فناوری آموزش
ابوالفضل رفیع پور؛ پویا کریمی
چکیده
پیشینه و اهداف: برنامهنویسی بهعنوان فعالیتی میانرشتهای، پیوندی فعال میان ریاضیات و علوم کامپیوتر ایجاد میکند که میتواند در خدمت حل مسئله، یادگیری مفاهیم انتزاعی و توسعۀ تفکر محاسباتی قرار گیرد. در سالهای اخیر، استفاده از محیطهای بصری مانند اسکرچ در آموزش ریاضیات توجه ویژه قرار گرفته است. با وجود این، شواهد اندکی دربارۀ ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: برنامهنویسی بهعنوان فعالیتی میانرشتهای، پیوندی فعال میان ریاضیات و علوم کامپیوتر ایجاد میکند که میتواند در خدمت حل مسئله، یادگیری مفاهیم انتزاعی و توسعۀ تفکر محاسباتی قرار گیرد. در سالهای اخیر، استفاده از محیطهای بصری مانند اسکرچ در آموزش ریاضیات توجه ویژه قرار گرفته است. با وجود این، شواهد اندکی دربارۀ تأثیر برنامهنویسی بلوکی بر مهارتهای هندسی و تفکر محاسباتی در دورۀ متوسطۀ اول وجود دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر برنامهنویسی بلوکی در محیط اسکرچ بر تفکر محاسباتی و مهارت حل مسئلۀ هندسی دانشآموزان پایۀ هفتم بود.روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و این مطالعه با رویکرد آمیخته (کمّی–کیفی) و در دو گروه آزمایش و گواه انجام شد. جامعۀ آماری، دانشآموزان پسر پایۀ هفتم شهر ماهان، در سال تحصیلی 1404-1403 و شیوۀ نمونهگیری، به صورت تصادفی بود. نمونه شامل ۶۰ دانشآموز است که بهطور تصادفی، به هریک از گروههای آزمایش و گواه، ۳۰ دانشآموز اختصاص یافت. مداخلۀ آموزشی بهمدت ۸ هفته و با تمرکز بر آموزش مفاهیم فصل «هندسه و استدلال» از کتاب درسی ریاضی پایۀ هفتم صورت گرفت. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی، آزمون استاندارد تفکر محاسباتی رومانو گونزالس و همکاران بود که بهصورت پیشآزمون و پسآزمون اجرا شد. پایایی آن با آلفای کرونباخ 79/0 گزارش شده است. همچنین دادههای کمّی با نرمافزار SPSS تحلیل شد و دادههای پیشآزمون و پسآزمون تفکر محاسباتی در هر دو گروه آزمایش و گواه از توزیع نرمال پیروی کردند که امکان استفاده از آزمونهای پارامتریک (t زوجی و t مستقل) را فراهم ساخت. در بخش کیفی، با بهرهگیری از تحلیل محتوای پروژههای برنامهنویسیشده دانشآموزان در برنامۀ دکتر اسکرچ و مصاحبههای نیمهساختاریافته، فرایند یادگیری و ادراک مفاهیم هندسی کتاب درسی ریاضی پایۀ هفتم بررسی شد.یافتهها: در گروه آزمایش، میانگین نمرات تفکر محاسباتی از 73/10 (انحراف معیار 727/4) در پیشآزمون به 57/14 (انحراف معیار 739/4) در پسآزمون افزایش یافت که با آزمون t زوجی تفاوت معناداری را (0001/0p<) تأیید میکند. در مقابل، گروه گواه با تغییر اندک از 60/10 به 90/10 اختلاف معنادار نشان نداد (405/0p=). محاسبه اندازهی اثر کوهن d برای گروه آزمایش نشانگر اثری قوی بود، که تأییدی بر اثربخشی مداخلۀ اسکرچ است. در برنامۀ دکتر اسکرچ، چهار ویژگی اصلی تفکر محاسباتی در مصنوعات دیجیتال دانشآموزان مطرح شد که در زمینۀ سؤالات هندسۀ پایۀ هفتم کاربرد دارد. این ویژگیها شامل تبدیل مفاهیم انتزاعی به اشیای ملموس، توسعۀ الگوریتمهای تعمیمپذیر، بازنمایی چندوجهی مسائل و تکرارپذیری راهحلهای شناسایی است.نتیجهگیری: یافتههای آماری حاصل از تحلیل t زوجی نشان داد که برنامهنویسی در محیط اسکرچ موجب افزایش معنادار نمرات تفکر محاسباتی در گروه آزمایش شده است. دادههای کیفی شامل پروژههای برنامهنویسیشدۀ دانشآموزان، مصاحبههای نیمهساختاریافته و تحلیل تصاویر و ویدئوهای آموزشی نیز نشان دادند که دانشآموزان توانایی بازنمایی مفاهیم هندسی مانند تقارن و دوران را به شیوهای ملموستر و چندوجهی در پروژههای خود در اسکرچ دارند. از این منظر، این پژوهش با تلفیق دو قلمرو تفکر محاسباتی و آموزش هندسه، بستر نوآورانهای برای طراحی تجربیات آموزشی و تلفیق فناوری و یادگیری مفاهیم ریاضی فراهم آورد. این مقاله تأکید میکند که برنامهنویسی بلوکی باید نهصرفاً بهعنوان ابزار فناوری، بلکه بهعنوان یک واسطۀ شناخت در آموزش ریاضی در نظر گرفته شود. این رویکرد میتواند زمینهساز تحول در شیوههای یاددهی-یادگیری مفاهیم پیچیدۀ هندسی و ابزاری کارساز برای معلمان ریاضی برای آموزش مفاهیم انتزاعی به دانشآموزان باشد.
فناوری آموزش- دوره متوسطه
کاظم عبدالهپور؛ ابوالفضل رفیعپور
چکیده
هدف مقاله حاضر، بررسی تجربه زیستة چرخة مدلسازی دانشآموزان با استفاده از رویکرد پدیدارشناختی است. برای این منظور، از یک مسأله با عنوان «نان محلی و نان شهری» استفاده شده است که حاصل تجربة 3 سالة نویسنده اول، در یکی از روستاهای واقع در محدودة جنوب شرقی ایران بوده است. در این پژوهش، از نمونهگیری هدفمند استفاده شده و تا ...
بیشتر
هدف مقاله حاضر، بررسی تجربه زیستة چرخة مدلسازی دانشآموزان با استفاده از رویکرد پدیدارشناختی است. برای این منظور، از یک مسأله با عنوان «نان محلی و نان شهری» استفاده شده است که حاصل تجربة 3 سالة نویسنده اول، در یکی از روستاهای واقع در محدودة جنوب شرقی ایران بوده است. در این پژوهش، از نمونهگیری هدفمند استفاده شده و تا رسیدن به اشباع اطلاعات، نمونهگیری ادامه یافته است. در این مطالعه، جمعاً 16 دانشآموز دختر پایه نهم (8 گروه دو نفره) شرکت داشتند. دادههای مطالعه از منابع مختلف شامل مشاهده مشارکتی، برگههای دانشآموزان، گفتگوهای بین مصاحبهگر و دانشآموز و مصاحبههای نیمهساختیافته جمعآوری و با استفاده از روش تفسیری، تحلیل شدهاند. یافتههای مسأله پخت نان که مسألهای اصیل و برگرفته از زندگی واقعی دانشآموزان روستایی بود، نشان میدهد دانشآموزان از مرحلة اول تا پنجم مدلسازی به ترتیب قادرند مسأله دنیای واقعی را بیان کنند؛ از دادههای واقعی مدل ریاضی بسازند؛ با استفاده از تجربة زیسته و دانش ریاضی نتایج ریاضی را به دست آورند. تجربة پخت نان بر تجسم دانشآموزان در تفسیر نتایج و باور آنها اثر گذاشته است. بنابراین، مهمترین نتایجی که پژوهش حاضر به آن رسیده است عبارتند از اینکه تجربة زیستة دانشآموزان به حل مسألة مدلسازی کمک کرده است و نقش مهمی در پر کردن شکاف بین دنیای واقعی و دنیای ریاضی داشته است.