نظامهای آموزشی به اجبار به سمت آموزش و یادگیری برخط حرکت کردند. آموزش برخط با وجود مزایایی که داشت نتوانست بر برخی چالشهای خود از جمله حس حضور یادگیرندگان غلبه کند؛ از اینرو اهمیت بهرهگیری از رویکرد یادگیری تلفیقی برای نظامهای آموزشی جهان بهخصوص نظام تعلیموتربیت کشور ما به وضوح روشن شد. یادگیری تلفیقی که با ادغام یادگیری برخط و حضوری بر چالشهای یادگیری برخط و یادگیری چهره به چهره غلبه میکند و مزایایی همچون افزایش انعطافپذیری، افزایش اثربخشی هزینهها و صرفهجویی در زمان را به دنبال دارد، توجه معلمان و یادگیرندگان را به خود جلب کرده است. با این حال، یک چالش اساسی که رو به روی معلمان قرار دارد، طراحی، اجرا و ارزشیابی یک یادگیری تلفیقی به منظور دستیابی به یادگیری و حضور سطح بالا است. در این راستا توجه به حضور شناختی و حضور تدریس که از عناصر چارچوب اجتماع کاوشگر هستند، حائز اهمیت است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یادگیری تلفیقی بر میزان حضور شناختی و حضور تدریس دانشآموزان دوره ابتدایی در درس علوم بود. روشها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در شهرستان شهریار بودند که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 60 دانشآموز انتخاب شدند و بهصورت تصادفی 30 دانش آموز در گروه آزمایش و 30 دانش آموز در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش شش جلسه را بهصورت یادگیری تلفیقی و گروه کنترل شش جلسه را بهصورت یادگیری چهره به چهره گذراندند. بهمنظور بررسی تغییرات قبل از مداخله، یک پیشآزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد و پس از مداخله از هر دو گروه پسآزمون بهعمل آمد. ابزار جمعآوری دادهها در این پژوهش پرسشنامه حضور شناختی و حضور تدریس آرباق و همکاران (2008) بود. پایایی پرسشنامههای حضور شناختی و حضور تدریس براساس آلفای کرونباخ بهترتیب مقدار 91/0 و 83/0 محاسبه شد. برای تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش از روشهای آماری در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون تی همبسته و تحلیل کوواریانس چند متغیری) استفاده شد.یافتهها: براساس آزمون تی همبسته در متغیر حضور شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل و در متغیر حضور تدریس تنها در گروه آزمایش بین مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون اختلاف معنیداری وجود داشت (001/0 ≥p). نتایج تحلیل کوورایانس نشان داد که تأثیر یادگیری تلفیقی بر حضور شناختی و حضور تدریس بیشتر از یادگیری چهره به چهره بوده است (01/0≥p).نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد یادگیری تلفیقی و یادگیری چهره به چهره هر دو در افزایش حضور شناختی مؤثر هستند؛ اما تنها یادگیری تلفیقی بر حضور تدریس مؤثر است. یادگیری تلفیقی نسبت به یادگیری چهره به چهره تأثیر بیشتری بر میزان حضور شناختی و تدریس دارد. بنابراین یادگیری تلفیقی با ادغام یادگیری چهره به چهره و برخط دارای اثربخشی بیشتری در میزان حضور شناختی و تدریس بوده و میتواند جایگزین مناسبی برای یادگیری کاملاً حضوری در نظام آموزشی کشور ما باشد و پیشنهاد میشود نظام تعلیموتربیت از این رویکرد در آموزش رسمی استفاده کند.